پرتال جامع سنت | تأملي درصحيح بخاري+سند

پرتال جامع سنت

شرحی بر تاریخ تحلیل نشده اسلام

تأملي درصحيح بخاري+سند

مقدمه
در ميان جوامع حديثي اهل سنت، كتابي كه از شهرت و اعتبار فراواني برخوردار است و از ديدگاه اهل سنت، ارزش بسياري دارد كتاب صحيح بخاري است، به حدي كه علماي اهل سنت آن را پس از قرآن، بهترين و موثق‌ترين منبع و متن ديني به شمار آورده‎اند.
انگيزة بخاری از نگارش اين كتاب، جمع‌آوري احاديث صحيح نبوي از ميان انبوه احاديث مسموع بوده است كه براي گردآوري آن 16 سال وقت صرف كرد و احاديث آن را از ميان 000/600 حديث گلچين كرد.(1)
علماي اهل سنت در تعداد احاديث «صحيح بخاري» اختلاف نظر دارند. ابن حجر عسقلاني در «هدي الساري مقدمه فتح الباري» از ابن صلاح، تعداد احاديث تكراري و غير تكراري آن را 7275 حديث، نقل مي‏كند و خود به تعداد 7397 حديث، نظر مي‎دهد. همچنين ابن صلاح احاديث بدون تكرار آن را 4000 حديث برشمرده است.(2) از آنجايي كه بخشي از احاديث بخاري از معلقات بوده و سند كامل ندارد و بخشي از آنها سخنان پيامبر اكرم(ص) نبوده و از اصحاب و تابعين، راويت شده مي‏توان به اين جمله ابن حجر ملتزم شد كه: «احاديث مسند و موصول به پيامبر، بدون تكرار در صحيح بخاري فقط 2602 حديث است»!(3)
اين كتاب، نخستين منبع حديثي فراگير اهل سنت به حساب مي‎آيد كه در 9 بخش سامان يافته است. در بخش اول، احاديث به طور موضوعي در بابهاي ذيل جاي داده شده‎اند: «بدءالوحي»، «الايمان»، «العلم»، «الوضوء»، «الغسل»، «الحيض» و «الصلاه». در بخشهاي دوم و سوم و چهارم به ابواب فقهي پرداخته شده. در بخش پنجم به مناقب و مغازي پرداخته و بخش ششم را به تفسير آيات قرآن و بخش هفتم را به پاره‎اي از ابواب فقهي مانند نكاح و طلاق، اختصاص داده است. در بخش هشتم، رواياتي را در زمينه ادعيه و برخي مسائل فقهي آورده و در بخش  آخر به «منامات»، «فتن»، «اخبار آحاد»، «اعتصام به كتاب و سنت» و «توحيد» به عنوان حُسن ختام، پرداخته است.
بخاري براي انتخاب احاديث صحيح، معياري داشته كه به «شرط بخاري» معروف شده است. بر طبق آن او حديثي را صحيح مي‎دانست كه محدثان بزرگ نسبت به وثاقت فرد فرد سلسله راويان آن تا يك صحابي مشهور، اتفاق نظر داشته باشند و سند آن نيز متصل و غير مقطوع باشد. وي چون كتاب خود را به پايان رساند، آن را به بزرگان و ائمة حديث زمان خود چون احمد بن حنبل، علي بن مديني، يحيي بن معين، عرضه داشت كه همه آن را پسنديدند و كتابش را تحسين كرده و به صحت و درستي همه احاديث ـ به جز چهار حديث ـ صحه گذاشتند.(4)
ما در اين مقاله مهم‌ترين منبع حديثي اهل سنت را برسي محتوايي کرده و نکاتي چند در مورد آن ‌را تقديم خوانندگان محترم مي‌کنيم. استناد ما به احاديث بخاري از نسخه تك جلدي صحيح بخاري چاپ 1422 از انتشارات دار احياء التراث العربي بيروت مي‏باشد.
