پرتال جامع سنت

شرحی بر تاریخ تحلیل نشده اسلام

اندر احوالات مولوي عبدالحميد

مولوی عبدالحمید، در اظهار نظری قابل تامل مدعی شد: "همه انقلاب‏های منطقه و خیزشی
که "بهار عربی" نام گرفته است و از جمله انقلاب اسلامی ایران، نتیجه مقاومت مردم فلسطین و متأثر از نهضت فلسطینی‏ها هستند."
 
به گزارش زاهدان نیوز وی در جریان نماز جمعه این هفته مسجد مکی اهل سنت زاهدان با اشاره به ایستادگی ملت فلسطین در برابر اشغالگران اسرائیلی در چند دهه گذشته افزود: رأی اخیر سازمان ملل به پذیرفتن کشور مستقل فلسطینی و عضویت فلسطین به عنوان  کشور ناظر با رأی اکثریت کشورها، گام بزرگی برای ملت فلسطین در راه تحقق آرمان این ملت برای تشکیل کشور فلسطین است.
 
ابتدا باید دید که رابطه انقلاب اسلامی و قیام مردم فلسطین چگونه است و کدام یک بیشترین اثرگذاری را داشته است؟
اگر چه پاسخ به این سوال برای بسیاری از آگاهان سیاسی بسیار واضح و بدیهی است اما برای تنویر افکار عمومی نگاهی به ارتباط انقلاب اسلامی ایران و قیام فلسطین داریم.
بررسی تاریخی، گویای این مطلب است که پیش از وقوع انقلاب اسلامي ايران، حرکتهای اسلامی در فلسطین، به ويژه با ماهيت ديني، يا اصلا وجود نداشت يا فعاليتشان چشمگير نبود؛ ضمن آنكه اين جنبشها عملا از پشتيباني دولتها و سازمانهاي بين‌المللي برخوردار نبودند و اگر هم قدرتهاي بزرگ از اين حركتها پشتيباني مي‌كردند، صرفا جهت منافع آن قدرتها بود.
اما پس از انقلاب اسلامي ايران، نظام جمهوري اسلامي تلاش كرد از آنها پشتيباني كند و رابطة جدي با آنها برقرار سازد. جمهوري اسلامي ايران، پشتيباني از نهضتها و جنبش هاي آزادي بخش را در صدر اولويتهاي خود قرار داد و با اينكه خود با مشكلات داخلي اعم از اقتصادي و سياسي مواجه بود، در حد توان از هيچ كمكي به آنها دريغ نورزيد.
انقلاب اسلامي ایران، به گواه همه کارشناسان منصف و بی طرف، تأثير عميقي بر ملت مسلمان فلسطين در زمينه بازگشت به آموزه­هاي دين و اميدوار شدن به توانايي­هاي خود داشت  و بدون شک نقش مهمی در سامان دادن وحدت بر محور اسلام و شكل گيري گروههاي جهادي (چون حماس و جهاد اسلامي) ایفا کرد به طوری که می توان ادعا کرد انتفاضه فلسطین، محصول محوري تأثيرپذيري مبارزات ملت فلسطين از انقلاب اسلامي ایران است.
نزد ملت فلسطین، انقلاب اسلامی ایران دليلي بر امكان پيروزي اسلام بر ظلم و ستم و مهم­تر از آن در امكان برپايي دولت اسلامي است.
ذکر این مطلب نیز خالی از لطف نیست که مدیریت بحران فلسطین تا مدت مدیدی به دست دولت‌های عربی و رهبران سازمان‌های چریکی فلسطینی قرار داشته  ولی آنها نتوانسته­اند در معادله موجود تغییری پدید آورند. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و رهنمود حضرت امام خمینی(ره)که از دریچه مقاومت اسلامی و سازش ناپذیری با اسرائیل به مساله فلسطین مي­نگريست، تحولات بسیاری در این مساله بوجود آمد.
به گفته سيد حسن نصرالله، پايه و اساس ايده مقاومتي كه در اين كشور شروع شد و به حركت درآمد در عمق، قدرت، فعاليت و جديت خود به امام خميني (ره) بر مي­گردد و اوست كه همه اين ابعاد را به مقاومت بخشيد و عقب­نشینی بدون قید و شرط رژیم صهيونيستي در سال 2000 از این کشور، یکی از مهمترین پیروزی­های آنها بر رژیم صهیونیستی است که توسط اسلام­گرایان بدست آمد.
عقب­نشینی اسرائیل از نوار غزه در سال 2005 نیز مدیون جریان مقاومت اسلامی فلسطین است که در اقدام بعدی با پیروزی در انتخابات، زمام امور دولت را در دست گرفت و مشروعیت انتخاباتی را در كنار مشروعیت انقلابی از آن خود ساخت. این تحولات عمدتاً مدیون تفکر امام خمینی(ره) است که انديشه اسلام انقلابی و مبارزه را اساس حرکت برای آزادسازي فلسطین قرار داد و جریان مقاومت اسلامی را در منطقه گسترش داد.
رهبر شهید جنبش جهاد اسلامي دکتر"فتحی شقاقی" در رابطه با نقش انقلاب ايران و تأثير آن بر مبارزات مردم فلسطين گفته است:« هيچ چيز به اندازه انقلاب امام خميني نتوانست ملت فلسطين را به هيجان آورد و احساسات آن­ها را برانگيزد و اميد را در دلهايشان زنده كند. با پيروزي انقلاب ­اسلامي ما به خود آمديم و دريافتيم كه آمريكا و اسرائيل نيز قابل شكست هستند، ما فهميديم كه با الهام از دين اسلام مي­توانيم معجزه كنيم و از اين رو ملت مجاهدمان در فلسطين، انقلاب  اسلامي و جمهوري اسلامي را به ديده تقدير مي­نگرند و امام خميني(ره) را از رهبران جاويد تاريخ اسلام مي­دانند.»
 
