پرتال جامع سنت | بهشت جبری برای صحابه+سند

پرتال جامع سنت

شرحی بر تاریخ تحلیل نشده اسلام

بهشت جبری برای صحابه+سند

يكي از ادله اي كه صحابه، اهليت و شأنيت براي مرجعيت علمي و سياسي بعد از نبي مكرم (صلی الله علیه وآله) را ندارند، اين است كه بخش عظيمي از صحابه در قرآن و روايات، با عنوان منافق تعبير شده اند خداوند در سوره توبه، آيه 101 به نبي مكرم (صلی الله علیه وآله) خطاب مي كند:« وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ» تعدادي از اعرابي كه در اطراف تو هستند،«منافق»هستند و از اهل مدينه هم تعدادي منافق هستند و تو آنها را نمي شناسي و ما آنها را مي شناسيم (و آنها به ظاهر خود را صحابه و مومن و مسلمان مي دانند، در حاليكه منافق هستند) ...
اهل سنت مي گويند منافقين، جداي از صحابه هستند و به آنها صحابه نمي گوييم. حال آنكه در خود صحيح مسلم و مسند احمد نبي مكرم (صلی الله علیه وآله) صراحت دارد:
.... قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: فِي أَصْحَابِي اثْنَا عَشَرَ مُنَافِقًا....
در ميان صحابه من، 12 نفر منافق هستند.
صحیح مسلم ج4 ص2143 المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، عدد الأجزاء: 5، مسند الإمام أحمد بن حنبل ج38 ص345 المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)،المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون،إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي،الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م.
صحابه منافق
كه اشاره به«طرح ترور» پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) است که در مراجعت از جنگ تبوك  مي خواستند پيامبر(صلی الله علیه وآله) را از بالاي بلندي پايين بياندازند. ابن حزم آندلسي، نامشان را در كتاب المحلي، ذكر کرده است (از جمله اسامی ابوبکر و عمر و...)
.... أَنَّ أَبَا بَكْرٍ، وَعُمَرَ، وَعُثْمَانَ، وَطَلْحَةَ، وَسَعْدَ بْنَ أَبِي وَقَّاصٍ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ - أَرَادُوا قَتْلَ النَّبِيِّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ - وَإِلْقَاءَهُ مِنْ الْعَقَبَةِ فِي تَبُوكَ .....
المحلى بالآثار ج12 ص160 المؤلف: أبو محمد علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الأندلسي القرطبي الظاهري (المتوفى: 456هـ)، الناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: بدون طبعة وبدون تاريخ، عدد الأجزاء: 12.
ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه، سعد بن أبي وقاص ؛ قصد كشتن پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم ) را داشتند و مي‌خواستند آن حضرت را از گردنه‌اي در تبوك به پايين پرتاب كنند.
ترور پیامبر
همچنين در صحيح بخاري، ابن مُليكه - كه در زمان عبد الله بن زبير قاضي القضات مكه بود و ذهبي هم وثاقت او را اجماعي مي داند - مي‌گويد:
.... وَقَالَ ابْنُ أَبِي مُلَيْكَةَ: أَدْرَكْتُ ثَلاَثِينَ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، كُلُّهُمْ يَخَافُ النِّفَاقَ عَلَى نَفْسِهِ.....
صحیح البخاری 1 ص18 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.
من سي نفر از صحابه پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) را درك كردم كه هر كدام از اينها، از نفاق بر خودشان وحشت داشتند.
نفاق صحابه
از همه اينها بالاتر اينكه ابن كثير دمشقي - سلفي - در تفسير خود، نقل مي‌كند:
.... قَالَ لِحُذَيْفَةَ: أَنْشُدُكَ اللَّهَ أَمِنْهُمْ أَنَا ....
