پرتال جامع سنت | سرکشی ابوبکر از فرمان عزل پیامبر+سند

پرتال جامع سنت

شرحی بر تاریخ تحلیل نشده اسلام

سرکشی ابوبکر از فرمان عزل پیامبر+سند

آيا ابوبكر، مأمور ابلاغ برائت بود؟
ابن تيميه حرانى بر خلاف روايات فراوان و صحيح السندى كه نقل و صحت آن‌ها از ديدگاه اهل سنت ثابت است، ادعا كرده است كه مأموريت ابلاغ آیات برائت تا آخر در اختيار ابوبكر بوده و ابوبكر در مراسم حج اعلام برائت كرده است. در مجموع فتاواى ابن تيميه آمده:
ويَبْعَثُ أبا بكرٍ عامَ تسعَ فنادى فى الموسمِ «أن لَا يَحُجُّ بَعْدَ الْعَامِ مُشْرِكٌ ولا يَطُوفَ بالبيتِ عريانٌ ونَبْذِ العهودِ المطلقةِ وأبقى المؤقته مادام أهلُها موفين بالعهدِ كما أمر الله بذلك.
و ابوبكر در سال نهم فرستاده شد؛ پس در موسم فرياد مى‌زد: از امسال به بعد هيچ مشركى حج انجام ندهد، به صورت عريان خانه خدا را طواف نكند، عهد‌هاى بدون زمان، شكسته شده و عهدهاى مدت‌دار تا زمانى كه طرف معاهده به آن وفادار باشد، باقى مى‌ماند؛ همان‌طورى كه خداوند به آن دستور داده است.
ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، كتب ورسائل وفتاوي شيخ الإسلام ابن تيمية، ج19، ص20، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ناشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية.
ابلاغ سوره برائت
و باز در جاى ديگر از همين كتاب خود مى‌نويسد:
وَاَلَّذِي ثَبَتَ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ نَهَى الْحَائِضَ عَنْ الطَّوَافِ وَبَعَثَ أَبَا بَكْرٍ أَمِيرًا عَلَى الْمَوْسِمِ فَأَمَرَ أَنْ يُنَادِيَ: {أَنْ لَا يَحُجَّ بَعْدَ الْعَامِ مُشْرِكٌ وَلَا يَطُوفَ بِالْبَيْتِ عريان} . وَكَانَ الْمُشْرِكُونَ يَحُجُّونَ وَكَانُوا يَطُوفُونَ بِالْبَيْتِ عُرَاةً فَيَقُولُونَ...
آن چه كه از پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله) ثابت شده، اين است كه حائض حق طواف ندارد و اين كه ابوبكر را امير را براى موسم فرستاد؛ پس دستور داد كه فرياد بزند كه: «بعد از امسال هيچ مشركى حج نكند، به صورت عريان طواف نكند» مشركان حج انجام مى‌داند و طواف مى‌كردند؛ در حالى كه عريان بودند.
