پرتال جامع سنت | پيامبر و شک در نمازها!!!+سند

پرتال جامع سنت

شرحی بر تاریخ تحلیل نشده اسلام

پيامبر و شک در نمازها!!!+سند

ديگر از نسبت هاي غير واقع كه بکری ها و عمری ها به رسول اعظم الهي صلي الله عليه و آله وسلم مي‏دهند اين است كه مي‏گويند آن حضرت در نماز شك مي‏كرد.
1ـ نماز 4 ركعتي را 5 ركعت مي‏خواند:
صاحبان صحاح متفقا نوشتند كه پيامبر(صلي الله عليه وأله) نماز ظهر را 5 ركعت خواند و پس از نماز دو سجده سهو به جا آورد.
1205 - حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ، وَأَبُو بَكْرِ بْنُ خَلَّادٍ، قَالَا: حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ سَعِيدٍ، عَنْ شُعْبَةَ قَالَ: حَدَّثَنِي الْحَكَمُ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ عَلْقَمَةَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: " صَلَّى النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الظُّهْرَ خَمْسًا، فَقِيلَ لَهُ: أَزِيدَ فِي الصَّلَاةِ؟ قَالَ: «وَمَا ذَاكَ؟» فَقِيلَ لَهُ، «فَثَنَى رِجْلَهُ، فَسَجَدَ سَجْدَتَيْنِ»
سنن ابن ماجه ج1 ص380 المؤلف: ابن ماجة أبو عبد الله محمد بن يزيد القزويني، وماجة اسم أبيه يزيد (المتوفى: 273هـ)، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء الكتب العربية - فيصل عيسى البابي الحلبي، عدد الأجزاء: 2. صحیح بخاری ج1 ص89 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ،  عدد الأجزاء: 9. السنن الصغرى للنسائي ج3 ص31 المؤلف: أبو عبد الرحمن أحمد بن شعيب بن علي الخراساني، النسائي (المتوفى: 303هـ)، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، الناشر: مكتب المطبوعات الإسلامية - حلب، الطبعة: الثانية، 1406 - 1986، عدد الأجزاء: 9 (8 ومجلد للفهارس)

سهو النبی

راوي همه آن روايات فقط يك نفر است به نام «علقمه» كه مي‏گويد عبد اللّه‏ (يعني عبد اللّه‏ بن مسعود كه در صحاح فقط به نام عبداللّه‏ آمده است) گفت كه پيامبر(ص) نماز ظهر را 5 ركعت خواند و پس از نماز دو سجده سهو به جا آورد.
حال چه شد كه فقط علقمه آن را دانست، به صحيح مسلم و سنن نسائي رجوع مي‏كنيم تا علت جعل اين حديث روشن شود.
(572) حَدَّثَنَا عُثْمَانُ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ - وَاللَّفْظُ لَهُ - حَدَّثَنَا جَرِيرٌ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عُبَيْدِ اللهِ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ سُوَيْدٍ، قَالَ: صَلَّى بِنَا عَلْقَمَةُ الظُّهْرَ خَمْسًا، فَلَمَّا سَلَّمَ، قَالَ الْقَوْمُ: يَا أَبَا شِبْلٍ قَدْ صَلَّيْتَ خَمْسًا، قَالَ: كَلَّا، مَا فَعَلْتُ، قَالُوا: بَلَى، قَالَ: وَكُنْتُ فِي نَاحِيَةِ الْقَوْمِ، وَأَنَا غُلَامٌ، فَقُلْتُ: بَلَى، قَدْ صَلَّيْتَ خَمْسًا، قَالَ لِي: وَأَنْتَ أَيْضًا، يَا أَعْوَرُ تَقُولُ ذَاكَ؟ قَالَ قُلْتُ: نَعَمْ، قَالَ: فَانْفَتَلَ فَسَجَدَ سَجْدَتَيْنِ، ثُمَّ سَلَّمَ، ثُمَّ قَالَ: قَالَ عَبْدُ اللهِ: «صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَمْسًا»، فَلَمَّا انْفَتَلَ تَوَشْوَشَ الْقَوْمُ بَيْنَهُمْ، فَقَالَ «مَا شَأْنُكُمْ؟» قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ هَلْ زِيدَ فِي الصَّلَاةِ؟ قَالَ: «لَا»، قَالُوا: فَإِنَّكَ قَدْ صَلَّيْتَ خَمْسًا، فَانْفَتَلَ، ثُمَّ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ، ثُمَّ سَلَّمَ، ثُمَّ قَالَ: «إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَنْسَى كَمَا تَنْسَوْنَ» وَزَادَ ابْنُ نُمَيْرٍ فِي حَدِيثِهِ «فَإِذَا نَسِيَ أَحَدُكُمْ فَلْيَسْجُدْ سَجْدَتَيْنِ»
مسلم در يكي از احاديثِ باب و نسائي در ضمن دو حديث آورده‏اند كه روزي علقمه نماز ظهر را 5 ركعت خواند. به او گفتند كه نمازت را 5 ركعت خواندي. گفت: خير، چنين نيست.
گفتند: آري، همين طور است. ابراهيم بن سُوَيد ـ راوي حديث ـ مي‏گويد: من جواني بودم و در گوشه ا‏ي قرار داشتم. گفتم: آري همانا 5 ركعت خواندي. گفت: تو هم مي‏گويي اي يك چشم؟! گفتم: آري. آن گاه دو سجده به جا آورد و اين حديث را از عبداللّه‏ نقل كرد و افزود كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم فرمود: «من بشري هستم مثل شما. همانطور كه شما فراموش مي‏كنيد، من هم فراموش مي‏كنم.»

