پرتال جامع سنت | آخرین میخ تابوت عدالت صحابه2+سند

پرتال جامع سنت

شرحی بر تاریخ تحلیل نشده اسلام

آخرین میخ تابوت عدالت صحابه2+سند

مطالب قبلی مقاله در لینک مقابل: آخرین میخ تابوت عدالت صحابه1+سند
نكته چهارم:
ما حدود 12 آيه در مذمت صحابه داريم كه اين آيات به هيچوجه قابل تأويل و توجيه نيست. چند آيه از اين آيات را كه خيلي صريح و روشن است، بيان مي كنیم:
آيه اول:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ... سوره حجرات آیه6 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اگر فاسقى برايتان خبرى آورد نيك وارسى كنيد مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد
اين صحابه اي كه نزد پيامبر(صلی الله علیه وآله) خبر دروغ مي دهد و نزديك بود جنگي صورت بگيرد و ده ها و صدها انسان كشته شود، قرآن از او تعبير به فاسق مي كند. اين فاسق كيست؟ 
ان الوالید بن عقبه کان یشرب مع ندمائه و مغنیه من اول اللیل الی الصباح فلما آذنه الموذنون بالصلاه خرج متفضلا فی غلائله فتقدم الی المحراب فی صلاه الصبح فصلی بهم اربعا و قال اتریدن ان ازیدکم و قیل انه فی سجوده و قد اطال : اشری و اسقنی، فقال له بعض من کان خلفه فی الصف الاول : ما تزید لا زادک الله من الخیر . والله لا اعجب الا ممن بعثک الینا و الیا وعلینا امیرا
ميگويند جناب عثمان وليد پسر عقبه را كه به نص قرآن فاسق است بر كوفه منصوب كرد. او در آشكارا شراب خواري مي‏كرد و با مستي امام جماعت مي‏شد. روزي نماز صبح را چهار ركعت خواند و گويند كه سجودش را طولاني كرد و گفت: بياشام و برايم بريز. مردي كه عتاب فرزند عيلان ثقفي بود و پشت سرش و در صف اوّل ايستاده بود به او گفت: چرا سخن هرزه مي‏گويي؟ خداوند خيري به تو ندهد، به خدا كه از كسي كه تو را به اين‏جا فرستاده و تو را بر ما امير قرار داده در عجبم.
مروج الذهب، ج 2، ص 335؛ تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 165، چاپ دار صادر.
نماز صبح 4 رکعتی
واحدی نیشابوری در " اسباب نزول الایات چنین می گوید :
قوله عز وجل : ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا ) الآية .نزلت في الوليد بن عقبة بن أبي معيط بعثه رسول الله صلى الله عليه وسلم إلي بني المصطلق مصدقا ، وكان بينه وبينهم عداوة في الجاهلية ، فلما سمع القوم تلقوه تعظيما لله تعالى ولرسوله فحدثه الشيطان أنهم يريدون قتله فهابهم ، فرجع من الطريق إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم وقال : إن بني المصطلق قد منعوا صدقاتهم وأرادوا قتلي ، فغضب رسول الله صلى الله عليه وسلم وهم أن يغزوهم ، فبلغ القوم رجوعه ، فأتوا رسول الله صلى الله عليه وسلم وقالوا : سمعنا برسولك ، فخرجنا نتلقاه ونكرمه ونؤدي إليه ما قبلنا من حق الله تعالى ، فبدا له في الرجوع ، فخشينا أن يكون إنما رده من الطريق كتاب جاءه منك بغضب غضبته علينا ، وإنا نعوذ بالله من غضبه وغضب رسوله ، فأنزل الله تعالى - يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا - يعني الوليد بن عقبة
أسباب نزول القرآن ج1 ص390 /المؤلف: أبو الحسن علي بن أحمد بن محمد بن علي الواحدي، النيسابوري، الشافعي (المتوفى: 468هـ)/المحقق: عصام بن عبد المحسن الحميدان/قال المحقق: قمت بتوفيق الله وحده بتخريج أحاديث الكتاب تخريجا مستوفى على ما ذكر العلماء أو ما توصلت إليه من خلال نقد تلك الأسانيد/الناشر: دار الإصلاح - الدمام/الطبعة: الثانية، 1412 هـ - 1992 م

