پرتال جامع سنت

شرحی بر تاریخ تحلیل نشده اسلام

مشروعیت لعن و سب (4) + سند

از شما خواننده عزیز خواهش میکنیم برای دیدن کل مقاله مشروعیت لعن و سب که در 30 بخش است به لینک زیر رجوع کنید:
مشروعیت لعن و سب
نظر علماي اهل سنت در مورد دشمنان امير مومنان و قاتل حضرت !
قاتل علي (عليه‌السلام) اجتهاد كرد و ثواب برده است !

ابن حزم ، مي‌گويد اجماع بين مسلمانان است كه ابن‌ملجم ، براي كشتن حضرت علي (عليه‌السلام) اجتهاد كرده و خود را بر حق مي‌دانست!!!
وَلاَ خلاَفَ بين أَحَدٍ من الْأُمَّة في أَنَّ عَبْدَ الرحمن بن مُلْجَمٍ لم يَقْتُلْ عَليًّا رضي الله عنه إِلاَّ مُتَأَوِّلاً مُجْتَهِدًا مُقَدِّرًا أَنَّهُ على صَوَابٍ وفي ذلك يقول عمْرَانُ بن حطَّانَ شَاعرُ الصِّفْرِيَّة :
يا ضَرْبَةً من تَقيٍّ ما أَرَادَ بها إِلاَّ ليَبْلُغَ من ذي الْعَرْشِ رِضْوَانًا
إنِّي لأذكره حينا فَأَحْسَبُـهُ أوفي الْبَــرِّيَّة عنْــدَ اللَّه ميزانًا
المحلى ج 10 ص 484 ، اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد الوفاة: 456 ، دار النشر : دار الآفاق الجديدة - بيروت ، تحقيق : لجنة إحياء التراث العربي
اجماع بين مسلمانان است كه ابن‌ملجم ، براي كشتن حضرت علي (عليه‌السلام) اجتهاد كرده و خود را بر حق مي‌دانست ، و به همين علت عمران بن حطان شاعر صفريه (گروهي از خوارج) در مي‌گويد :
چه ضربتي زد آن نيكوكار كه از آن جز رسيدن به رضاي خدا هدفي نداشت !
من وقتي او را به ياد مي‌آورم ،او را كسي مي‌بينم كه ترازوي عمل او نزد خدا از همه پرتر است !
قاتل حضرت علی
قاتل علي (عليه‌السلام) اهل روزه و نماز بود و براي محبت خدا او را كشت!
ابن تيميه نيز مي‌گويد :
وَالَّذِي قَتَلَ عَلِيًّا كَانَ يُصَلِّي وَيَصُومُ وَيَقْرَأُ الْقُرْآنَ، وَقَتَلَهُ مُعْتَقِدًا أَنَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُحِبُّ قَتْلَ عَلِيٍّ، وَفَعَلَ ذَلِكَ مَحَبَّةً لِلَّهِ وَرَسُولِهِ - فِي زَعْمِهِ - وَإِنْ كَانَ فِي ذَلِكَ ضَالًّا مُبْتَدِعًا.
منهاج السنّة ج7 ص153 المؤلف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي (المتوفى: 728هـ)، المحقق: محمد رشاد سالم، الناشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية، الطبعة: الأولى، 1406 هـ - 1986 م،عدد المجلدات: 9
كسي كه علي را كشت ، نماز مي‌خواند و روزه مي‌گرفت و قرآن مي‌خواند ، و او را با اين اعتقاد كشت كه خدا و رسول او كشتن علي را دوست مي‌دارند ، و اين كار را به گمان خويش در راه محبت خدا و رسولش انجام داده بود ! اگر چه در اين كار گمراه و بدعت‌گذار بود !
قاتل حضرت علي
قاتل علي (عليه‌السلام) عابدترين مردم بود !