صحيح مسلم ج1 ص401 المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، عدد الأجزاء: 5.

سهو النبی

ببينيد چگونه علقمه تلاش مي‏كند كه اين عيب را از خود دور كند و بگويد كه من در نماز اشتباه نكردم و چون نتوانست، حديث اشتباه پيامبر(صلی الله علیه وآله)را جعل كرد. جالب است كه نماز علقمه و نماز پيامبر(صلی الله علیه وآله) هر دو ظهر بود!
2ـ نماز 4 ركعتي را دو ركعتي مي‏خواند:
اين جا نيز صاحبان صحاح متفقا روايت مي‏كنند كه:
482 - حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ، قَالَ: حَدَّثَنَا النَّضْرُ بْنُ شُمَيْلٍ، أَخْبَرَنَا ابْنُ عَوْنٍ، عَنِ ابْنِ سِيرِينَ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ: صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِحْدَى صَلاَتَيِ العَشِيِّ - قَالَ ابْنُ سِيرِينَ: سَمَّاهَا أَبُو هُرَيْرَةَ وَلَكِنْ نَسِيتُ أَنَا - قَالَ: فَصَلَّى بِنَا رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ سَلَّمَ، فَقَامَ إِلَى خَشَبَةٍ مَعْرُوضَةٍ فِي المَسْجِدِ، فَاتَّكَأَ عَلَيْهَا كَأَنَّهُ غَضْبَانُ، وَوَضَعَ يَدَهُ اليُمْنَى عَلَى اليُسْرَى، وَشَبَّكَ بَيْنَ أَصَابِعِهِ، وَوَضَعَ خَدَّهُ الأَيْمَنَ عَلَى ظَهْرِ كَفِّهِ اليُسْرَى، وَخَرَجَتِ السَّرَعَانُ مِنْ أَبْوَابِ المَسْجِدِ، فَقَالُوا: قَصُرَتِ الصَّلاَةُ؟ وَفِي القَوْمِ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ، فَهَابَا أَنْ يُكَلِّمَاهُ، وَفِي القَوْمِ رَجُلٌ فِي يَدَيْهِ طُولٌ، يُقَالُ لَهُ: ذُو اليَدَيْنِ، قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَنَسِيتَ أَمْ قَصُرَتِ الصَّلاَةُ؟ قَالَ: «لَمْ أَنْسَ وَلَمْ تُقْصَرْ» فَقَالَ: «أَكَمَا يَقُولُ ذُو اليَدَيْنِ» فَقَالُوا: نَعَمْ، فَتَقَدَّمَ فَصَلَّى مَا تَرَكَ، ثُمَّ سَلَّمَ، ثُمَّ كَبَّرَ وَسَجَدَ مِثْلَ سُجُودِهِ أَوْ أَطْوَلَ، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَكَبَّرَ، ثُمَّ كَبَّرَ وَسَجَدَ مِثْلَ سُجُودِهِ أَوْ أَطْوَلَ، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَكَبَّرَ، فَرُبَّمَا سَأَلُوهُ: ثُمَّ سَلَّمَ؟ فَيَقُولُ: نُبِّئْتُ أَنَّ عِمْرَانَ بْنَ حُصَيْنٍ، قَالَ: ثُمَّ سَلَّمَ
«روزي پيامبر نماز ظهر (و در بعض روايات «يا عصر») را دو ركعتي تمام كرد. سپس به چوبي كه در طرف قبله مسجد بود تكيه داد. گويا عصباني بود (!) و دست راست را روي دست چپ گذاشت و انگشتها را در هم فرو برد... . ابوبكر و عمر هم حاضر بودند و جرأت نكردند چيزي بگويند. مردي به نام «خِرباق» مشهور به «ذواليدين» گفت: يا رسول اللّه‏! آيا فراموش كردي يا نماز شكسته شد؟ فرمود: نه فراموش كردم و نه نماز شكسته شد. بعد پرسيد: آيا ذواليدين درست مي‏گويد؟ مردم گفتند: آري. سپس برخاست و دو ركعت نماز گزارد و...
صحیح بخاری ج1 ص103 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ،  عدد الأجزاء: 9.