آیه (
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا ) در شان ولید بن عقبه بن ابی معیط نازل شد وقتی رسول الله صلی الله علیه – و آله – وسلم او را به سوی بنی المصطلق روانه نمود تا از آنان زکات بگیرد و بین ولید بن عقبه و بنی المصطلق از زمان جاهلیت دشمنی بود . وقتی بنی المصطلق خبر دار شدند که ولید بن عقبه از جانب پیامبر می آید ، وی را بخاطر خدا و رسولش مورد احترام قرار دادند . پس شیطان بر ولید بن عقبه وسوسه نمود که آنها ( بنی المصطلق ) می خواهند تو را بکشند . پس برگشت و به رسول الله گفت : بنی المصطلق از دادن زکات ممانعت ورزیدند و قصد گشتن مرا داشتند. پس رسول الله غضبناک شدند و اراده جنگ با ایشان نمودند . بنی المصطلق از بازگشت ولید بن عقبه با خبر شدند و به نزد رسول الله آمده و گفتند : ما به کلام فرستاده شما گوش نمودیم و وی را تکریم نموده و می خواستیم که آنچه را که از حق خداوند در نزد ما بود را به او دهیم . پس او برگشت . پس ما ترسیدیم که بازگشت وی سبب عصبانیت شما از ما بشود . و ما پناه می بریم به خدا از غضب وی و غضب رسولش . پس خداوند آیه " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا " را نازل نمود که منظور از فاسق در آن ولید بن عقبه می باشد
فاسق بودن ولید
همه آورده اند كه مراد از اين فاسق، وليد بن عقبه، صحابه ی پيامبر(صلی الله علیه واله) است.
آيه دوم:
از اين واضح تر، سوره توبه، آيه 75 تا 77 است كه خداوند مي‌فرمايد:
وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُواْ بِهِ وَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ سوره توبه آیات 75 و 76 و 77 و از آنان كسانى‏اند كه با خدا عهد كرده‏اند كه اگر از كرم خويش به ما عطا كند قطعا صدقه خواهيم داد و از شايستگان خواهيم شد پس چون از فضل خويش به آنان بخشيد بدان بخل ورزيدند و به حال اعراض روى برتافتنددر نتيجه به سزاى آنكه با خدا خلف وعده كردند و از آن روى كه دروغ مى‏گفتند در دلهايشان تا روزى كه او را ديدار مى‏كنند پيامدهاى نفاق را باقى گذارد
ثعلبة بن حاطب كه از شخصيت‌هاي برجسته صحابي و انصار است و جزو كساني بود كه همواره در صف اول نماز جماعت پيامبر(صلی الله علیه وآله) بوده است: نزد پيامبر آمد و گفت: از خداوند بخواه كه به من وسعتي بدهد. اگر خداوند به من وسعت دهد، انفاق و صدقه بسياري خواهم داد و از صالحين خواهم بود. پيامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: مقدار كمي كه شكرش را بتواني به جاي بياوري، بهتر از زيادي است كه نتواني. اين شخص چند مرتبه رفت و آمد تا اينكه با اصرار او، پيامبر(صلی الله علیه وآله) براي او دعا كرد و خداوند به او ثروت زيادي داد.
وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ سوره توبه آیه 75 و از آنان كسانى‏اند كه با خدا عهد كرده‏اند كه اگر از كرم خويش به ما عطا كند قطعا صدقه خواهيم داد و از شايستگان خواهيم شد
او كه همواره در صف اول نماز جماعت بود، آرام آرام نماز جماعت خود را ترك كرد. اموال او به قدري زياد شد كه نتوانست در مدينه بماند و به خارج از مدينه رفت. آيه زكات نازل شد و پيامبر(صلی الله علیه وآله) كسي را فرستاد كه به او بگويد: بايد از هر 10 گوسفند، يكي را زكات بدهد. آن شخص گفت: من مسلمان هستم، نه يهودي. او از دادن زكات امتناع كرد و مهلت خواست.از شخص ديگري هم درخواست زكات کردند و او هم زكات خود را از بهترين ها انتخاب كرد و داد. باز هم نزد ثعلبه آمدند و او گفت: حكم پيامبر(صلی الله علیه وآله) را به من نشان بدهيد. گفت: اين جزيه است و من زير بار جزيه نمي روم. آيه نازل شد:
فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُواْ بِهِ وَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ سوره توبه آیات 77 - 76 پس چون از فضل خويش به آنان بخشيد بدان بخل ورزيدند و به حال اعراض روى برتافتنددر نتيجه به سزاى آنكه با خدا خلف وعده كردند و از آن روى كه دروغ مى‏گفتند در دلهايشان تا روزى كه او را ديدار مى‏كنند پيامدهاى نفاق را باقى گذارد
همين صحابه ی پيامبر(صلی الله علیه وآله)، منافق شد و او را در امر زكات، تكذيب كرد. اقوام او گفتند در مذمت تو، آيه نازل شده است. نزد پيامبر(صلی الله علیه وآله) آمد تا اعتراف به اشتباه خود كند و زكات خود را پرداخت كند. پيامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: من زكات تو را قبول نمي كنم. پيامبر(صلی الله علیه وآله) از دنيا رفت. ابوبكر روي كار آمد و زكات خود را براي او آورد و ابوبكر گفت: چون پيامبر(صلی الله علیه وآله) قبول نكرده است، من هم قبول نمي كنم. بعد از ابوبكر، عمر روي كار آمد و عمر هم اين چنين گفت. دوران عثمان آمد و او هم نپذيرفت.
اين ماجرا خواندني است و براي يهود و نصارا هم نيست، براي صحابه ی پيامبر(صلی الله علیه وآله) است. مراجعه كنيد به ذيل آيه شريفه، تمام مفسران اهل سنت به اتفاق آراء مي گويند اين آيات در حق يكي از صحابه ی پيامبر(صلی الله علیه وآله) نازل شده است.
ابن كثير در تفسير خود مي‌گويد:
وَقَدْ ذَكَرَ كَثِيرٌ مِنَ الْمُفَسِّرِينَ، مِنْهُمُ ابْنُ عَبَّاسٍ، وَالْحَسَنُ الْبَصْرِيُّ: أَنَّ سَبَبَ نُزُولِ هَذِهِ الْآيَةِ الْكَرِيمَةِ فِي "ثَعْلَبَةَ بْنِ حَاطِبٍ الْأَنْصَارِيِّ".