مجموع الفتاوى ج21 ص276 المؤلف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني (المتوفى: 728هـ)، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الناشر: مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، المدينة النبوية، المملكة العربية السعودية، عام النشر: 1416هـ/1995م
سوره برائت
در منهاج السنة ادعا مى‌كند كه ولايت ابوبكر در اين سفر، از فضائل ويژه او است و على بن أبى‌طالب عليه السلام در اين سفر تحت ولايت ابوبكر و جزء رعيت او بوده است:
ثُمَّ أَمَّرَ أَبَا بَكْرٍ سَنَةَ تِسْعٍ لِلْحَجِّ، بَعْدَ رُجُوعِ النَّبِيِّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - مِنْ غَزْوَةِ تَبُوكَ، وَفِيهَا أَمَرَ أَبَا بَكْرٍ بِالْمُنَادَاةِ فِي الْمَوْسِمِ: «أَنْ لَا يَحُجَّ بَعْدَ الْعَامِ مُشْرِكٌ، وَلَا يَطُوفَ بِالْبَيْتِ عُرْيَانُ» ، وَلَمْ يُؤَمِّرِ النَّبِيُّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - غَيْرَ أَبِي بَكْرٍ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْوِلَايَةِ، فَوَلَايَةُ أَبِي بَكْرٍ كَانَتْ مِنْ خَصَائِصِهِ ; فَإِنَّ النَّبِيَّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - لَمْ يُؤَمِّرْ عَلَى الْحَجِّ أَحَدًا كَتَأْمِيرِ أَبِي بَكْرٍ، وَلَمْ يَسْتَخْلِفْ عَلَى الصَّلَاةِ أَحَدًا كَاسْتِخْلَافِ أَبِي بَكْرٍ، وَكَانَ عَلِيٌّ مِنْ رَعِيَّتِهِ فِي هَذِهِ الْحِجَّةِ، فَإِنَّهُ لَحِقَهُ فَقَالَ: أَمِيرٌ أَوْ مَأْمُورٌ؟ فَقَالَ عَلِيٌّ: بَلْ مَأْمُورٌ، وَكَانَ عَلِيٌّ يُصَلِّي خَلْفَ أَبِي بَكْرٍ مَعَ سَائِرِ الْمُسْلِمِينَ فِي هَذِهِ الْوِلَايَةِ، وَيَأْتَمِرُ لِأَمْرِهِ كَمَا يَأْتَمِرُ لَهُ سَائِرُ مَنْ مَعَهُ، وَنَادَى عَلِيٌّ مَعَ النَّاسِ فِي هَذِهِ الْحِجَّةِ بِأَمْرِ أَبِي بَكْرٍ.
سپس ابوبكر را در سال نهم ـ بعد از بازگشت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از جنگ تبوك ـ امير حج قرار داد و به او دستور دارد كه در موسم فرياد بزند: «بعد از اين هيچ مشركى حج نكند، به صورت عريان طواف نكند» رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هيچ كس را همانند ابوبكر امير قرار نداد و به او ولايت نداد؛ پس ولايت ابوبكر از ويژگى‌ها او است؛ زيرا پيامبر (صلی الله علیه وآله) احدى را امير قرار نداد؛ همانند امير كردن ابوبكر، كسى را جانشين خودش در نماز قرار نداد؛ همانند جانشين قرار دادن ابوبكر، على در اين حج رعيت ابوبكر بود؛ چرا كه او به ابوبكر ملحق شد؛ پس ابوبكر سؤال كرد: تو امير هستى يا مأمور؛ على (علیه السلام) گفت: بلكه مأمور هستم. على (علیه السلام) به همراه ساير مسلمانان پشت سر ابوبكر نماز مى‌خواند، از اوامر او اطاعت مى‌كرد؛ چنانچه ساير مسلمانان كه همراه او بودند به اوامر او گوش مى‌كردند؛ على در اين حج به همراه ساير مردم به دستور ابوبكر «ندا» مى‌داد (اعلام برائت مى‌كرد).
ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبوية، ج5، ص490، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.