و در جاي ديگر مي‌نويسد :
وَلِهَذَا قَتَلَهُ وَاحِدٌ مِنْهُمْ؛ وَهُوَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُلْجِمٍ الْمُرَادِيُّ مَعَ كَوْنِهِ كَانَ مِنْ أَعْبَدِ النَّاسِ. وَأَهْلُ الْعِلْمِ
منهاج السنّة ج5 ص47 المؤلف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي (المتوفى: 728هـ)، المحقق: محمد رشاد سالم، الناشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية، الطبعة: الأولى، 1406 هـ - 1986 م،عدد المجلدات: 9.
يكي از خوارج علي را كشت كه نام او عبدالرحمن‌ بن ملجم مرادي بود ، كه با اينهمه از عابدترين مردم زمان و از اهل علم بود !
قاتل حضرت علی
چطور ممكن است كه كسي را كه رسول خدا او را «أشقى الناس» معرفي كرده و او را مانند كشنده ناقه صالح مي‌دانند ، اينگونه مجتهد معرفي شود ، اما كساني كه با عثمان مخالفت كرده و او را كشتند ، حق اجتهاد نداشتند ؟!
سخن رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در مورد قاتل اميرمومنان علي (عليه‌السلام)
ابن حجر هيثمي در «الصواعق المحرقة» روايت ذيل را نقل كرده و سند آن را نيز تصحيح مي‌كند كه :
وروى الطَّبَرَانِيّ وَأَبُو يعلى بِسَنَد رِجَاله ثِقَات إِلَّا وَاحِدًا مِنْهُم فَإِنَّهُ موثق أَيْضا أَنه صلى الله عَلَيْهِ وَسلم قَالَ لَهُ يَوْمًا (من أَشْقَى الْأَوَّلين) قَالَ الَّذِي عقر النَّاقة يَا رَسُول الله قَالَ صدقت قَالَ (فَمن أَشْقَى الآخرين) قَالَ لَا علم لي يَا رَسُول الله قَالَ (الَّذِي يَضْرِبك على هَذِه) وَأَشَارَ صلى الله عَلَيْهِ وَسلم إِلَى يَافُوخه
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ج 2 ص 362 ، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط
طبراني و ابويعلي با سندي كه همه راويان آن ثقه هستند ، غير از يك نفر ، كه او نيز توثيق شده است ، از رسول خدا (صلى الله عليه وآله) روايت مي‌كند كه روزي به علي (عليه‌السلام) فرمود : چه كسي شقي‌ترين امت‌هاي اولين است ؟ در پاسخ فرمود : كسي كه ناقه را پي كرد ، اي رسول خدا!
آن حضرت فرمودند : راست گفتي . سپس فرمودند : چه كسي شقي‌ترين امت‌هاي آخرين است ؟ فرمود : اي رسول خدا ! آگاه نيستم . آن حضرت فرمودند : كسي كه به تو در اينجا ضربه خواهد زد ، و با دست به پيشاني آن حضرت اشاره كردند .
شقی ترین فرد زمین
شبيه اين روايت در مصادر ذيل نيز ذكر شده است :
المعجم الكبير ج 2 ص 247 و ش 2037 ج 8 ص 38 ، دار النشر : مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي.
الاستيعاب ج 3 ص 1125 لابن عبد البر الوفاة: 463 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1412 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : علي محمد البجاوي
المبسوط للسرخسي ج 30 ص 212 لشمس الدين السرخسي الوفاة: 483 ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت
الكشاف ج 2 ص 115 للزمخشري الخوارزمي الوفاة: 538 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : عبد الرزاق المهدي.
المنتظم ج 5 ص 174 لابن الجوزي أبو الفرج الوفاة: 597 ، دار النشر : دار صادر - بيروت - 1358 ، الطبعة : الأولى
اسد الغابة ج 4 ص 126 لابن الأثير الوفاة: 630هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عادل أحمد الرفاعي
چطور مي‌شود كه وقتي رسول خدا (صلى الله عليه وآله) قاتل اميرمومنان علي (عليه‌السلام) را «شقي‌ترين اين امت» معرفي مي‌كند ، او مجتهد به شمار آمده و مجتهد نيز طبق روايات صحيحه اهل سنت و كلام علمايشان ، براي اجتهاد خويش ثواب مي‌گيرد! اما قاتلين عثمان حق اجتهاد نداشتند (با اينكه در ميان قاتلين عثمان نيزافرادي مانند «عبد الرحمن بن عديس» از اصحاب بيعت شجره حضور داشتند) ؟!