تفسير القرآن العظيم ج4 ص183 المؤلف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (المتوفى: 774هـ) / المحقق: سامي بن محمد سلامة / الناشر: دار طيبة للنشر والتوزيع / الطبعة: الثانية 1420هـ - 1999 م / عدد الأجزاء: 8.
شان نزول آیه
آيه سوم:
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ سوره حج آیه 11 و از ميان مردم كسى است كه خدا را فقط بر يك حال [و بدون عمل] مى‏پرستد پس اگر خيرى به او برسد بدان اطمينان يابد و چون بلايى بدو رسد روى برتابد در دنيا و آخرت زيان ديده است اين است همان زيان آشكار
اين آيه بر تعدادي از صحابه نازل شد كه نزد پيامبر(صلی الله علیه وآله) مي آمدند و اظهار اسلام مي كردند و وقتي به ديار خود بر مي گشتند، اگر باران مي آمد و رحمت الهي نازل مي شد، مسلمان شدن خود را به فال نيك مي گرفتند و اگر قحطي مي آمد، مسلمان شدن خود را به فال بد مي گرفتند و به شرك خودشان بر مي گشتند.
همه ی آنها صحابه بودند. به قول شما، اگر كسي يك آنْ هم پيامبر(صلی الله علیه وآله) را ديده باشد، صحابه به حساب مي آيد و تمام فضائل صحابه در او هم هست. خود بخاري مي‌گويد:
وَمَنْ صَحِبَ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، أَوْ رَآهُ مِنَ المُسْلِمِينَ، فَهُوَ مِنْ أَصْحَابِهِ
صحیح البخاری ج5 ص2 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)،الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9 .
هر مسلمانی که با رسول خدا (صلى الله علیه وآله) همراه بوده یا ایشان را دیده است ، از اصحاب حضرت است .
عدالت صحابه
آيه چهارم:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ سوره صف آیات 2 و 3 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد نزد خدا سخت ناپسند است كه چيزى را بگوييد و انجام ندهيد
كلمه «مقت» يعني چه؟ « مَقْتً» يعني غضب. اين آيه درباره چه كساني نازل شده است؟ قطعا درباره منافقين نيست. براي تعدادي از مؤمنين است كه آرزو مي كردند به افضل اعمال برسند نزد پيامبر(صلی الله علیه وآله) آمدند و گفتند:
دلني علي افضل الأعمال. آيات جهاد نازل شد. اينها گفتند: گفته بوديم افضل اعمال، ولي نه اينكه برويم بدنمان را در برابر شمشير دشمن قرار بدهيم، و مخالفت كردند. آيه نازل شد:
اي كساني كه ايمان آورده ايد! چرا سخني را مي گوييد كه عمل نمي كنيد ... 
آيه پنجم:
...وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا سوره احزاب آیه 53 و شما حق نداريد رسول خدا را برنجانيد و مطلقا [نبايد] زنانش را پس از [مرگ] او به نكاح خود درآوريد چرا كه اين [كار] نزد خدا همواره [گناهى] بزرگ است
ببينيم اهل سنت در شأن نزول اين آيه، چه آورده اند؟
آن دسته از صحابه كه در رأسشان، طلحه است كه آتش جنگ جمل را به همراه زبير و عايشه روشن كردند، گفتند پيامبر(صلی الله علیه وآله) همه زنان و دختران ما را به همسري خود مي گيرد، پس ما هم، وقتي پيامبر(صلی الله علیه وآله) از دنيا رفت، همسران او را به ازدواج خود در مي آوريم و تلافي مي كنيم. طلحه گفت من با عایشه ازدواج می کنم و ديگري مي گفت من هم با آن ديگري ازدواج می کنم و ... . اين آيه نازل شد كه اين عمل شما، پيامبر(صلی الله علیه وآله) را اذيت مي كند و به هيچ وجه حق ازدواج با زنان پيامبر(صلی الله علیه وآله) را نداريد.
... قِيلَ سَبَبُ نُزُولِهِ أَنَّ بَعْضَ النَّاسِ قِيلَ هُوَ طَلْحَةُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّه، قَالَ لَئِنْ عِشْتُ بَعْدَ مُحَمَّدٍ لَأَنْكِحَنَّ عَائِشَةَ ...