يکم. كثرت احاديث آثار و قلت احاديث نبوي (سنّت)
برخوانندگان فرهيخته اين نوشتار پوشيده نيست كه در فرهنگ روايي قرون نخستين، اصطلاح «اثر» مفهومي اعم از حديث داشته و افزون بر حديث نبوي، روايات حاكي از گفتار و كردار صحابه را نيز شامل می‌شده است و البته در عصر تابعینِ تابعين، افزون بر حديث نبوي، گفتار و كردار صحابه و تابعين نيز به سان آيينه‎اي از سنت نبوي، موضوعيت يافته بود و همپاي احاديث نبوي حجيت داشت. به همين جهت در قرن اول و نيمه نخست قرن دوم، اصطلاح « اصحاب اثر» بر پيروان احاديث، استعمال مي‎شده است.
تا آن‌كه پس از گذشت چندي، شافعي با ارائه تعريفي مضيّق از سنت، تنها احاديث نبوي را حجت دانست و آثار صحابه و تابعين را از احاديث و سنت نبوي جدا كرد تا اين‌كه در نيمه اول قرن سوم، اصحاب حديث با بار معنايي پيروان حديث نبوي، مفهومي افتخارآميز يافت و سنت‏گراياني برجسته چون احمد بن حنبل و اسحاق بن راهويه، خود و همفكرانشان را «اصحاب حديث» خواندند.(5)
اما به‌رغم اين تغيير بنيادين در ديدگاه اهل حديث و با اين‌كه انگيزه بخاري از تأليف كتاب، جمع‏آوري احاديث صحيح نبوي بوده همانگونه كه اسم كتاب را «الجامع المسند الصحيح المختصر من امور رسول الله و سننه و أيامه» گذاشت، ساده‏انديشي است كسي بپندارد همه روايات صحيح بخاري، احاديث نبوي است. بلكه شمار زيادي از احاديث، سخنان و آثار صحابه و تابعين است تا حدي كه ابن حجر عسقلاني در مقدمة شرح صحيح بخاري گفته است: « فجمیع ما فی البخاری مِن المتون الموصوله بلا تکرر علی التحریر الفا حدیث و ستمأة حدیث و حدیثان».(6)
دوم. ترسيم چهره‏اي غيرمعصوم و خطاكار از نبي مكرم اسلام
سيمايي كه از نبي اسلام در صحيح بخاري ترسيم مي‎شود داراي ضعف‌ها و خطاهاي متعدد است كه با مقام عصمت و اسوۀ حسنه بودن آن پيامبر عظیم الشأن سازگار نيست.
به طور مثال از عايشه حديثي نقل مي‎كند كه پيامبر اكرم (ص) آيات قرآن را فراموش می‌كردند:‌ «عن عايشة قالتْ: سمعَ النبيُّ(ص) رجلاً يَقْرأ في المسجد، فقال:‌ رحِمَهُ الله لَقد أذكَرَني كذا و كذا آيةً، أسْقَطتُهُنَّ مِن سورةِ كذا وكذا».(7)

در احاديث متعددي، حضرت رسول (ص) نماز ظهرین را دو ركعت خوانده‌اند: «عن ابي‎هريرة قال: صلّي بِنا النبيُّ(ص) الظهرَ و العصرَ، فسلّمَ، فقال له ذواليدين: الصلاةُ يا رسولَ الله أنقَصَتْ؟ فقالَ النبي(ص) لِأصحابه: أحَقٌّ ما يقولُ؟ قالوا: نعم، فَصلّي ركْعتين اُخْرتين ثمّ سَجَد سَجْدتين»(8) يا روايتي نقل شده كه پيامبر اكرم (ص)، نماز ظهر را پنج ركعت خواندند: «عن عبدالله قال: صَلّي بنا النّبيُ(ص) الظهرَ خمساً، فقيل: أزيد في الصلاه؟ قال: و ما ذاك؟‌ قالوا:‌ صلّيتَ خمساً، فسَجَد بعد ما سَلّم».(9)
در حدیث مشابه دیگری، صراحتاً موضوع «سهوالنبی» بیان شده است: عبدالله بن عمر می گوید: پیامبر نمازش را اشتباه خواند، بعد از آن‌که او را متوجه اشتباهش کردند رو به مردم فرمودند: «... إنما أنا بشرٌ مِثلُکم، أنْسی کما تَنْسَونَ، فإذا نَسیتُ فذَکِّرونی...».(10)