ابن جوزي در المنتظم مي‌گويد :
290- عَبْد الرَّحْمَنِ بن عديس البلوي: بايع رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تحت الشجرة. وروى عنه عليه السلام. وشهد فتح مصر، واختط بها، وكان رئيس الخيل التي سارت من مصر إلى عثمان
المنتظم في تاريخ الملوك والأمم ج 5 ص 114 ، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن علي بن محمد بن الجوزي أبو الفرج الوفاة: 597 ، دار النشر : دار صادر - بيروت - 1358 ، الطبعة : الأولى
تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ج 3 ص 531 ، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ ، دار النشر : دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. عمر عبد السلام تدمرى
الإصابة في تمييز الصحابة ج 4 ص 334 ش 5167، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1412 - 1992 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : علي محمد البجاوي
عبد الرحمن بن عديس بلوي ، با رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در زير درخت بيعت كرده و از آن حضرت روايت نقل كرد ؛ در فتح مصر حاضر بوده و جزو فرماندهان بود ؛ او فرمانده سواره نظامي بود كه از مصر به سمت عثمان آمدند .
قتل عثمان
چه فرقي بين عبد الرحمن بن عديس - از مهاجمان به عثمان- و ابن ملجم است ؟ چه فرقي بين مهاجمين به عثمان و دشمنان امير مومنان است ؟ چه فرقي بين قاتلين عمار با قاتلين عثمان وجود دارد ، كه قاتلين عمار مي‌توانستند اجتهاد كنند ، اما قاتلين عثمان خير ؟!
بررسي نظر شيعه و اهل سنت در مورد صحابه :
نظر شيعه در مورد صحابه :

براي اينكه مشخص شود كه آيا مقصود شيعه از مطرح كردن بحث لعن دشمنان دين ، دشمني با رسول خدا (صلى الله عليه وآله) و تمامي صحابه نيست ، در ابتدا بايد نظر شيعه را در مورد صحابه بيان نماييم .
شيعه نمي تواند همانند اهل سنت حكم به عدالت تمام صحابه كرده و براي آنان مقام فوق عصمت قائل شود و معتقد باشد كه هيچ گناهي از صحابه نوشته نمي شود و آنان مشمول آيات وعيد قرآن نمي شوند؛ زيرا خداوند متعال نسبت به پيامبر گرامي (صلى الله عليه وآله) كه اشرف خلائق و افضل پيامبران مي‌باشد می فرمايد :
لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنْ الْخَاسِرِينَ سوره زمر آيه 39 اگر شرک بورزی عملت نابود شده و از زيانکاران خواهی بود .
و نيز خطاب به پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) مي‌فرمايد :
وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ سوره الحاقة آيات 44 تا 46 و اگر پاره‌اي گفتارها بر ما بسته بود ، دست راستش را سخت مي‌گرفتيم ، سپس رگ قلبش را پاره مي‌كرديم .
همچنين خطاب به آن حضرت مي فرمايد :
وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا * إِذًا لَأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا سوره إسراء آيات 74 و 75 و اگر تو را استوار نمي‌داشتيم ، قطعا نزديك بود كمي به سوي آنان متمايل شوي ؛ در آن صورت حتما تو را دو برابر (در) زندگي و دو برابر (پس از) مگر (عذاب) مي‌چشانديم ؛ آنگاه در برابر ما براي خود ياوري نمي‌يافتي .