گفته شده است كه سبب نزول اين آيه، اين است كه بعضي از مردم مانند طلحه، گفته‌اند: اگر بعد از محمد زنده باشم، با عايشه ازدواج مي‌كنم.
مفاتيح الغيب = التفسير الكبير ج25 ص180 المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عمر بن الحسن بن الحسين التيمي الرازي الملقب بفخر الدين الرازي خطيب الري (المتوفى: 606هـ)، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الثالثة - 1420 هـ
طلحه شوهر عایشه
مقاتل بن سلیمان در تفسیرش چنین می گوید :
" فقال طلحة بن عبيد الله القرشي من بني تيم بن مرة : ينهانا محمد أن ندخل على بنات عمنا ، يعني عائشة ، رضي الله عنها ، وهما من بني تيم بن مرة ، ثم قال في نفسه : والله ، لئن مات محمد وأنا حي لأتزوجن عائشة ، فأنزل الله تعالى في قول طلحة بن عبيد الله ( وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا) [ آية : 53 ] لأن الله جعل نساء النبي صلی الله علیه وسلم على المؤمنين في الحرمة كأمهاتهم "
( طلحه بن عبیدالله قرشی از بنی تیم بن مره گفت : محمد ( صلی الله علیه و آله وسلم ) ما از ورود و دیدار دختر عموهایمان نهی می کند . یعنی عایشه . زیرا هر دو از بنی تیم بن مره هستند . سپس طلحه با خودش گفته بود : اگر محمد بمیرد و من زنده باشم ، با عایشه حتما ازدواج خواهم کرد . پس خداوند در ذم سخن طلحه بن عبیدالله آیه ( وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا ) را نازل کرد زیرا خداوند، (ازدواج با) زنان پیامبر را بر مومنین همانند ( ازدواج با ) مادرانشان حرام نمود .
تفسير مقاتل بن سليمان ، ج 3 ص 53 ،اسم المؤلف: أبو الحسن مقاتل بن سليمان بن بشير الأزدي بالولاء البلخي الوفاة: 150هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت - 1424هـ - 2003م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : أحمد فريد
سنت
جالب است که این مفسر اهل سنت به صراحت به نام " طلحه بن عبیدالله " اشاره نموده و حتی بیان می نماید که او و عایشه ، هر دو از یک قبیله هستند.
نحاس در " معانی القرآن " شان نزول این آیه را این چنین بیان می کند :
" قال قتادة قال رجل من أصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم إن مات رسول الله صلی الله علیه وسلم تزوجت فلانة . قال معمر قال هذا طلحة لعائشة "
( قتاده می گوید : مردی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه – و آله – وسلم گفت : اگر رسول الله بمیرد ، با فلانه ( یکی از زنان پیامبر ) ازدواج خواهم کرد . معمر می گوید : گوینده این جمله همانا طلحه بوده است در مورد عایشه )
معاني القرآن الكريم ، ج 5 ص 373 ،اسم المؤلف: النحاس الوفاة: 338 ، دار النشر : جامعة أم القرى - مكة المرمة - 1409 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد علي الصابوني
خواستگار عایشه
اينها ايرانيان يا صفويان نبودند كه قبل از رحلت پيامبر(صلی الله علیه وآله)، همسران او را براي خود تقسيم كنند. يهوديان و مسحيان هم كه نبودند آنها همه صحابه بودند. قرآن هم صراحت دارد بر اينكه:
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا سوره احزاب آیه 57 بى‏گمان كسانى كه خدا و پيامبر او را آزار مى‏رسانند خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت كرده و برايشان عذابى خفت‏آور آماده ساخته است
گفتن اين عمل، ايذاء و آزار رسول الله(صلی الله علیه وآله)است. 
عقيده شيعه، عقيده ايست مطابق با قرآن و:
الصحابة علي قسمين: - قسم كانوا يطيعون رسول الله و يتبعونه و نحن نرضي عنهم و نثني عليهم و نعمل برواياتهم...
شيخ طوسي (رحمه الله علیه) در كتاب رجال خود، اسامي حدود 500 نفر از صحابه را ذكر مي كند و حدود200 نفر را توثيق مي كند.
ما آن
دسته از صحابه اي را كه ثقه بودند و مرضي خدا و پيامبر(صلی الله علیه وآله) بودند، قبول داريم.اگر كسي بگويد تمام صحابه، فاسق هستند، ما اين را هم خلاف و انكار قرآن و انكار يك ضرورت از ضروريات اسلامي مي دانيم. از سوي ديگر، اگر كسي بگويد كه تمام صحابه، عادل بودند را هم خلاف قرآن مي دانيم. با توجه به آيات قرآن، تعدادي از صحابه تابع و مطيع پيامبر(صلی الله علیه وآله) بودند و تا آخر عمر هم بر وفاداري و اطاعت پيامبر (صلی الله علیه وآله) ماندند و بعد از پيامبر(صلی الله علیه وآله) هم بر وصيت پيامبر(صلی الله علیه وآله) بر حضرت علي (علیه السلام) ماندند و از حضرت علي (علیه السلام) دفاع كردند و حتي در سقيفه بني ساعده گفتند:
إنا لا نبايع إلا عليا