در صحيح بخاري در وصف حضرت رسول‏الله ـ صلي‎الله عليه و آله و سلم ـ موارد متعدد ديگري روايت شده كه قلم از ذكر آنها شرم دارد، اما از آن جهت كه ادعاي بي‎دليلی نكرده باشيم به تعدادي از آنها برای نمونه اشاره مي‏كنيم:
مثلاً احادیث متعددی در صحیح بخاری ذکر شده که مضمون آنها ـ العیاذ بالله ـ اشاره بر شهوت‌ران بودن پیامبر دارد. به طور مثال روایات متعددی نقل می‌کند مبنی بر این‌که پیامبر خدا در یک شب با تمام همسران خود (که تعداد آنها 9 نفر بوده) همبستر می‌شدند: «عن قتادة: أنّ أنَس بن مالک حدّثَهم: أن نبیّ الله(ص) کان یطوفُ علی نسائِه فی اللیلةِ الواحدة، و لَه یومئذٍ تسع نِسوة!»(11) یا از ابن عباس نقل می کند که پیامبرخدا در عمل عبادی احرام هم تزویج کردند: «حدثنا جابرُ بنُ زید قال: أنْبأنا ابنُ عباس: تزوّجَ النبیّ(ص) و هو مُحرِم».(12) یا این که حضرت رسول عایشه را به جهت زیبایی چهره از دیگر همسران خود بیشتر دوست داشتند: «سَمِعَ ابنُ عباس عن عمرَ دخل علی حفصةَ فقال: یا بنیّةَ لا یَغُرّنکِ هذه التی أعجَبَها حُسنُها حبُّ رسولِ الله(ص) ایّاها. یُرید عایشةَ، فقَصَصْتُ علی رسولِ الله(ص) فتَبَسّمَ».(13)  همچنين از عايشه و ديگر همسران حضرت رسول نقل مي‏كند كه پيامبر حتی در ايام حيض نیز با آنها مباشرت مي‎نموده است: «عن عايشةَ قالتْ: كانتْ إحدانا إذا كانتْ حائضاً فأرادَ أن يُباشرَها، أمَرَها أنْ تتّزِرَ في فورِ حيْضتِها، ثُمّ يُباشِرُها»(14).
نكته بسيار عجيب و مشكوك اين است كه ذكر احاديث اين چنيني درباره پيامبر رحمت و اسوه اخلاق، ملازم و همراه است با ذكر احاديثي كه مضامين آنها تقدس شيخين و حتي افضليت معنوي و شخصيتي آنها بر نبيّ اسلام را ثابت مي‏نمايد. به طور مثال احاديث متعددي نقل شده كه گاهي دخترها در خانه پيامبر و در حضور آن حضرت آوازه‏خواني مي‏كردند، ابابكر كه وارد خانه پيامبر شد از چنين صحنه‏اي ناراحت شده و در صدد جلوگيري از آن برآمد ولي رسول الله ابابكر را منع كردند، سپس عايشه مي‏گويد: تا ابوبكر به جاي ديگر متوجه شد و از آن دو غافل شد، به آن دو دختر اشاره كردم تا خارج شوند: «عن عايشةَ قالتْ: دخل علي رسولِ الله(ص) و عندي جاريتان تغنّيان بِغِناءِ بُغاث، فاضطَجعَ علي الفِراش و حَوَّل وجهَه، فدخلَ ابوبكر فانتهَرَني و قال: مِزمارَةُ الشيطان عندَ رسول الله؟ فاقبَلَ عليه رسولُ الله (ص) فقال:‌ دعْهُما. فلمّا غَفل غَمَزْتُهما فَخرَجَتا».(15)