شيعه با اين كه صحبت رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) را بالاترين شرف براي افراد مي‌داند، ولي با الهام از آيات قرآن و روايات نبوي و اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم‌السلام) معتقد است كه صحابه بر سه گروه بودند:
گروه اول از صحابه :
كساني كه تابع احكام الهي و اوامر رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) بودند و عده‌اي از آنان در ركاب حضرت به شهادت رسيدند ، شيعه تمامي افراد اين دسته را متدين و اهل بهشت مي‌داند که به نمونه‌هايي از اين افراد اشاره مي‌نماييم :
1- کسانی که در زمان رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به شهادت رسيدند :
كليه اصحابي كه خالصانه از اسلام دفاع كردند و در زمان رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در اين راه به شهادت رسيدند و طبق مدارك اهل سنت ، تنها كساني كه در زمان رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در جنگ ها به شهادت رسيده اند 259 نفر بوده است .
رحمة للعالمين، سيرة النبي الأمي صلى الله عليه وسلم باب حروب رسول الله ، تأليف: القاضي محمد سليمان سلمان المنصورفوري وترجمة د. سمير عبدالحميد إبراهيم/ دار السلام / الرياض
2- کسانی که در زمان رسول خدا (صلى الله عليه وآله) با ايمان از دنيا رفتند :
کسانی که در زمان رسول خدا (صلى الله عليه وآله) با ايمان کامل از دنيا رفتند که اين گروه نيز خود جمعي كثير از صحابه خواهند شد .
3- کسانی که در اعتقاد به امامت علي (عليه‌السلام) ثابت ماندند :
آنان كه بعد از رحلت رسول گرامی اسلام (صلى الله عليه وآله) مطابق وصيت حضرت معتقد به امامت و خلافت حضرت امير (عليه‌السلام) شدند و از آن حضرت دفاع نمودند . اين‌ها اگر چه تعدادشان اندک بود ولي همگی از بزرگان صحابه به شمار می روند ؛ در کتاب خطط الشام نام تعدادی از ايشان را می برد که عبارتند از :
سلمان ، ابوذر ، ابو سعيد خدری ، عمار ياسر ، حذيفة بن يمان ؛ ابو ايوب انصاری ، خالد بن سعيد ، قيس بن سعد.
وي مي‌گويد :
عرف جماعة من كبار الصحابة بموالاة علي في عصر رسول الله صلى الله عليه وسلم ، مثل سلمان الفارسي ، القائل : بايعنا رسول الله على النصح للمسلمين ، والائتمام بعلي بن أبي طالب ، والموالاة له ومثل أبي سعيد الخدري القائل : أمر الناس بخمس ، فعلموا بأربع ، وتركوا واحدة ، ولما سئل عن الأربع قال : الصلاة والزكاة والصوم والحج ، قيل فما الواحدة التي تركوها ؟ قال : ولاية علي بن أبي طالب ، قيل له : وإنها لمفروضة معهن ؟ قال نعم هي مفروضة معهن ومثل أبي ذر الغفاري وعمار بن ياسر ، وحذيفة بن اليمان وذي الشهادتين ، وأبي أيوب الأنصاري ، وخالد بن سعيد ، وقيس بن سعد. وأما ما ذهب إليه بعض الكتاب من أن التشيع من بدعة عبد الله بن سبأ ، فهو وهم ، وقلة معرفة بحقيقة
خطط الشام ج6 ص245 المؤلف: محمد بن عبد الرزاق بن محمَّد، كُرْد عَلي (المتوفى: 1372هـ)، الناشر: مكتبة النوري، دمشق، الطبعة: الثالثة، 1403 هـ - 1983 م، عدد الأجزاء: 6 (الجزء رقم 5 ساقط في هذه النسخة)
عده‌اي از بزرگان صحابه ، به دوستي علي در زمان رسول خدا (صلى الله عليه وآله) شناخته مي‌شدند ؛ مانند سلمان فارسي كه گفته بود با رسول خدا بيعت كرديم كه با مردم خيرخواه باشيم و علي را امام و ولي خويش بدانيم ! و مانند ابوسعيد خدري كه گفته بود مردم به پنج چيز مامور شدند كه چهار تا را انجام داده و يكي را ترك كردند ؛ وقتي از آن چهار چيز سوال شد ، گفت : نماز و زكات و روزه و حج ؛ به او گفته شد آن يكي كه مردم تركش كردند چه بود ؟ پاسخ داد : ولايت علي بن ابي طالب ؛ به او گفتند : آيا ولايت علي نيز همراه آنان واجب شد ؟! گفت آري ولايت علي نيز همراه آنان واجب شد . و ماننى ابوذر غفاري و عمار ياسر و حذيفه بن يمان و ذي‌الشهادتين و ابو ايوب انصاري و خالد بن سعيد و قيس بن سعد . اما آنچه كه عده اي از نويسندگان گفته‌اند كه شيعه از بدعت‌هاي عبد الله بن سبا است ، توهم است ! و از كمي آشنايي با حقيقت مذهب شيعه است .