با این توضیح باید گفت، بدون تردید، انقلاب اسلامی ایران نه تنها در انقلاب اسلامی مردم فلسطین نقش بسزایی داشته، بلکه نقش محوری در بیداری و هوشیاری جهان اسلام نيز داشته است. انقلاب اسلامی ایران تبدیل به الگویی برای اسلام‌خواهی، استكبارستيزي و آرمان تشکیل حکومت اسلامی در بین ملت‌های اسلامی شده به گونه‌ای که اردوگاه غرب و سران غیر مردم­سالار عرب را به چالش و واکنش کشانده ‌است. آنها به خوبی دریافتند که بیداری جهان اسلام با این همه ظرفیت به ضرر غرب و استمرار حکومت سران عرب خواهد بود.
اما فلسطین که به فرموده معمار انقلاب اسلامي، پاره تن اسلام است و به نظر رهبر انقلاب اسلامي، مهمترین مسئله جهان اسلام است، آنچنان با آرما‌ن‌های انقلاب اسلامیمان عجین شده‌ که جدایی‌ناپذیر است و تبلور عيني سخن حضرت امام‌(ره) است كه میفرمایند: «از اول مبارزات، قضایای لبنان و فلسطین جزو مقاصد اصلی ما بوده و از مسائل ایران جدا نبوده است».
اگر به موضعگیری رهبر و سخنان دولتمردان نظام بنگریم، متوجه مي شويم که با هر گرایشی و سليقه‌اي در این مساله (فلسطین)، هم عقیده هستند و حساسیت آن‌ها نشان از اهمیتی است که فلسطین در راهبرد انقلاب اسلامی ایران دارد.
 
اما نکته مهم دیگر در سخنان جناب عبدالحمید، نامگذاری بیداری اسلامی به بهار عربی توسط ایشان است که بسیار جای تامل و تاسف دارد.
بر خلاف نظر ایشان، آنچه که اکنون در حال رخ دادن است، بیداری اسلامی است نه بهار عربی. به عنوان مثال در کشور مصر که یکی از کانونهای مهم بیداری اسلامی محسوب می شود در حال حاضر قانون اساسی جدید  بر مبنای فقه اسلام در حال تدوین و تصویب است نه بر اساس مبانی قومیت عرب و حضور مردم مسلمان مصر در همه پرسی برای تصویب قانون اساسی است که گرایش به سمت اسلامی شدن دارد و در نهایت، این مطلب که خیزشهای مردمی به سمت اسلام خواهی بوده، اظهر من الشمس است.
نیازی به توضیح نیست که رسانه های استکباری با هدف به انحراف کشاندن اذهان ملتهای مسلمان و ضربه زدن به قیامهای مردمی تلاش دارند خیزش عظیم مسلمانان جهان را به یک اعتراض ساده قومیتی با نام بهار عربی محدود سازند.
جناب عبدالحمید کدام نسیم بهاری را سراغ دارند که بتواند این چنین سهمگین، ریشه های ظلم و استکبار را از دل سرزمینهای اسلامی برکند. این بهار عربی نیست که دلهای سرسپردگان غرب را آزرده است بلکه طوفان غیرت اسلامی است که این چنین استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل را در هم تنیده و می رود تا برای همیشه حکام خودفروخته مرتجع عربی را به زباله دان تاریخ بیندازد.
جناب مولوی از رای مثبت سازمان ملل به ناظریت غیر عضو فلسطین یاد کرده اند اما گویا از یاد برده اند که مثال ملت فلسطین و رژیم منحوس اسراییل، ماجرای صاحبخانه ای است که دزدی متجاوز به زور، خانه او را اشغال کرده و آنگاه که او را بیرون از خانه اش انداخته ، خود را صاحبخانه جا زده است و با پررویی تمام از اذیت و آزارهای صاحبخانه قبلی می نالد. تمام تلاش استکبار برای همین است که جای صاحبخانه و دزد را عوض کند و با سناریوهایی همچون رای اخیر سازمان ملل و تلاش برای تشکیل کشور فلسطین!! رسمیت دولت غاصب اسراییل را بر فلسطینیان مظلوم تحمیل کند.
شاید این رای مثبت گام جدیدی در حل مناقشه فلسطین و اسراییل پنداشته شود اما نباید از یاد برد که کشور فلسطین نیازی به تشکیل ندارد بلکه آنچه نیاز است خروج رژیم جعلی صهیونیستی از اراضی اشغالی کشور فلسطین است.

1- رعایت ادب اسلامی و رسم الخط فارسی ضروری است
2-برای استفاده از مزایای خاص سایت پیشنهاد میشود وارد شوید و نظر خود را ارسال نمایید