يكي ديگر از موارد مضحك  كه در صحيح بخاري ـ و البته در ديگر منابع حديثي اهل سنت ـ ذكر شده موضوعي است كه در کتب اهل سنت با عنوان «موافقات عمر»‌ مشهور است و ظاهراً با انگيزه تقدس‎زایی و فضيلت‏تراشي براي خليفه دوم وارد شده است و آن اين‌كه اگر چه نزول وحي آسماني فقط منحصر در نبي اسلام بوده ولي در موارد متعددي خداوند متعال خواسته های عمر را به صورت وحی آسمانی نازل مي‏كرد. همان گونه كه اشاره كرديم موضوع نزول آيه حجاب بر وفق خواسته عمر بوده است! يا اين‌كه حضرت رسول بر جنازۀ مرد منافقي نماز خواندند و عمر آن حضرت را از اين كار نهي كردند، اما رسول الله به كلام عمر گوش ندادند تا اين‌كه آيۀ «و لاتُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا» (توبه: 84) در تأييد گفتۀ عمر نازل شد: «عن عبدالله بن عمر قال:‌ لما تَوفّي عبدُالله بنِ اُبَيّ، جاءَ ابنُه إلي رسول الله(ص) فقال: يا رسولَ الله، إعطني قميصَك اُكَفّنَه فيه و صلِّ عليه و استَغفِر له، ... فجاءَ لِيُصلّيَ عليه، فَجَذَبَه عمرُ فقال:‌ أ ليسَ قد نَهاكَ الله أن تُصلّي علي المنافقين؟ ... فنزلت «وَ لا تُصَلّ علي أحَدٍ مِنهم ماتَ أبداً» فَتَركَ الصلاةَ عليهم».(16)
در اين روايت نامعقول، اطلاع و آگاهي عمر بيشتر از آخرين فرستاده و برگزيده خداوند است! و خداوند كلام عمر را تأييد كرده و عمل رسولش را تخطئه و مورد نهي قرار داده است!(17) و... .
سوم. مخدوش كردن سيماي پيامبران ديگر
بخاري در مورد انبياي عظام رواياتي نقل كرده است كه شايسته مقام والاي آنها نيست: به طور مثال در حديثي، انبياي بزرگي چون آدم، نوح، ابراهيم، موسي و عيسي خطاكار و مورد غضب شديد الهي معرفي مي‏شوند و آن حديث مفصل ابوهريره از رسول الله در ترسيم قيامت است: خداوند همه انسانها را در جايي جمع مي‏كند و سختي و غم را بر آنها زياد مي‏كند تا حدي كه  تحمل آن، طاقت فرسا مي‏شود. عده‎اي از مردم به يكديگر مي‎گويند: عليكم بآدم، سپس به سمت حضرت آدم مي‏روند و به او مي‏گويند:‌ اي آدم! تو ابوالبشر هستي و خدا تو را با دستان خود آفريد و از روح خود در تو دميد و ملائكه را به سجده بر تو امر كرد، ما را نزد خدا شفاعت كن... حضرت آدم در جواب مي‎گويد: «إنّ ربّي قد غَضِب اليومَ غضْباً لم يغضَبْ قبلَه مثلَه و لنْ يغْضَب بعدَه مثلَه و إنّه نَهاني عن الشجرة فعصيْتُه، نفْسي نفسي نفسي، إذهبوا الي غيري، إذهبوا الي نوحٍ» سپس مردم رو به نوح مي‏كنند و از او شفاعت مي‏‎طلبند، او نيز همين جمله را تكرار مي‏كند و مردم را به حضرت ابراهيم راهنمايي مي‏كند. همين ماجرا در مورد حضرت ابراهيم، حضرت موسي و حضرت عيسي نقل مي‏شود و همه آن ها جمله «إنّ ربّي قد غَضِبَ اليومَ غضباً لم يغضَب قبلَه مثلَه...» را تكرار مي‏كنند الي آخر.(18)
با توجه به مباحث گذشته و ترسيم چهره‏اي خطاكار از نبي گرامي اسلام و همچنين ترسيم چهره‏اي غيرمعصوم و گنه‏كار از انبياي عظام، انگيزۀ جعل اين احاديث را مي‏توان «توجيه فساد اخلاقي دستگاه حاكميت و كم اهميت جلوه دادن فساد حاكمان اموي و عباسي» دانست كه معاويه و پيروانش از آن طريق موفق شدند، ساليان متمادي به اسم خلافت و امامت بر جامعه اسلامي، حكومت كنند.