سرکش ابوبکر از فرمان پیامبر
سپس در جواب علامه حلى رضوان الله تعالى عليه، ادعا مى‌كند كه بازگردان ابوبكر پس از طى سه منزل، دروغ آشكار است، اعلام برائت در موسم به عهده ابوبكر بوده و على بن أبى طالب عليه السلام به دستور او در موسم اعلام برائت مى‌كرده است:
وَأَمَّا قَوْلُ الرَّافِضِيِّ: إِنَّهُ لَمَّا أَنْفَذَهُ بِبَرَاءَةَ رَدَّهُ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ، فَهَذَا مِنَ الْكَذِبِ الْمَعْلُومِ أَنَّهُ كَذِبٌ ; فَإِنَّ النَّبِيَّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - لَمَّا أَمَّرَ أَبَا بَكْرٍ عَلَى الْحَجِّ، ذَهَبَ كَمَا أَمَرَهُ، وَأَقَامَ الْحَجَّ فِي ذَلِكَ الْعَامِ، عَامَ تِسْعٍ، لِلنَّاسِ وَلَمْ يَرْجِعْ إِلَى الْمَدِينَةِ حَتَّى قَضَى الْحَجَّ، وَأَنْفَذَ فِيهِ مَا أَمَرَهُ بِهِ النَّبِيُّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ -، فَإِنَّ الْمُشْرِكِينَ كَانُوا يَحُجُّونَ الْبَيْتَ، وَكَانُوا يَطُوفُونَ بِالْبَيْتِ عُرَاةً، وَكَانَ بَيْنَ النَّبِيِّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - وَبَيْنَ الْمُشْرِكِينَ عُهُودٌ مُطْلَقَةٌ، فَبَعَثَ أَبَا بَكْرٍ وَأَمَرَهُ أَنْ يُنَادِيَ: «أَنْ لَا يَحُجَّ بَعْدَ الْعَامِ مُشْرِكٌ، وَلَا يَطُوفَ بِالْبَيْتِ عُرْيَانٌ» ، فَنَادَى بِذَلِكَ مَنْ أَمَرَهُ أَبُو بَكْرٍ بِالنِّدَاءِ ذَلِكَ الْعَامَ، وَكَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ مِنْ جُمْلَةِ مَنْ نَادَى بِذَلِكَ فِي الْمَوْسِمِ بِأَمْرِ أَبِي بَكْرٍ، وَلَكِنْ لَمَّا خَرَجَ أَبُو بَكْرٍ أَرْدَفَهُ النَّبِيُّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ لِيَنْبِذَ إِلَى الْمُشْرِكِينَ الْعُهُودَ.
اما اين گفته رافضى (علامه حلي) كه «رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ابوبكر را براى اعلام برائت فرستاد و پس از طى سه منزل دو باره برگرداند» دروغ آشكارى است، اين قضيه دروغ است؛ چرا كه رسول خدا وقتى ابوبكر را براى حج فرستاد، او براى انجام آن رفت، حج را در همين سال كه سال نهم بود براى مردم اقامه كرد، به سوى مدينه برنگشت تا حج را به پايان رساند و هر آن چه كه رسول خدا دستور داده بود، انجام داد؛ زيرا مشركان حج مى‌كردند و به صورت عريان خانه خدا را طواف مى‌كردند. بين مشركان و رسول خدا پيمان‌هاى مطلق (بدون تعيين زمان) بود؛ پس ابوبكر را فرستاد و به او دستور داد كه فرياد بزند: «بعد از اين سال هيچ مشركى حق ندارد حج انجام دهد و به صورت عريان طواف كند»؛ پس ابوبكر در اين سال به دستور رسول خدا اين مسأله را اعلام كرد، على بن أبى طالب از جمله كسانى بود كه تحت فرمان ابوبكر همين مطالب را در موسم اعلام مى‌كرد؛ ولى وقتى ابوبكر خارج شد، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) على (علیه السلام) را به دنبال او فرستاد تا پايان پيمان‌ها را با مشركان اعلام كند.
ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبوية، ج5، ص493، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.
شمس الدين عبد الهادى حنبلى در كتاب تنقيح التحقيق نيز سخن ابن تيميه را تكرار كرده است:
 فلمَّا أُمر بمنع المشركين من الحجِّ، بعث أبا بكر في سنة تسع فنادى: أن لا يحجَّ بعد العام مشركٌ
وقتى رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مشركان از انجام حج منع كرد، ابوبكر را در سال نهم فرستاد تا فرياد بزند: بعد از اين سال هيچ مشركى حق انجام حج ندارد.
الحنبلي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عبد الهادي (متوفاى744هـ)، تنقيح تحقيق أحاديث التعليق، ج2، ص396، تحقيق: أيمن صالح شعبان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1998م.
فرار ابوبکر
زيلعى حنفى نيز در نصب الرايه مى‌نويسد:
فلما أمر بمنع المشركين من الحج بعث أبا بكر في سنة تسع فنادى أن لا يحج بعد العام مشرك.