بدعت های اصحاب
صبحي صالح نيز علاوه بر جمع فوق عده ديگری را اضافه می کند که عبارتند از :
مقداد بن أسود ، جابر بن عبد الله ، أبي بن كعب ، أبو الطفيل عمر بن وائلة ، عباس بن عبد المطلب ، همه فرزندان عباس
او مي‌گويد :
كان بين الصحابة حتى في عهد النبي (صلى الله عليه وآله) شيعة لربيبه علي، منهم: أبو ذر الغفاري، والمقداد بن الأسود، وجابر بن عبد الله، وأبي بن كعب، وأبو الطفيل عمر بن وائلة، والعباس بن عبد المطلب وجميع بنيه، وعمار بن ياسر، وأبو أيوب الأنصاري .
النظم الإسلامية ص 96
در ميان صحابه حتي در زمان رسول خدا (صلى الله عليه وآله) عده‌اي شيعه‌ علي ، تربيت شده پيامبر بودند ؛ كه از ميان ايشان ابوذر غفاري و مقداد بن اسود و جابر بن عبد الله و ابي بن كعب و ابو الطفيل عمر (عامر)‌ بن وائلة و عباس بن عبد المطلب و همه فرزندان او و عمار ياسر و ابو ايوب انصاري .
4- کسانی که پس از مدتي، به طرف امير مومنان (عليه‌السلام) برگشتند :
تعدادي از صحابه كه پس از مدتي جدايي از اميرمومنان علي (عليه‌السلام) ، عاقبت به صف پيروان حضرت پيوسته و در جنگ جمل و صفين و نهروان در ركاب حضرت جنگيدند ويا به شهادت رسيدند و يا تا آخر عمر با امام بودند و در حمايت از حضرت نهايت تلاش خود را به كار بستند.
صحابه مدافع امير مومنان در جنگ جمل :
تعدار صحابه ای که در جنگ جمل در ركاب حضرت علي (عليه‌السلام) بودند، در کتب شيعه 1500 نفر و در کتب اهل سنت حدود 800 نفر ذکر شده اند !!!
شيخ طوسي و قاضي نعمان مغربي مي‌نويسند:
شهد مع علي ( عليه السلام ) يوم الجمل ثمانون من أهل بدر ، وألف وخمسمائة من أصحاب رسول الله ( صلى الله عليه وآله ).
الأمالي للطوسي ص 726 ش 1527 ، شرح الأخبار ج 1 ص 489 ش 350 .
همراه با علی (عليه‌السلام) در جنگ جمل هشتاد نفر از اهل بدر و هزار و پانصد نفر از صحابه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) بودند .