چهارم. تصويرسازي جسماني از خداوند متعال
بر اساس تعاليم قرآني و قواعد عقلي، خداوند جسم ندارد، در مكان خاص قرار ندارد و با چشمان سر ديده نمي‏شود، اما بخاري از زبان پيامبر احاديثي را ذكر مي‏كند كه در آنها خداوند جسماني است، مكان خاص دارد، با چشمان سر ديده مي‏شود و... . به طور مثال احاديث زيادي ذكر مي‏كند كه رؤيت خدا ممكن است:‌ «عن جُرير قال: كُنّا عندَ النبيّ(ص)، اذ نظرَ الي القمرِ ليلةَ البدر، فقال: أما انّكم سَتَرونََ ربَّكم كما تَرونَ هذا...».(19)
پنجم. ذكر احاديث نامعقول
در صحيح بخاري ـ مهمترين منبع حديثي اهل سنت ـ احاديث متعددي ذكر شده كه مضامين آنها نامعقول، مضحك و غيرقابل تأويل است، با اين حال ظاهرگرايان اصحاب حديث، آنها را صحيح دانسته و بر مضامين آنها اعتقاد پيدا كرده‎اند! در اين نوشتار موجز به چند نمونه از آنها به عنوان نمونه بسنده مي‏كنيم:
به طور مثال، ابوهريره از پيامبر نقل مي‏كند كه بلندای قامت حضرت آدم(ع) 60 ذراع (يعني حدود 30 متر) بوده است: «عن أبي‏هريرة عن النبي(ص) قال: خَلََق اللهُ آدمَ و طولُه ستّونَ ذراعاً...».(20)
هم چنين ابوهريره نقل مي‎كند كه حضرت سليمان(ع) در يك شب با صد نفر زن همبستر شد:‌ «عن ابي‎هريرةَ قال: قال سليمانُ بنُ داوود عليهما‏السلام: لَأطُوفَنَّ الليلةَ بِمأةِ إمرأة، تَلِدُ كلُّ إمرأةٍ غلاماً يُقاتل في سبيل الله. فقال له الملَكُ: قُل إن شاءَ الله، فَلَم يَقُل و نَسِي، فأطافَ بِهنّ، و لم تَلِد مِنهنّ إلا إمرأةٌ نِصفَ انسانٍ».(21)
بخاري، از عايشه روايتي نقل مي‏كند كه به حديث لدود (داروي تلخ) معروف شده است و آن اين كه: اواخر عمر شريف پيامبر كه در اغماء و بي‎هوشي به سر مي‏بردند براي حضرت، داروي لدود تهيه كرديم و به دهان مبارک ريختيم، پيامبر با اشاره فرمودند كه آن كار را نكنيم؛ ولي چون از باب اكراه مريض از دواء بود آن را  انجام داديم، پس از آن‌كه پيامبر به هوش آمدند فرمودند: آيا نگفتم داروي تلخ به من ندهيد؟! سپس دستور دادند در دهان همۀ حضار به جز عباس(!) داروي تلخ ريخته شود!: «عن عايشة:‌ لَدَدْنا رسولَ الله في مرضه و جعَلَ يُشيرُ إلينا «لا تلُدّوني». قال: فقُلنا: كراهيةَ المريض بالدواء. فلمّا أفاق قال: اَلَم أنهاكُم أنْ تلُدّوني؟! ... فقال رسولُ الله(ص)‌: لا يَبقي منكم احدٌ إلا لُدَّ و أنا أنظرُ إلا العباس، فإنه لم يَشهدكُم».(22)
ششم. تقطيع، تكرار و تغییر بسياري از احاديث
بسياري از احاديث صحيح بخاري، در ديگر كتب حديثي، بي‏كم و كاست و بدون تقطيع ذكر شده است ولي صحيح بخاري به دليل دواعي مختلف، آنها را از صدر يا از ذيل و گاهي از وسط، تقطيع كرده است. جالب آن كه احاديثي كه به گونه‌ای بر نقض یا جهل خلفا اشاره‌ای داشته است را به گونه‏اي تقطيع مي‏كند كه پرده‎اي بر آن منقصت و يا منقبت كشيده شود و همچنين برخي از احاديثي كه با آراء و افكار عثماني‎گري و ظاهرگرايي او موافق بوده در جاي جاي كتاب ـ و حتي بعضاً بدون هيچ مناسبتي ـ تكرار گرديده است.