عمر بن خطاب آمد نزد حُذيفه و او را قسم داد و سؤال كرد: آيا من هم جزء منافقين هستم؟»
جامع البيان لإبن جرير الطبري، ج11، ص646 المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري (المتوفى: 310هـ)، تحقيق: الدكتور عبد الله بن عبد المحسن التركي، بالتعاون مع مركز البحوث والدراسات الإسلامية بدار هجر الدكتور عبد السند حسن يمامة، الناشر: دار هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان، الطبعة: الأولى، 1422 هـ - 2001 م، عدد الأجزاء: 26 مجلد 24 مجلد ومجلدان فهارس
نفاق عمر بن خطاب
عمر بن خطاب از حذيفه - منافق شناس عصر صحابه، كه اسامي تمام منافقين را مي دانست، چون او و عمار، كساني را كه مي خواستند در آن شب، پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) را ترور كنند، ديدند و پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمود كه اينها را افشاء نكن - سؤال مي كند كه آيا من هم جزو منافقين هستم؟
حتي خود ابن كثير دمشقي، در تفسيرش مي نويسد:
وَذُكِرَ لَنَا أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ كَانَ إِذَا مَاتَ رَجُلٌ مِمَّنْ يُرَى أَنَّهُ مِنْهُمْ، نَظَرَ إِلَى حُذَيْفَةَ فَإِنْ صَلَّى عَلَيْهِ وَإِلَّا تَرَكَهُ
وقتي عمر بن خطاب به خلافت رسيد، هر كدام از صحابه كه از دنيا مي رفتند، از نماز خواندن بر آنها وحشت داشت، چون مي ترسيد كه آنها جزء منافقين باشند. نگاه مي كرد كه آيا حذيفه بر آنها نماز مي خواند يا خير؟ اگر او مي آمد و براي آن صحابه اي كه از دنيا رفته، نماز ميت مي خواند، خليفه دوم هم نماز مي خواند و إلا ترك مي كرد.
تفسير القرآن العظيم (ابن كثير) ج4 ص180 المؤلف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (المتوفى: 774هـ)، المحقق: محمد حسين شمس الدين، الناشر: دار الكتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون - بيروت، الطبعة: الأولى - 1419 هـ
صحابه در اين حد از نفاق گرفتارند كه خليفه دوم وحشت دارد از نماز خواندن بر آنها. حتي خودش شك دارد كه جزء منافقين است يا نه. آيا اين صحابه با اين ويژگي، شأنيت براي مرجعيت دارد يا خير؟ آيا اين صحابه مي توانند استمرار دهنده رسالت پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) باشد و مسئوليت خلافت و وصايت و جانشيني و امامت و رهبري پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) را به عهده بگيرد يا خير؟
نفاق عمر بن خطاب
براي اينكه صحابه را تزكيه كنند و كاري كنند تا عدالت و قداست صحابه ضربه نبيند، چند كار انجام دادند. يكي اينكه از طرفي مي‌گويند صحابه معصوم و عادل و مرجع علمي و سياسي جامعه بعد از نبي مكرم (صلی الله علیه وآله) هستند:«إن الصحابه مراجع الأمة بعد النبي و ليس يعدل عنهم إلي الأبد»
و از طرفي مي بينند كه كارهاي خلافي هم از برخي از صحابه سر زده است. مثلا در زمان نبي مكرم (صلی الله علیه وآله) تعدادي از صحابه زنا كرده اند و دزدي كرده اند و شراب خورده اند و پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) بر آنها حد جاري كرده است. اینجا مي‌گويند پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمود:
.... لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ يَكُونَ قَدِ اطَّلَعَ عَلَى أَهْلِ بَدْرٍ فَقَالَ: اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ فَقَدْ غَفَرْتُ لَكُمْ....
خداوند به اهل بدر نگاه (لطف) كرده است و به آنها فرموده هر چه مي خواهيد (از گناهان) انجام دهيد، انجام دهيد كه شما را بخشيده ام.(شما از آتش بیمه اید)
صحيح بخاري، ج4، ص59 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.