ما جز با علي، با كسي ديگر بيعت نمي كنيم.
مادامي كه اميرالمؤمنين (علیه السلام) به آنها اجازه نداد، آنها هم با حكومت همكاري نكردند. به تعبير خود صحيح مسلم، در آن 6 ماهي كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) زنده بودند، هيچكدام از اين صحابه - بني هاشم و انبوهي از مهاجرين و انصار - با هيئت حاكمه، همكاري نكردند. ما براي اينها طلب رحمت مي كنيم و اينها را مرضي خداوند و پيامبر(صلی الله علیه وآله) و اميرالمؤمنين (علیه السلام) مي دانيم و اينها را اهل بهشت مي دانيم. اگر اينها در سند روايات قرار گرفته باشند، فقهاي شيعه به اين روايات عمل مي كنند .
ولي امثال خالد بن وليد كه او سیف الله المسلول نامیده اید، مالك بن نويره و نماينده پيامبر(صلی الله علیه وآله) را سر مي برد و سرش را زير ديگ مي گذارد و براي لشكرش غذا مي پزد و در همان شب با زن او زنا مي كند، ما او را شايسته تجليل نمي دانيم.
... ولما بلغ الخبر أبا بكر وعمر رضي الله عنهما، قال عمر لأبي بكر رضي الله عنه: إن خالداً قد زنى فارجمه، قال: ما كنت لأرجمه فإنه تأول فأخطأ، قال: فإنه قتل مسلماً فاقتله به، قال: ما كنت لأقتله به، إنه تأول فأخطأ، قال فاعزله، قال: ما كنت لأشيم سيفاً سله الله عليهم ...
وفيات الأعيان وأنباء أبناء الزمان ج6 ص15 المؤلف: أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد بن إبراهيم بن أبي بكر ابن خلكان البرمكي الإربلي (المتوفى: 681هـ)، المحقق: إحسان عباس، الناشر: دار صادر - بيروت عدد الأجزاء: 7 .
وقتي که خبر اين ماجرا به ابو بکر و عمر رسيد ، عمر به ابو بکر گفت : بدرستيکه خالد زنا کرده است ؛ او را سنگسار کن ؛ ابو بکر گفت : من او را سنگسار نخواهم کرد ؛ زيرا او اجتهاد کرده و اشتباه کرده است !!! عمر گفت : او يک مسلمان را کشته است ؛ او را قصاص کن !!! ابو بکر گفت : من او را نخواهم کشت ، زيرا اجتهاد کرده و اشتباه کرده است !!! گفت لا اقل او را از کار بر کنار کن ؛ پاسخ داد : من شمشيري را که خدا بر ايشان کشيده است در غلاف نخواهم گذاشت!!!
جنایات خالد بن ولید
همين خالدي كه به نص صريح صحيح بخاري، پيامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود:
.... فَرَفَعَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَدَهُ فَقَالَ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِمَّا صَنَعَ خَالِدٌ مَرَّتَيْنِ»
او قلب پيامبر(صلی الله علیه وآله) را به درد آورد.  
صحيح بخاري، ج5 ص160 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9 .
ما براي او هيچ ارزشي قائل نيستيم. امثال وليد هايي كه شراب مي خورد و نماز صبح را 4 ركعت مي خواند، براي اينها ارزشي قائل نيستيم. آنهايي كه قلب اميرالمؤمنين(علیه السلام) و فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را به درد مي آوردند و حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) مي‌فرمايد:
هنگامى كه آن دو براى عيادت آمدند، فاطمه زهرا سلام الله عليها اجازه ورود نداد و ناچار شدند به اميرمؤمنان علي عليه السلام متوسل شوند و آن حضرت وساطت كرد،‌ در پاسخ اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: البيت بيتك. يعنى علي جان! خانه خانه تو است، تو مختارى هر كسى را كه دوست دارى اجازه ورود بدهي. امير مؤمنان عليه السلام براى اتمام حجت و اين كه آن دو بعداً بهانه نياورند كه ما مى‌خواستيم از فاطمه رضايت بگيريم ؛ ولى علي نگذاشت ، به آن دو اجازه ورود داد . هنگامى كه آن‌ دو عذرخواهى كردند، صديقه طاهره نپذيرفت؛ بلكه از آن‌ها اين چنين اعتراف گرفت:
نشدتكما الله ألم تسمعا رسول الله يقول «رضا فاطمة من رضاي وسخط فاطمة من سخطي فمن أحب فاطمة ابنتي فقد أحبني ومن أ رضى فاطمة فقد أرضاني ومن أسخط فاطمة فقد أسخطني
شمارا به خدا سوگند مى‌دهم آيا شما دو نفر از رسول خدا نشنيديد كه فرمود: خوشنودى فاطمه خوشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است. هر كس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام كند مرا دوست داشته و احترام كرده است و هر كس فاطمه را خوشنود نمايد مرا خوشنود كرده است و هر كس فاطمه را ناراحت كند مرا ناراحت كرده است؟.هر دو نفرشان اعتراف كردند: آرى ما از رسول خدا اينگونه شنيده ايم.
نعم سمعناه من رسول الله صلى الله عليه وسلم.
سپس صديقه طاهره فرمود:
فإني أشهد الله وملائكته أنكما أسخطتماني وما أرضيتماني ولئن لقيت النبي لأشكونكما إليه.

