پرتال جامع سنت | دفاع از مشرک+سند

پرتال جامع سنت

شرحی بر تاریخ تحلیل نشده اسلام

دفاع از مشرک+سند

«كَاتَبْتُ أُمَيَّةَ بْنَ خَلَفٍ كِتَابًا بِأَنْ يَحْفَظَنِي فِي صَاغِيَتِي بِمَكَّةَ، وَأَحْفَظَهُ فِي صَاغِيَتِهِ بِالْمَدِينَةِ، فَلَمَّا ذَكَرْتُ الرَّحْمَنَ قَالَ لاَ أَعْرِفُ الرَّحْمَنَ، كَاتِبْنِي بِاسْمِكَ الَّذِي كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ. فَكَاتَبْتُهُ عَبْدُ عَمْرٍو فَلَمَّا كَانَ فِي يَوْمِ بَدْرٍ خَرَجْتُ إِلَي جَبَلٍ لأُحْرِزَهُ حِينَ نَامَ النَّاسُ فَأَبْصَرَهُ بِلاَلٌ فَخَرَجَ حَتَّي وَقَفَ عَلَي مَجْلِسٍ مِنَ الأَنْصَارِ فَقَالَ أُمَيَّةُ بْنُ خَلَفٍ، لاَ نَجَوْتُ إِنْ نَجَا أُمَيَّةُ. فَخَرَجَ مَعَهُ فَرِيقٌ مِنَ الأَنْصَارِ فِي آثَارِنَا، فَلَمَّا خَشِيتُ أَنْ يَلْحَقُونَا خَلَّفْتُ لَهُمُ ابْنَهُ، لأَشْغَلَهُمْ فَقَتَلُوهُ ثُمَّ أَبَوْا حَتَّي يَتْبَعُونَا، وَكَانَ رَجُلاً ثَقِيلاً، فَلَمَّا أَدْرَكُونَا قُلْتُ لَهُ ابْرُكْ. فَبَرَكَ، فَأَلْقَيْتُ عَلَيْهِ نَفْسِي لأَمْنَعَهُ، فَتَخَلَّلُوهُ بِالسُّيُوفِ مِنْ تَحْتِي، حَتَّي قَتَلُوهُ، وَأَصَابَ أَحَدُهُمْ رِجْلِي بِسَيْفِهِ، وَكَانَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ يُرِينَا ذَلِكَ الأَثَرَ فِي ظَهْرِ قَدَمِهِ».
صحیح البخاری ج3 ص98 ، المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.
بخاري از عبد الرحمان بن عوف نقل مي‏كند كه گفت: بين من و اميّة بن خلف (يعني همان كسي كه سالها بلال حبشي را به خاطر اسلامش تحت سخت‏ترين شكنجه‏ ها قرار داده بود) قرار دادي بسته شد كه من در مدينه و او در مكّه از نزديكان و قوم و خويشان هم نگهداري كنيم.(1) در پايان نوشته وقتي نوشتم عبد الرحمان بن عوف گفت من رحمان نمي‏شناسم همان إسم قبلي را بنويس منهم نوشتم عبد عمرو ـ در جنگ بدر خواستم كه از او محافظت كنم بلال او را ديد و بر گروهي از انصار وارد شد و گفت: اين اميّة بن خلف است كه بايد كشته شود. چند نفر از انصار او را همراهي كردند من چون ترسيدم كه به ما برسند پسر اميه را سر راهشان قرار دادم كه به كشتن او مشغول شوند. آنها او را كشتند و ما را تعقيب كردند. اميّه مرد چاقي بود و چون به ما رسيدند گفتم: بخواب و خودم را روي او انداختم تا مانع كشتن او گردم. اينان از زير بدن من با شمشير به جان او افتادند تا آنكه او را به قتل رساندند و شمشير يكي از آنان به پي من اصابت كرد. راوي مي‏گويد: عبد الرحمان اثر آن را كه پشت پايش بود به ما نشان مي‏داد.

اهل سنت و دفاع از مشرک

قطعا براي خوانندگان اين سؤال مطرح است كه دفاع از مشركي كه يكي از مسلمانان را آنگونه شكنجه مي‏كرد و حال نيز بري جنگ با آنان آمده چه وجهي داشت؟ آيا تعهد سپرده بود كه از او ـ ولو براي جنگ با مسلمانان آمده باشد ـ محافظت كند؟ آيا علاقه جاهليّت هنوز باقي بود؟ البته ما از عبد الرحمان بن عوف، كه در شوري دوم علي عليه‏السلام را كنار گذاشت و عثمان را برگزيد، بيشتر از اين انتظار نداريم.
پي نوشت:
(1) تذكّر اين نكته ضروري به نظر مي‏رسد كه آشنايان ابن عوف اگر مسلمان شدند چرا هجرت نكردند و إلاّ چرا بايد در پناه مشركي قرار بگيرند و اقوام اميّه نيز اگر مسلمانند كه در پناه اسلام خواهند بود و إلاّ حمايت از آنان چرا؟

1- رعایت ادب اسلامی و رسم الخط فارسی ضروری است
2-برای استفاده از مزایای خاص سایت پیشنهاد میشود وارد شوید و نظر خود را ارسال نمایید