به طور مثال حديث افضليت عايشه بر زنان عالم علاوه بر باب فضائل عايشه در چند جاي كتاب تكرار شده است، يا حديث «إنّما الأعمالُ بالنّيات» در شش جای کتاب تكرار شده است. دليل تكرار آن هم مخالفت با نظريه ابوحنيفه در عدم لزوم نيت در اعمال است. اين حديث اولين روايت صحيح بخاري نيز هست.(23)
يكي از مواردي كه بخاري، حديث را به جهت صیانت از مقام والاي خليفه ثاني(!) تقطيع كرده است، بیان حكم جنابت است و آن اين‌كه همان گونه كه در صحيح مسلم، سنن نسائي، سنن ابن ماجه و ديگر منابع حديثي اهل سنت آمده، مردي از خليفة ثاني پرسيد: اگر جنب شدم و دسترسي به آب نداشتم، حكم من چيست؟ عمر گفت‌:‌ نماز نخوان! عمار كه در مجلس حاضر بود بر حكم او اعتراض كرد و حكم تيمم را باز گفت. اما همين حديث با همين سند در صحيح بخاري تقطيع شده و جواب «نماز نخوان» عمر حذف شده است:‌ «جاءَ رجلٌ الي عمر بن الخطّاب فقال:‌ انّي أجنَبْتُ فلم اُصِبِ الماء؟ فقال عمّارُ بنُ ياسر لِعُمر بنِ الخطّاب: أما تذكُر إنّا كُنّا في سفرٍ أنا وأنتَ...».(24)
موارد تقطيع و تكرار احاديث در صحيح بخاري به حدي است كه ابن‏حجر عسقلاني، شارح صحيح بخاري گفته است: احاديث مسند و موصول به پيامبر، بدون تكرار در صحيح بخاري فقط 2602 حديث است.(25)
نتيجه:
با بررسي اجمالي محتواي احاديث صحيح بخاري و با توجه به گرايشات عثماني نويسنده، اين نكته به ذهن رسوخ مي‏كند كه گرايشات فكري او تأثير عميقي در تقطیع و تغییر و عدم اشاره به تمام جریانات روایات داشته است؛ لذا عنوان « الجامع الصحيح» براي مهم‌ترين كتاب حدیثی اهل سنت ـ که از آن به برادر قرآن نیز تعبیر کرده‌اند ـ مناسب به نظر نمي‏رسد و نمي‌توان به روایات آن به تنهایی اعتماد کرد؛ بلکه لااقل باید با منابع دیگر بررسی شود.
پي نوشت:
1. مقدمه صحيح بخاري، ص 16؛ دانشنامه جهان اسلام، ج 2، مدخل بخاري. بخاري خود به انگيزه تأليف صحيح، اشاره كرده: كُنّا عند اسحاقِ بن راهويه فقال: لو جمعتم كتاباً مختصراً لصحيح سنه رسول الله(ص)؟ قال: فَوقعَ ذلكَ في قلبي، فأخذتُ في جمع الجامع الصحيح (مقدمه صحيح بخاري، ص 15).