سهو النبی

اين داستان را از ميان اصحاب، تنها ابو هريرة (و بنا به نقل ابن ماجه، و نيز ابن عمر) نقل كرده است.
نكته جالب توجه اين است كه از مجموع همه روايات، چنين بر مي‏آيد كه غير از شخص رسول خدا (صلي الله عليه واله) احدي از نماز گزاران دچار اشتباه نشد. يعني حواس آن حضرت كاملاً پرت بود ولي حواس پيروان آن بزرگوار جمع! و حتّي بعد از تذكر ديگران هم آن را انكار كرد! حال چرا عصباني بود، نمي‏دانيم! و چرا به چوب تكيه داد و ننشست تا تعقيبات نماز را بخواند، اين را هم نمي‏دانيم!
3ـ نماز 4 ركعتي را 3 ركعتي خواند
عمران بن حُصَين (راوي منحصر به فرد اين دسته روايات) نقل مي‏كند كه پيامبر نماز عصر را سه ركعتي تمام كرد و داخل منزلش شد. مردي به نام خِرباق (كه همان ذواليدين باشد) به او تذكر داد. حضرت در حاليكه غضبناك بود بيرون آمد و پرسيد: آيا درست مي‏گويد؟ گفتند: آري. آنگاه يك ركعت ديگر را خواند و...»
سؤالي كه به نظر هر خواننده ا‏ي مي‏رسد اين است كه اين ذواليدين كيست كه يكبار ابوهريرة و يكبار عمران بن حصين جريان تذكر او را نقل كرده‏اند؟ و اصولاً آيا اين واقعه يكي بود، كه يكبار نماز ظهر را دو ركعت مي‏خواند و با حالت غضب به چوبي كه در طرف قبله مسجد بود تكيه مي‏دهد و بار ديگر نماز عصر را سه ركعت مي‏خواند و به منزل مي‏رود و با حالت غضب در حالي كه ردايش را مي‏كشيد بيرون مي‏آيد و در هر بار ذو اليدين يادآوري مي‏كند و يكي از آنها را ابوهريرة و ديگري را عمران بن حصين به خاطر مي‏آوردند و بقيه اصحاب ـ حتي ابوبكر و عمر كه شايد خيلي دلشان مي‏خواست آن را شرح دهند ـ اين ماجرا را نقل نمي‏كنند، يا آن كه يك واقعه است كه هر كدام از آن دو راوي به يك صورت آن را بيان نمودند؟

