پرتال جامع سنت | تعقيب كردن پيامبر+سند

پرتال جامع سنت

شرحی بر تاریخ تحلیل نشده اسلام

تعقيب كردن پيامبر+سند

تعقيب هاي شبانه عايشه
.... فَأَخْبَرَنِي ابْنُ أَبِي مُلَيْكَةَ، عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: افْتَقَدْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ذَاتَ لَيْلَةٍ، فَظَنَنْتُ أَنَّهُ ذَهَبَ إِلَى بَعْضِ نِسَائِهِ، فَتَحَسَّسْتُ ثُمَّ رَجَعْتُ، فَإِذَا هُوَ رَاكِعٌ أَوْ سَاجِدٌ يَقُولُ:....
عايشه می‏گويد: شبى پيامبر را گم كردم. پنداشتم نزد يكى از همسرانش رفته است. جستجو كردم و سپس برگشتم. ديدم او در حال ركوع و سجود است و می‏گويد:... .
صحيح مسلم، ج 1، ص 352، كتاب الصلاة، باب 42، ح 221، و مشابه آن حديث بعد. ، سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1262، كتاب الدعاء، باب 3، ح 3841. سنن أبي داود، ج 1، ص 232، كتاب الصلاة، باب الدعاء في الركوع والسجود، ح 879. سنن نسائى، ج 2، ص 226، كتاب التطبيق، باب 48، ح 1096، وص 236 و 238، همان كتاب، باب 67 و 72 و 73، ح 1120 و 1121 و 1126 و 1127، وج 7، ص 75، كتاب عشرة النساء، باب الغيرة (باب 4)، ح 3967 و 3968.

تعقیب های عایشه

از اين جريان و آنچه كه بعدا نقل مى ‏كنيم به خوبى برمی ‏آيد كه عايشه تا آخر عمر پيامبر در عدالت آن حضرت در شك بود. به روايت زير توجه فرمائيد:
....حَدَّثَنِي مَالِكٌ، عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ أَبِي عَلْقَمَةَ، عَنْ أُمِّهِ، أَنَّهَا سَمِعَتْ عَائِشَةَ تَقُولُ: قَامَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ذَاتَ لَيْلَةٍ فَلَبِسَ ثِيَابَهُ، ثُمَّ خَرَجَ، قَالَتْ: فَأَمَرْتُ جَارِيَتِي بَرِيرَةَ تَتْبَعُهُ، فَتَبِعَتْهُ حَتَّى جَاءَ الْبَقِيعَ،....
علقمة بن أبي علقمة از مادرش و او از عايشه نقل می‏كند كه گفت: شبى پيامبر برخاست. لباسش را پوشيد و خارج شد. من به كنيزم بريرة گفتم كه او را تعقيب كند او نيز او را تعقيب كرد تا آنكه آن حضرت به بقيع رفت... .
سنن نسائى، ج 4، ص 95، كتاب الجنائز، باب 103، ح 2034.