منافق بودن صحابه
آن كساني كه در جنگ بدر بودند، بخاطر حضورشان در جنگ بدر، خداوند به آنها مقامي والا داده است و به فرشته اي كه گناه آنها را مي نويسد، فرموده كه پرونده اينها را بِبَنديد. يعني به آنها مرخصي مادام العمر داده است و آنها هر چقدر گناه بكنند، ثبت نخواهد شد. يعني از پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) هم بالاتر، چون خداوند به پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) مي‌فرمايد:
«لَئِنْ أَشْرَكْت لَيَحْبَطَنَّ عَمَلك , وَلَتَكُونَن مِنْ الْخَاسِرِينَ »
(سوره زمر/آيه65)
يا: وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيل لأَخَذْنَا مِنْهُ بِاليَمِين ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الوَتِين (سوره حاقه/آيه46-44)اگر ... ، رگ گردنت را مي زنيم
وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا... إِذًا لَأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا(سوره إسراء/آيه75-74) اگر كوچك ترين تمايلي به مشركين پيدا كني، عذابت را دو برابر مي كنيم»
ولي به گفته اهل سنت، خداوند نسبت به صحابه مي‌گويد كه بالاتر از پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) هستند و هيچ گناهي از آنان ثبت نخواهد شد و فرموده است:«هر كاري كه دوست داريد، انجام دهيد» اين مصيبت و فاجعه است. اين روايت در حدود 10 جاي صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است و از قطعيات عقائد اهل سنت است و مي گويند:« اهل بدر، هر گناهي كه بكنند، خداوند آنها را بخشيده است»
اين روايت در دوران بني‌اميه ساخته است، براي اينكه لغزش هاي خليفه اول و خليفه دوم پوشانده و بخشيده شده تلقي كنند. ولي خواستند ابرو درست كنند، چشم را هم خراب كردند. گذشته از اينكه اين روايت نشان مي دهد مقام صحابه بالاتر از مقام أنبياء (عليهم السلام) است.
خودشان در صحيح بخاري و صحيح مسلم آورده اند كه پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) به افرادي كه در جنگ بدر شركت كرده بودند و شراب خوردند، حد جاري كرد. در زمان خليفه دوم، افراد متعددي از صحابه  هستند كه شراب خوردند و زنا كردند و بهتان زدند و از اصحاب بدر هم بودند و خليفه دوم بر آنها حد جاري كرد. آيا اين روايات را حجت بدانيم؟ يا عمل خليفه دوم را؟ كه شما مي گوييد پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) فرمود:
«اقتدوا بعدي ابا بكر و عمر» يا: عليكم بسنتي و سنة خلفاء الراشدين بعدي.
سنت پيامبر(صلی الله علیه واله) مي گويد كه اهل بدر، هر گناهي مي خواهند بكنند، بكنند، ولي سنت خلفاء مي گويد هر كس كه گناه بكند، بر او حد جاري مي كنيم.
ابو محجن ثقفي كه از اصحاب پيامبر(صلی الله علیه واله) است، شراب خورد و در زمان نبي مكرم (صلی الله علیه واله) بر او حد جاري كردند.
«و هو حُدّ في الشراب سبع مرات» ابو محجن ثقفي 7 بار شراب خورد و 7 بار بر او حد جاري كردند. الثقات ج2 ص208 و 209.
حد بر صحابه
واما روايت عجيب از بخاری در مورد صحابه ولید بن عقبه:
....أَمَّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ شَأْنِ الوَلِيدِ، فَسَنَأْخُذُ فِيهِ بِالحَقِّ إِنْ شَاءَ اللَّهُ، ثُمَّ دَعَا عَلِيًّا، فَأَمَرَهُ أَنْ يَجْلِدَهُ فَجَلَدَهُ ثَمَانِينَ....
وليدبن عقبه كه صحابي پيامبر(صلی الله علیه وآله) است، شراب خورد و نماز صبح را 4 ركعت خواند كه با اعتراض مردم روبرو شد و گفت: امروز حالم خوش است، اگر بخواهيد، بيشتر هم مي خوانم. خليفه دوم بر او حد جاري كرد.
صحيح بخاري، ج5، ص14 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.