الزيلعي، عبدالله بن يوسف ابومحمد الحنفي (متوفاى762هـ)، نصب الراية لأحاديث الهداية، ج3، ص5، تحقيق: محمد يوسف البنوري، ناشر: دار الحديث - مصر – 1357هـ.
حج عریان
اين ادعاى ابن تيميه و همفكران با روايات فراوانى كه در منابع اهل سنت با سند‌هاى صحيح نقل شده، در تضاد كامل است، طبق اين روايات رسول خدا صلى الله عليه واله ابتدا ابوبكر را فرستاد؛ اما پس از طى مسافت طولانى اميرمؤمنان عليه السلام را به دنبال او فرستاد، سوره توبه و عهده نامه رسول خدا را از او گرفت و خود ابوبكر را برگرداند.
حال اگر ابوبكر برنگشته باشد و يا از تسليم سوره برائت به اميرمؤمنان عليه السلام خوددارى كرده باشد، و طبق ادعاى ابن تيميه، در مكه اعلام برائت كرده باشد، طبعا با دستور رسول خدا صلى الله عليه وآله مخالفت و بر حكمى كه خدا و رسولش كرده، گردن ننهاده است.
 آيا در اين صورت، ابوبكر مصداق آيه ذيل آيات ذيل نخواهد شد؟
وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُون‏. سوره المائده آیه 44.
وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون‏. سوره المائده آیه 45.
وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُون‏. سوره المائده آیه47.
جلال الدين سيوطى كه متوجه اين قضيه بوده، تصريح كرده است كه اگر ابوبكر در مراسم حج اعلام برائت كرده، به نيابت از اميرمؤمنان عليه السلام بوده، نه اين كه از پيش خود چنين كارى انجام داده باشد:
وأخرج الترمذي وحسنه عن ابن عباس قال: «بَعَثَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه وآله) أَبَا بَكْرٍ وَأَمَرَهُ أَنْ يُنَادِيَ بِهَؤُلَاءِ الْكَلِمَاتِ، ثُمَّ أَتْبَعَهُ عَلِيًّا، فَانْطَلَقَا فَحَجَّا، فَقَامَ عَلِيٌّ أَيَّامَ التَّشْرِيقِ، فَنَادَى «ذِمَّةُ اللَّهِ وَرَسُولِهِ بَرِيئَةٌ مِنْ كُلِّ مُشْرِكٍ، فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَلَا يَحُجَّنَّ بَعْدَ الْعَامِ مُشْرِكٌ، وَلَا يَطُوفَنَّ بِالْبَيْتِ عُرْيَانٌ، وَلَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مُؤْمِنٌ، فَكَانَ عَلِيٌّ يُنَادِي فَإِذَا أعِيا قَامَ أَبُو بَكْرٍ فَنَادَى بِهَا» فهذه نيابةٌ من أبي بكرٍ عن عليٍ فإنه قَصَد بالبعث علي، وأخرج البخاري عن أبي هريرة قال: «بعثني أبو بكر فيمن يؤذن يوم النحر بمنى لا يحج بعد العام مشرك ولا يطوف بالبيت عريان» فهذه نيابة من أبي هريرة أيضاً، والمقصود بالتبليغ في هذه القصة أن تكون من علي.
از ابن عباس نقل شده كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ابو بكر را خواست و به او دستور داد تا آيات برائت را بر مردم مكه تلاوت كند و اين كلمات را براى آن‌ها بخواند. سپس على عليه السّلام را به دنبال او فرستاد. هر دو به مكه رفتند و حج را به جاى آوردند، على (عليه السلام) در ايام تشريق اين سخنان را فرياد زد: خدا و رسول از همه مشركان بيزار هستند... پس ابوبكر نائب على (علیه السلام) بوده است؛ چرا كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) على را براى انجام اين كار فرستاده بود. بخارى از ابوهريره نقل كرده است كه ابوبكر مرا همراه مؤذنان فرستاد تا در روز عيد قربان فرياد بزنم: «بعد از اين سال هيچ مشركى حق انجام حج ندارد، حق ندارد به صورت عريان طواف كند» پس ابوهريره نيز نائب بوده است؛ زيرا وظيفه تبليغ در اين قضيه به عهده على (علیه السلام) بود.
السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى911هـ)، الحاوي للفتاوي في الفقه وعلوم التفسير والحديث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج1، ص156، تحقيق: عبد اللطيف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.
المعجم الكبير ج11 ص400 المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب بن مطير اللخمي الشامي، أبو القاسم الطبراني (المتوفى: 360هـ)، المحقق: حمدي بن عبد المجيد السلفي، دار النشر: مكتبة ابن تيمية - القاهرة، الطبعة: الثانية، عدد الأجزاء:25 .
آیات برائت
بنابراين ادعاى ابن تيميه، با روايات موجود در منابع اهل سنت كه با سند‌هاى صحيح نقل شد است، سازگارى ندارد و تنها كينه و عداوت او را با اميرمؤمنان عليه السلام ثابت مى‌كند.
آيا ابوبكر در آن سال، أمير الحاج بود؟
از آن جائى كه اين فضيلت، برترى مطلق اميرمؤمنان عليه السلام را بر ابوبكر و از طرف ديگر عدم شايستگى ابوبكر را بر ابلاغ فرمان رسول خدا، ثابت مى‌كند، اهل سنت تلاش كرده‌اند كه به نحوى اين مسأله را جبران كنند، آن‌ها ادعا كرده‌اند كه درست است كه امر تبليغ در اين سفر بر عهده اميرمؤمنان عليه السلام بوده؛ اما ابوبكر از طرف رسول خدا صلى الله عليه وآله «امير الحاج» بوده و حتى بر خود اميرمؤمنان عليه السلام نيز امارت داشته است.
فخرالدين رازى به نقل از جاحظ مى‌نويسد:
وقيل لما خصّ أبا بكرٍ رضي الله عنه بتوليته أميرَ الموسِم خص علياً بهذا التبليغِ تطييباً للقلوب ورعاية للجوانب.وقيل قرّر أبا بكرٍ علي الموسم وبعث علياً خَلْفَه لتبليغ هذه الرسالة، حتى يُصَلِّي على خلفِ أبي بكر ويكون ذلك جارياً مجرى التنبيهِ على إمامةِ أبي بكر، والله أعلم. وقَرّر الجاحظُ هذا المعنى فقال: إن النبيَّ صلى الله عليه وسلم بَعَثَ أبا بكرٍ أميراً على الحاج وولّاه الموسمَ وبعث علياً يُقْرَأ على الناس آياتٌ من سورةِ براءةٍ فكان أبو بكر الإمامَ وعلي المؤتَمَ وكان أبو بكر الخطيبَ وعلي المستمعَ وكان أبو بكر الرافع بالموسم والسابق لهم والآمر لهم، ولم يكن ذلك لعلي رضي الله عنه.
و گفته شده كه چون رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ابوبكر را سرپرست موسم قرار داد، به على نيز به خاطر پاك كردن دل‌ها و رعايت جوانب، مأموريت تبليغ داد. گفته شده كه ابوبكر را امير موسم كرد و على را به دنبال او براى تبليغ اين رسالت فرستاد تا على پشت سر ابوبكر نماز بخواند، و اين قضيه در حقيقت اشاره‌اى بود بر امامت ابوبكر. جاحظ اين معنا را اين گونه توضيح داده است كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ابوبكر را امير بر حاجيان و سرپرست موسم قرار داد و على را فرستاد تا آياتى از سوره توبه را بر مردم بخواند؛ پس ابوبكر امام بود و على مأموم، ابوبكر خطيب بود و على شنونده، ابوبكر برگزار كننده مراسم حج، پيشاهنگ و امير آن بود؛ ولى على چنين نبوده است.