پس من خدا و فرشتگان را شاهد مى‌گيرم كه شما دو نفر مرا اذيت و ناراحت كرده‌ايد و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شكايت خواهم كرد.به اين نيز بسنده نكرده و فرمود:

والله لأدعون الله عليك في كل صلاة أصليها.

به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرين خواهم كرد.
الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1،‌ ص 17، باب كيف كانت بيعة علي رضي الله عنه، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م.

لعن ابوبکر
ما تابع حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) هستيم. اگر حضرت علي(علیه السلام) و حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) از كسي ناراضي بودند، ما هم از آنها ناراضي هستيم و برائت خود را از آنها اعلام مي كنيم.و آنچه كه قرآن و روايات درباره آنها گفته است، به آن عمل مي كنيم.
تعدادي از صحابه، توسط پيامبر(صلی الله علیه وآله) بر آنها حد - زنا و شراب و سرقت - زده شد و تعدادي از افرادي كه در بيعت رضوان بودند، جزو اين نفرات بودند و حتي برخي از اين نفرات، در دوران عمر بن خطاب، شراب خوردند و عمر به اينها حد زد.
آيا اينها با عدالت صحابه مي سازد يا خير؟

1- رعایت ادب اسلامی و رسم الخط فارسی ضروری است
2-برای استفاده از مزایای خاص سایت پیشنهاد میشود وارد شوید و نظر خود را ارسال نمایید