2. هدي الساري مقدمه فتح الباري في شرح صحيح البخاري،ص 654 و 657 .
3. همان. ص 668.
4. مقدمه صحيح بخاري، ص 16؛ دانشنامه جهان اسلام، ج 2، مدخل بخاري، ص 380.
5. براي مطالعه بيشتر در اين خصوص بنگريد: دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج 9، مدخل اصحاب حديث.
6.  هدي الساري مقدمه فتح الباري في شرح صحيح البخاري، ج 1، ص 668.
7. كتاب الشهادات، باب 11، ح 1، ش مسلسل 2655؛ و حدیث مسلسل 5038 و 5037.
8. كتاب السهو، باب 3، حدیث مسلسل 1227، اين روايت پنج بار در صحيح بخاري تكرار شده احاديث شماره 482، 1228، 1229، 7250.
9. كتاب اخبارالآحاد، باب 1، حدیث مسلسل 7249.
10.کتاب الصلاه، باب 31، حدیث مسلسل401.
11. کتاب الغسل، باب 24، حدیث مسلسل284 و احادیث 5215 و5068.
12. کتاب النکاح، باب31، حدیث مسلسل5114.
13.  کتاب النکاح، باب 106، حدیث مسلسل5218
14. هنگامي كه يكي از ما حائض بوديم و پيامبر قصد مباشرت با آن را مي‏نمودند، دستور مي‏دادند تا بر محل جریان خون ازاري بسته شود، سپس مباشرت مي‏كردند. كتاب الحيض، باب 6، ح 4 ، حديث مسلسل 302.
15. عایشه گفت: رسول خدا بر من وارد شد درحالی که نزد من دو دختر آوازه خوان، غناء جنگ بُغاث (با اشعاری مستهجن) را  می خواندند، پس برای استراحت زیر لحاف رفت و روی خود را برگرداند. تا این که ابوبکر وارد شد و مرا سرزنش کرد و گفت: در نزد رسول خدا آلت شیطان؟ پس رسول خدا رو به او گفت: آنها را رها کن. هنگامی که ابوبکر غافل شد، به آنها اشاره کردم تا از منزل خارج شوند. كتاب الجهاد و السير، باب 81، حديث مسلسل 2906 و همچنين احاديث مسلسل 952، 3931، 3539 و... .
16. عبدالله بن عمر گفت: هنگامی که عبدالله بن اُبیّ (یکی از منافقین) فوت کرد، پسرش نزد رسول خدا آمد و گفت: ای رسول خدا، پیراهنتان را بدهید تا پدرم را کفن کنم و برای پدرم نماز بخوانید و برای او استغفار کنید... پس پیامبر حاضرشد تا براو نماز بگزارد، عمر پیامبر را کنار کشید و عرض کرد: آیا خداوند متعال شما را از نماز خواندن بر منافقین، نهی نکرده است ؟ اما پیامبر گوش به حرف او نداد تا این آیه نازل شد: هرگز بر مرده هیچ یک از آن ها نماز نخوان. لذا نماز بر او را رها کرد. كتاب اللباس، باب 8، حديث مسلسل 5796 و هم چنين احاديث مسلسل 1269، 4670-4671 و 4672.
17. ناگفته نماند عده‎اي از علماي اهل سنت چون ابوبكرباقلاني، امام الحرمين جويني، امام غزالي و... عليرغم اين كه اين حديث در صحيح بخاري آمده، آن را مردود دانسته‏اند. براي آگاهي از توجيهات شارحين صحيح بخاري و اطلاع از مخالفين اين احاديث بنگريد: فتح الباري، ج 9، ص 5303 – 5307.
18. كتاب التفسير، باب 5، ح 1، حديث مسلسل 4712.