 
حد شراب بر ولید
به طوري كه آقاي ابن حجر در كتاب الاصابة، مي نويسد:
قال مصعب الزّبیریّ: وکان من رجال قریش وسراتهم، وقصة صلاته بالناس الصبح أربعا وهو سکران مشهورة مخرجة، وقصة عزله بعد أن ثبت علیه شرب الخمر مشهورة أیضا مخرجة فی الصحیحین، وعزله عثمان بعد جلده عن الکوفة، وولاها سعید بن العاص.
«شراب خوردن وليد و حد خوردن او و نماز صبح را چهار ركعت خواندش، از متواترات و قطعيات است»
الإصابة فی تمییز الصحابة - الولید بن عقبة - ج6 ص482 المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علی بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی (المتوفى: 852هـ) تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلى محمد معوض الناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى - 1415 هـ عدد الأجزاء: 8.
شراب خواري ولید بن عقبه
از همه اينها بالاتر، آقاي قدامة بن مظعون كه هم صحابي است و هم از اصحاب بدر،
5250 - أَخْبَرَنَا حُمَيْدُ بْنُ مَسْعَدَةَ، قَالَ: أَخْبَرَنَا يَزِيدُ وَهُوَ ابْنُ زُرَيْعٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ أَبِي عَرُوبَةَ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ فَيْرُوزَ الدَّانَاجِ، قَالَ: سَمِعْتُ حُضَيْنَ بْنَ الْمُنْذِرِ، أَنَّ الْوَلِيدَ بْنَ عُقْبَةَ صَلَّى بِأَهْلِ الْكُوفَةِ صَلَاةَ الصُّبْحِ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ، ثُمَّ قَالَ: أَزِيدُكُمْ، قَالَ: فَشَهِدَ عَلَيْهِ عِنْدَ عُثَمَانَ أَنَّهُ شَارِبُ خَمْرٍ، فَقَالَ عَلِيٌّ لِعُثْمَانَ: «أَقِمْ عَلَيْهِ الْحَدَّ»، قَالَ: دُونَكَ ابْنَ عَمِّكَ فَأَقِمْ عَلَيْهِ الْحَدَّ، قَالَ: «قُمْ يَا حَسَنُ فَاجْلِدْهُ، وَفِيمَ أَنْتَ وَهَذَا وَلِّ غَيْرُكَ»، قَالَ: بَلْ ضَعُفْتُ وَوَهَنْتُ وَعَجَزْتُ، قُمْ يَا عَبْدَ اللهِ بْنَ جَعْفَرٍ فَاجْلِدْهُ، قَالَ: فَجَعَلَ يَجْلِدُهُ وَعَلِيٌّ يَعُدُّ حَتَّى بَلَغَ أَرْبَعِينَ، فَقَالَ: أَمْسِكْ، جَلَدَ نَبِيُّ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَبُو بَكْرٍ أَرْبَعِينَ، وَكَمَّلَهَا عُمَرُ ثَمَانِينَ، وَكُلٌّ سُنَّةٌ ".
السنن الكبرى ج5 ص131 المؤلف: أبو عبد الرحمن أحمد بن شعيب بن علي الخراساني، النسائي (المتوفى: 303هـ)، حققه وخرج أحاديثه: حسن عبد المنعم شلبي، أشرف عليه: شعيب الأرناؤوط، قدم له: عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م، عدد الأجزاء: (10 و 2 فهارس)
جوزجانی به اسنادش از ابن عباس روایت می کند که قدامه بن مظعون شراب نوشید . پس عمر به وی گفت : چه چیزی باعث شد تا جرات بر این کار داشته باشی ؟ او گفت : خداوند می فرماید : لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا ... سوره مائده آیه 93 و من از اولین مهاجرین از اهل بدر و احد می باشد . عمر به اطرافیانش گفت : جواب او را بدهید . پس همه ساکت شدند و جوابی بر آن نداشتند . عمر بن ابن عباس گفت : جوابش را بده . ابن عباس گفت : خداوند این آیه را بعنوان عذری برای کسانی که قبل از تحریم شراب ، خمر می نوشیدند فرستاد و آیه ( انما الخمر و المیسر ) را بعنوان حجت بر مردم – در تحریم شرب خمر – فرستاد . سپس عمر از تعداد حد بر او سوال نمود . علی بن ابی طالب – علیه السلام – فرمود : وقتی شراب بنوشد هذیان می گوید . و وقتی هذیان بگوید افترا می بندد . پس او را 80 ضربه بزن و عمر نیز 80 ضربه زد.