 عایشه بنت ابوبکر

تذكر اين نكته لازم است كه بريرة لا أقل تا سال فتح مكه -كه عباس عموى پيامبر اندكى قبل از آن به مدينه آمد- همسر مغيث بود. او و شوهرش برده بودند و چون عايشه بريرة را آزاد كرد در خدمت او قرار گرفت. بنابراين جريان فوق مربوط به اواخر عمر رسول گرامى اسلام می‏باشد و چنانچه ملاحظه فرموديد او هرگز به عدالت پيامبر ايمان نياورده بود. ما از خوانندگان محترم تقاضا داريم خود در اين زمينه بينديشند و نتيجه‏ گيرى كنند. اينك به روايتى ديگر توجه فرمائيد كه در آن عايشه صريحا اقرار مى ‏كند كه از نظر او خدا و رسولش به او ظلم میكنند. اين روايت اندكى طولانى است و ما ترجمه آن را نوشته و قسمت آخر آن را كه به بحث ما مربوط است عينا نقل می‏كنيم:
.....حَتَّى جَاءَ الْبَقِيعَ فَقَامَ، فَأَطَالَ الْقِيَامَ، ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، ثُمَّ انْحَرَفَ فَانْحَرَفْتُ، فَأَسْرَعَ فَأَسْرَعْتُ، فَهَرْوَلَ فَهَرْوَلْتُ، فَأَحْضَرَ فَأَحْضَرْتُ، فَسَبَقْتُهُ فَدَخَلْتُ، فَلَيْسَ إِلَّا أَنِ اضْطَجَعْتُ فَدَخَلَ، فَقَالَ: «مَا لَكِ؟ يَا عَائِشُ، حَشْيَا رَابِيَةً» قَالَتْ: قُلْتُ: لَا شَيْءَ، قَالَ: «لَتُخْبِرِينِي أَوْ لَيُخْبِرَنِّي اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ» قَالَتْ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي، فَأَخْبَرْتُهُ، قَالَ: «فَأَنْتِ السَّوَادُ الَّذِي رَأَيْتُ أَمَامِي؟» قُلْتُ: نَعَمْ، فَلَهَدَنِي فِي صَدْرِي لَهْدَةً أَوْجَعَتْنِي، ثُمَّ قَالَ: «أَظَنَنْتِ أَنْ يَحِيفَ اللهُ عَلَيْكِ وَرَسُولُهُ؟» قَالَتْ: مَهْمَا يَكْتُمِ النَّاسُ يَعْلَمْهُ اللهُ، نَعَمْ....
عايشه می‏گويد: آيا براى شما جريانى را كه بين من و رسول خدا واقع شده نقل نكنم؟ گفتيم: بگو. گفت: شبى كه نوبت من بود پيامبر ردايش را گذاشت و نعلين را در آورد و آنها را جلوى پايش قرار داد و آنگاه يكطرف ازارش را بر رختخواب نهاد و دراز كشيد. اندكى بعد كه گمان كرد من خوابيدم آهسته ردايش را گرفت و بى صدا نعلين را به پا كرد و در را باز كرد و رفت و آهسته آن را بست من نيز خود را پوشيده و دنبالش رفتم... . می‏گويد: دنبالش رفتم ديدم در بقيع مشغول دعا كردن می‏باشد و چون برگشت من هم برگشتم. او سرعت گرفت من هم سرعت گرفتم. به صورت نزديك به دويدن رفت من هم چنين كردم. دويد من هم دويدم. به مقدارى كه در رختخواب دراز كشيدم از او جلو زدم. گفت: چرا نفس نفس میزنى؟ گفتم: چيزى نيست (إن شاء اللّه چيزى نبود و عايشه راست گفت!) گفت: يا مى‏ گوئى يا خداى خبير، خبر آن را به من می‏دهد. گفتم: يا رسول اللّه پدر و مادرم فدايت آنگاه خبر آن را گفتم. گفت: پس آن سياهى كه جلوى خود ديدم تو بودى؟ گفتم: آرى. ضربه‏ اى به سينه ‏ام زد كه دردم آمد سپس گفت: آيا گمان كردى كه خدا و رسولش به تو ظلم می‏كنند؟ گفت: آنچه كه بر مردم مخفى است خدا میداند، آرى... .
صحيح مسلم، ج 2، ص 71 - 669، كتاب الجنائز، باب 35، ح 103.

توهین عایشه به پیامبر

ببينيد كه چگونه اقرار می‏كند و در پاسخ به پرسش رسول خدا میگويد: «آرى» چون - چنانچه خود گفته - اگر مردم ندانند خدا مى ‏داند.آيا با اين ايمان آبكى، در قيامت همنشين رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله خواهد بود؟ خود قضاوت كنيد.

1- رعایت ادب اسلامی و رسم الخط فارسی ضروری است
2-برای استفاده از مزایای خاص سایت پیشنهاد میشود وارد شوید و نظر خود را ارسال نمایید