الرازي الشافعي، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاى604هـ)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج15، ص175، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.
حج ابوبکر
ابن جوزى در كشف المشكل مى‌نويسد:
ومما يزيل الإشكال أن أبا بكر كان الإمام في تلك الحجة، فكان علي يأتم، وأبو بكر الخطيب وعلي يسمع.
از چيزهاى كه اشكال را برطرف مى‌كند اين است كه ابوبكر در اين حج امام و على مأموم بوده، ابوبكر خطيب بوده و على مى‌شنيده است.
ابن الجوزي الحنبلي، جمال الدين ابوالفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاى 597 هـ)، كشف المشكل من حديث الصحيحين، ج1، ص22، تحقيق: علي حسين البواب، ناشر: دار الوطن - الرياض - 1418هـ - 1997م.
نماز ابوبکر
مباركفورى نيز مى‌گويد:
وَقِيلَ إِنَّمَا بَعَثَ عَلِيًّا فِي هَذِهِ الرِّسَالَةُ حَتَّى يُصَلِّيَ خَلْفَ أَبِي بَكْرٍ وَيَكُونَ جَارِيًا مَجْرَى التَّنْبِيهِ عَلَى إِمَامَةِ أَبِي بَكْرٍ بعد رسول الله لأن النبي بَعَثَ أَبَا بَكْرٍ أَمِيرًا عَلَى الْحَاجِّ وَوَلَّاهُ الْمَوْسِمَ وَبَعَثَ عَلِيًّا خَلْفَهُ لِيَقْرَأَ عَلَى النَّاسِ بِبَرَاءَةٍ فَكَانَ أَبُو بَكْرٍ الْإِمَامَ وَعَلِيٌّ الْمُؤْتَمَّ وَكَانَ أَبُو بَكْرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ الْخَطِيبَ وَعَلِيٌّ الْمُسْتَمِعَ وَكَانَ أَبُو بَكْرٍ الْمُتَوَلِّي أَمْرَ الْمَوْسِمِ وَالْأَمِيرَ عَلَى النَّاسِ وَلَمْ يَكُنْ ذَلِكَ لِعَلِيٍّ فَدَلَّ ذَلِكَ عَلَى تَقْدِيمِ أَبِي بَكْرٍ عَلَى عَلِيٍّ وَفَضْلِهِ عَلَيْهِ انْتَهَى
و گفته شده كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) على را به اين مأموريت فرستاد تا پشت سر ابوبكر نماز بخواند، و اين قضيه اشاره‌اى باشد بر امامت ابوبكر بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله)؛ زيرا آن حضرت، ابوبكر را امير بر حاجيان و سرپرست موسم قرار داد، على را به دنبال او فرستاد تا بر مردم سوره برائت را بخواند؛ پس ابوبكر امام و على مأموم، ابوبكر خطيب و على شنونده بوده است. ابوبكر، سرپرست برگزارى حج و امير بر مردم بوده و على چنين نبوده است؛ پس اين دلالت مى‌كند بر مقدم بودن و برترى ابوبكر بر على.
المباركفوري، أبو العلا محمد عبد الرحمن بن عبد الرحيم (متوفاى1353هـ)، تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي، ج8، ص387، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت.
امیر حجاج
در اين سخنان، دو ادعا شده است:
اول: نماز خواندن اميرمؤمنان عليه السلام پشت سر ابوبكر؛
دوم: امير الحاج بودن ابوبكر در اين سفر و امارت او بر اميرمؤمنان عليه السلام.
بحث نماز خواندن اميرمؤمنان عليه السلام پشت سر ابوبكر خود قصه دیگری است.که در مطالب دیگر همین بخش به آن پرداخته ایم.

1- رعایت ادب اسلامی و رسم الخط فارسی ضروری است
2-برای استفاده از مزایای خاص سایت پیشنهاد میشود وارد شوید و نظر خود را ارسال نمایید