19.كتاب مواقيت الصلاه، باب 27، حديث مسلسل 573. و همچنين احاديث مسلسل 554، 4851، 7434، 7435، 7436 و... .
20. كتاب احاديث الانبياء، باب 1، حديث مسلسل 3326. جالب آن که در دیگر مصادر حدیثی اهل سنت، از ابوهریره گزارش شده که عرض حضرت آدم هفت ذراع بوده (یعنی حدود 5/3 متر). از آنجایی که متوسط عرض انسان ها نسبت به طولشان 2 به 7 است، باید حضرت آدم عرضش 17 ذراع می بود تا تناسب اندام حفظ شود ولی با این گزارش ابوهریره، حضرت آدم بسیار قد بلند و بسیار کم عرض بوده است و این با آیه کریمه « لقد خَلقنا الانسانَ فی احسنِ تقویم» سازگار نیست.( ابوهریره، علامه شرف الدین، ص 63).
21. از ابوهریره نقل شده که حضرت سلیمان گفت: امشب با صد نفر زن مباشرت خواهم نمود تا هر کدام، پسری به دنیا بیاورد که در راه خدا جهاد کند. فرشته ای به او گفت: بگو ان شاءالله، اما او فراموش کرد و نگفت. پس با آنها مباشرت کرد ولی هیچ کدام از آنها پسری به دنیا نیاوردند الا یک زن که انسان ناقصی به دنیا آورد. كتاب النكاح، باب 120، حديث مسلسل 5242 و حديث مسلسل 2819 و 7469.
22. كتاب الديات، باب 21، حديث مسلسل 6897 و حديث مسلسل 5712. علامه عینی در ذیل این حدیث گفته: ... و میمونه ـ امّ المؤمنین ـ کانت معهم فلُدَّت أیضاً و إنها لَصائمهٌ، لِقَسَم رسول الله(!) ... . عمده القاری، ج12، ص402.
23. بخاري با اين كه از سرزمين بخارا و سمرقند بوده و در خانواده‎اي حنفي مذهب ديده به جهان گشوده و در اوائل عمرش حنفي بوده، اما از آنجايي كه مسلك فكر ظاهرگرايي و مكتب اهل حديث را اختيار نمود، با مكتب قياس و عقل‎گرايي ابوحنيفه به شدت مخالف گشت و در جاي جاي كتابش، حنفي‏ستيزي ديده مي‏شود. يكي از شواهد اين مطلب، خودداري او از ذكر نام ابوحنيفه است و هرگاه مجبور مي‏شود از ابوحنيفه مطلبي را نقل كند با لحني تحقيرآميز از تعبير «قال بعض الناس» بهره مي‏برد. مثلاً در كتاب الحيل – كه در آن با مكتب قياس و عقل‎گرايي مبارزه مي‎كند – 12 مورد از اين تعبير را استفاده كرده و عقايد ابوحنيفه را ذكر نموده است. از همين رو گفته شده اولين حديث كتاب خود را در رد عقايد ابوحنيفه ذكر كرده با اين كه محتواي آن هيچ ارتباطي با عنوان باب كه موسوم به «باب بدءالوحي» است، ندارد. علوم حدیث 24، ص90.
24. كتاب التيمم، باب 4، حديث مسلسل 338. علامه عینی در شرح این حدیث تصریح کرده که: « و قد ذکرنا أن البخاری لم یسق هذا الحدیث بتمامه، و الأئمّه الستّه أخرجوه مطولاً و مختصراً. سپس از ابو داوود حدیث را به طور کامل نقل می کند: ... فقال عمر:« أمّا أنا فلَم أکُن اُصَلّی حتی أجِدَ الماءَ ». (عمده القاری، ج3، ص208)
25. هدي الساري، مقدمه فتح الباري، ص 668.

1- رعایت ادب اسلامی و رسم الخط فارسی ضروری است
2-برای استفاده از مزایای خاص سایت پیشنهاد میشود وارد شوید و نظر خود را ارسال نمایید