ذهبي نيز مي‌نويسد:
وَقَالَ سعيد بن جُبَيْر: كان مع عليّ يوم وقعة الجمل ثمانمائة من الأنصار، وأربعمائة ممّن شهِدَ بَيْعَةَ الرَّضْوان. رواه جعفر بن أبي المُغْيرة عن سعيد. وَقَالَ المطّلب بن زياد، عن السُّدِّيّ: شهِدَ مع عليّ يوم الجمل مائة وثلاثون بدريا وسبعمائة مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ،
تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ج3 ص484 المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: 748هـ)، المحقق: عمر عبد السلام التدمري، الناشر: دار الكتاب العربي، بيروت، الطبعة: الثانية، 1413 هـ - 1993 م، عدد الأجزاء: 52
سعيد بن جبير گفته است که در جنگ جمل هشتصد نفر از انصار و چهار صد نفر از اهل بيعت رضوان، همراه علی بودند . و از سُدِّی نقل شده است که همراه با علی در جمل 130 نفر از اهل بدر و 700 نفر از صحابه حاضر بودند ...
بیعت رضوان
صحابه مدافع امير مومنان در جنگ صفين :
مسعودی گفته است :
كان ممن شهد صفين مع علي من أصحاب بدر سبعة وثمانون رجلا ... وشهد معه من الأنصار ممن بايع تحت الشجرة ؛ وهي بيعة الرضوان من المهاجرين والأنصار من أصحاب رسول الله (صلى الله عليه وآله) تسعمائة ، وكان جميع من شهد معه من الصحابة ألفين وثمانمائة .
مروج الذهب ج 2 ص 361
از کسانی که در جنگ صفين همراه علی بودند هشتاد و هفت نفر از اهل بدر ... و از يارانی که در زير شجره با رسول خدا (صلى الله عليه وآله) بيعت کردند از مهاجر و انصار 900 نفر ؛ و همه صحابه ای که همراه امير مومنان بودند 2800 نفر بوده است .
گروه دوم از صحابه :
افرادي كه مخالفت احكام الهي كردند و قرآن از آنان با صراحت، فاسق تعبير مي‌كند:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا سوره حجرات آيه 6 اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! اگر فاسقي برايتان خبري آورد ، نيك وارسي كنيد .
و يا قلب آنان را دچار بيماري مي‌داند:
وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا سوره أحزاب آيه 12 و هنگامي كه منافقان و كساني كه در دل‌هايشان بيماري است مي‌گفتند : خدا و فرستاده‌اش جز فريب به ما وعده‌اي ندادند !
و مهم تر از همه اينكه برخي از صحابه با آرزوي مرگ رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) و ازدواج با همسران آن حضرت ، زمينه اذيت و آزار ايشان را فراهم كردند:
وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا
سوره أحزاب آيه 53 و شما حق نداريد رسول خدا را برنجانيد و مطلقا (نبايد) زنانش را پس از (وفات) او به نكاح خود در آوريد ؛ چرا كه اين (كار) نزد خدا همواره (گناهي) بزرگ است .
اين كه قرآن با صراحت به كساني كه پيامبر گرامي را اذيت كنند ، لعنت فرستاده و وعده آتش جهنم به آنان داده است :
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا سوره أحزاب آيه 57 بي‌گمان كساني كه خدا و پيامبر او را آزار مي‌رسانند ، خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت كرده و برايشان عذابي خفت آور آماده ساخته است .
در سنت نبويه نيز در مورد اين دسته ، روايات فراوان آمده است ؛ در حديث مشهور حوض با صراحت بيان شده كه عده زيادي از صحابه بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) از مسير حق منحرف شدند و جز تعداد اندكي، گرفتار آتش جهنم خواهند شد :
فَلاَ أُرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلاَّ مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ.
صحیح البخاری ج8 ص121 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي ، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر ، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي) ، الطبعة: الأولى، 1422هـ ،عدد الأجزاء: 5
پس نمي بينم كه از بين اين افراد (از اصحاب من) جز به اندازه گله‌اي شتر بي ساربان ، (از عذاب) رهايي يابند !
ارتداد صحابه

1- رعایت ادب اسلامی و رسم الخط فارسی ضروری است
2-برای استفاده از مزایای خاص سایت پیشنهاد میشود وارد شوید و نظر خود را ارسال نمایید