مي گويند كه اگر كسي اجتهاد كند و خطا كند، يك پاداش دارد، پس خليفه دوم بايد پاداشي به او مي داد. پس چرا خليفه دوم بر او حد جاري كرد؟
حد شراب بر صحابه
ما كدام را بپذيريم ؟!
آيا حرف صحيح بخاري را بپذيريم كه مي‌گويد:
لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ يَكُونَ قَدِ اطَّلَعَ عَلَى أَهْلِ بَدْرٍ فَقَالَ: اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ فَقَدْ غَفَرْتُ لَكُمْ
خداوند به اهل بدر نگاه كرده است و به آنها فرموده هر چه مي خواهيد (از گناهان) انجام دهيد، انجام دهيد كه شما را بخشيده ام.
صحيح بخاري، ج4، ص59 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9. اسکن مطلب در بالا موجود است
يا اينكه عمل اصحاب بدر را بپذيريم كه خليفه دوم بر آنها حد جاري كرده است؟!
از همه جالبتر درباره نُعِيْمان صحابي پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) است، که مي‌گويند:
وَقَالَ فِي مَوْضِعٍ آخَرَ أَظن بن النُّعَيْمَانِ جُلِدَ فِي الْخَمْرِ أَكْثَرَ مِنْ خَمْسِينَ مرّة
50 مرتبه شراب خورد و شلاق خورد.
فتح الباري، ج12، ص65 المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، الناشر: دار المعرفة - بيروت، 1379، رقم كتبه وأبوابه وأحاديثه: محمد فؤاد عبد الباقي، قام بإخراجه وصححه وأشرف على طبعه: محب الدين الخطيب، عليه تعليقات العلامة: عبد العزيز بن عبد الله بن باز، عدد الأجزاء: 13 .
حد شراب بر صحابه
زنا مغیره بن شعبه
....فَلَمَّا قَدِمُوا عَلَى عُمَرَ جَمَعَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْمُغِيرَةِ، فَقَالَ الْمُغِيرَةُ: سَلْ هَؤُلَاءِ الْأَعْبُدَ كَيْفَ رَأَوْنِي ; مُسْتَقْبِلَهُمْ أَوْ مُسْتَدْبِرَهُمْ؟ وَكَيْفَ رَأَوُا الْمَرْأَةَ أَوْ عَرَفُوهَا؟ فَإِنْ كَانُوا مُسْتَقْبِلِيَّ، فَكَيْفَ لَمْ يَسْتَتِرُوا! أَوْ مُسْتَدْبِرِيَّ، فَكَيْفَ اسْتَحَلُّوا النَّظَرَ فِي مَنْزِلِي عَلَى امْرَأَتِي! وَاللَّهِ مَا أَتَيْتُ إِلَّا امْرَأَتِي. وَكَانَتْ شَبَهَهَا. فَبَدَأَ عُمَرُ بِأَبِي بَكْرَةَ، فَشَهِدَ عَلَيْهِ أَنَّهُ رَآهُ بَيْنَ رِجْلَيْ أُمِّ جَمِيلٍ، وَهُوَ يُدْخِلُهُ وَيُخْرِجُهُ كَالْمِيلِ فِي الْمُكْحُلَةِ. قَالَ: كَيْفَ رَأَيْتَهُمَا؟ قَالَ: مُسْتَدْبِرَهُمَا. قَالَ: فَكَيْفَ اسْتَثْبَتَّ رَأْسَهَا؟ قَالَ: تَحَامَلْتُ. ثُمَّ دَعَا شِبْلَ بْنَ مَعْبَدٍ فَشَهِدَ بِمِثْلِ ذَلِكَ، فَقَالَ: اسْتَقْبَلْتَهُمَا أَمِ اسْتَدْبَرْتَهُمَا؟ قَالَ: اسْتَقْبَلْتُهُمَا. وَشَهِدَ نَافِعٌ بِمِثْلِ شَهَادَةِ أَبِي بَكْرَةَ، وَلَمْ يَشْهَدْ زِيَادٌ بِمِثْلِ شَهَادَتِهِمْ، قَالَ: رَأَيْتُهُ جَالِسًا بَيْنَ رِجْلَيِ امْرَأَةٍ، فَرَأَيْتُ قَدَمَيْنِ مَخْضُوبَتَيْنِ يَخْفِقَانِ، وَاسْتَيْنِ مَكْشُوفَتَيْنِ، وَسَمِعْتُ حَفَزَانًا شَدِيدًا. قَالَ: هَلْ رَأَيْتَ كَالْمِيلِ فِي الْمُكْحُلَةِ؟ قَالَ: لَا. قَالَ: فَهَلْ تَعْرِفُ الْمَرْأَةَ؟ قَالَ: لَا، وَلَكِنْ أُشَبِّهُهَا. قَالَ: فَتَنَحَّ. وَرُوِيَ أَنَّ عُمَرَ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، كَبَّرَ عِنْدَ ذَلِكَ ثُمَّ أَمَرَ بِالثَّلَاثَةِ فَجُلِدُوا الْحَدَّ....
البداية والنهاية ج10 ص50 المؤلف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (المتوفى: 774هـ)، تحقيق: عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: دار هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان، الطبعة: الأولى، 1418 هـ - 1997 م، سنة النشر: 1424هـ / 2003م، عدد الأجزاء:21 (20 ومجلد فهارس)
مغیره بن شعبه در زمان خلافت عمر حاكم بصره بود و در هنگام زنا با زني به نام أم جميل، تعدادي از صحابه، آنها را مي بينند و سه نفرشان شهادت مي دهند: كالميل في المكحلة. نفر چهارم كه براي شهادت مي آمد، خليفه دوم به او گفت: اميدوارم كه با شهادت تو، خداوند يك صحابه پيامبر(صلی الله علیه واله) را خوار و ذليل نكند. او هم فهميد كه خليفه دوم راضي به حد زدن او نيست. و گفت: من مانند آنها نديدم كه مانند كالميل في المكحلة باشد. خليفه دوم، براي اينكه آن صحابه زناكار را حد نزند و آبرويش نرود، بر آن سه نفر ديگر كه شهادت داده بودند، حد قذف جاري كرد.
زنا مغیره
زنا مغیره
شما كه مي گوييد صحابه عادل هستند و قلم از آنها برداشته شده و اگر گناه هم بكنند، برايشان گناه نوشته نمي شود، از شما سؤال مي كنيم،شما مي گوييد:«اصحابي كالنجوم، بأيهم إقتديتم إهتديتم» اگر كسي بيايد اقتدا كند به آقاي مغيرة بن شعبه و برود زنا كند، آيا حُكّام شرع شما به او شلاق مي زنند يا خير؟ اگر بگويد به مغيره اقتدا كرده ام، يا بگويد به وليد بن عقيه و ابو محجن اقتدا كردم و رفتم شراب خوردم و زنا كردم، شما چه جوابي داريد؟
يا بايد از اين حديث دست برداريد و بگوييد اينها احاديث جعلي و ساختگي است كه در دوران بني‌اميه براي قداست صحابه ساخته اند و يا بايد اين مسئله عدالت صحابه را منتفي كنيد كه به عنوان يك سنگر فولادين براي خود درست كرده ايد و در هر مسئله فقهي و عقائدي و تاريخي و اخلاقي كه گير مي افتيد، داخل اين سنگر مي‌شويد.
شما مرجعیت کدام گروه را تایید می کنید؟
یا باید صحابه دزد،زناکار،شرابخوار،را بپذیرید یا اهلبیت معصوم رسول الله(صلی الله علیه واله) را؟
 

1- رعایت ادب اسلامی و رسم الخط فارسی ضروری است
2-برای استفاده از مزایای خاص سایت پیشنهاد میشود وارد شوید و نظر خود را ارسال نمایید