1 ـ الف: صحيح مسلم، ج 1، ص 404 و 405، كتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب السهو في الصلاة و السجود له.
ب: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 384، كتاب اقامة الصلاة و السنة فيها، باب في من سلّم من ثنتين أو ثلاث ساهيا.
ج: سنن ابي‏داود، ج 1، ص 267، كتاب الصلاة، باب السهو في السجدتين.
د: سنن نسائي، ج 3، ص 27، كتاب السهو، باب ذكر الاختلاف علي ابي هريرة في السجدتين.
نكته‏ اي كه در اينجا بايد بدان توجه داد اين است كه همانطور كه در اين دو روايت بيان شده، پيامبر(ص) بعد از نمازي كه آن را صحيح نخواند غضب كرده بود و چون آن حضرت الگوي همه مسلمانان مي‏باشد ما هم بايد هرگاه كه فهميديم نمازمان را صحيح نخوانديم و يا قبل از آن، عصباني بشويم! البته علت اين غضب در هيچ يك از روايات موجود نيست.ذواليدين كه ابوهريره يكي از راويان آن است. ذواليدين در جنگ بدر به شهادت رسيد و ابو هريرة 5 سال بعد از آن، يعني بعد از غزوه خيبر، اسلام آورد. چطور مي‏تواند از ذواليدين چيزي نقل كند؟! آيا همين كافي نيست كه بگوييم صاحبان صحاح، احاديث غير صحيح را نيز نقل كرده و بدون توجه به مضمون آنها و فقط به اعتماد بيهوده به راويان حديث، آنها را در كتابهاي خويش آورده‏اند؟
نكته ديگري كه صاحبان صحاح از آن غفلت نمودند اين است كه مگر بين نماز مي‏شود حرف زد؟
در جواب آن گفته‏اند كه اين واقعه قبل از نسخ آن بوده است.
جوابي را كه «سندي» يكي از كساني كه سنن نسائي را شرح كرده و بر آن حاشيه زده است به آن مي‏دهد اين است كه: «اين نسخ، قبل از واقعه بدر بوده است و ابو هريرة چند سال بعد از آن واقعه اسلام آورد.» آن گاه «سندي»، چنين ادامه مي‏دهد:
«صاحب البحر ـ از علماي حنفيه ـ مي‏گويد كه من جواب خوبي براي اين اشكال پيدا نكردم.»(1)
«سندي» و قبل از او «سيوطي» كه او نيز بر سنن نسائي حاشيه زده است. تذكر مي‏دهند كه: «زمان صدور حديث، ذو اليدين، كه ابوهريره راوي آن است، در قيد حيات نبود، چه آن كه او در جنگ بدر كشته شد و لذا، اين روايت را كه از طريق «زُهري» نقل شده قبول نداريم، و نيز احدي از اهل علم را سراغ نداريم كه حديث مذكور را پذيرفته باشد.»(2)
ببينيد چگونه اين دو عالم معروف اهل سنت رواياتي را كه همه صاحبان صحاح، آن را نوشته و به عنوان حديثي صحيح به خورد عوام داده‏اند، مردود دانسته و مي‏گويند احدي از علماء نيز آنها را قبول ندارد.
4ـ باز هم حديثي از «علقمه»!
«علقمه از ابن مسعود نقل مي‏كند كه پيامبر در نمازي كم يا زياد كرد.»(3)
 1 ـ سنن نسائي، ج 3، ص 22، حاشيه «سندي»، ذيل حديث شماره 1220.
2 ـ سنن نسائي، ج 3، ص 26-25، ذيل حديث شماره 1226 و 1228.
3 ـ الف: صحيح بخاري، ج 8، ص 170، كتاب الايمان و النذور، باب اذا حنث ناسيا في الايمان.
ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 403-400، كتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب السهو في الصلاة و السجود له.
ج: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 380، كتاب اقامة الصلاة و السنة فيها، باب السهو في الصلاة ؛ و نيز در ص 382، باب ما جاء في من شك في صلاته فتحرّي الصواب (باب 133).
د: سنن ابي‏داود، ج 1، ص 268، كتاب الصلاة، باب اذا صلي خمسا.
ه: سنن نسائي، ج 3، ص 30-29، كتاب السهو، باب التحرّي.
5ـ يك ركعت از نمازي را جا انداخت:
نسائي در ج 2 سنن ص 21 كتاب الاذان، باب الاقامة لمن نسي ركعة من صلاة، روايت جالبي نقل مي‏كند كه مضمون آن اين است:
«معاويه بن حُدَيج مي‏گويد كه روزي پيامبر سلام نمازي را داد در حالي كه يك ركعت از نماز مانده بود، مردي به او رسيد و گفت: يك ركعت از نماز را فراموش كردي. پيامبرداخل مسجد شد ( معلوم مي‏شود كه آن حضرت از مسجد بيرون رفته بود و چون نوعا مردم قبل از حضرتش از مسجد بيرون مي‏روند، لازم است كه يكبار ديگر آنان را به مسجد بخواند.)
به بلال دستور داد براي نماز اقامه بگويد. آن گاه يك ركعت نماز را به جماعت خواند.»
6ـ تشهد ركعت دوم را فراموش كرد.
صاحبان صحاح متفقا از عبد اللّه‏ بن مالك روايت كرده‏اند كه روزي رسول خدا(ص) در ركعت دوم نماز ظهر يا عصر تشهد را فراموش كرد و برخاست و در آخر نماز قبل از سلام سجده سهو به جا آورد آنگاه سلام نماز را داد.(1)
1 ـ الف: صحيح بخاري، ج 1، ص 210، كتاب الصلاة، باب من لم ير التشهد الاول واجبا و باب التشهد في الاولي ؛ و ج 2، ص 85، باب ما جاء في السهو اذا قام من ركعتي الفريضة ؛ و ج 8، ص 170، كتاب الايمان و النذور، باب اذا حنث ناسيا في الايمان.
ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 399، كتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب السهو في الصلاة و السجود له.
ج: سنن ترمذي، ج 2، ص 235، ابواب الصلاة، باب ما جاء في سجدتي السهو قبل التسليم.
د: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 381، كتاب اقامة الصلاة و السنة فيها، [باب ما جاء في من قام من اثنتين ساهيا.
ه: سنن ابي‏داود، ج 1، ص 271، كتاب الصلاة، باب من قام من ثنتين و لم يتشهد.
و: سنن نسائي، ج 2، ص 259 و 260، كتاب التطبيق، باب ترك التشهد الاول؛ و ج 3، ص 20 و 35، كتاب السهو، باب ما يفعل من قام من اثنتين ناسيا و لم يتشهد و باب التكبير في سجدتي السهو.
در بررسي حديث فوق بايد گفت كه يا در مدينه چند نفر انگشت شمار پشت سر آن حضرت نماز مي‏خواندند و راويان معروف حديث حاضر نبودند و ابن بُحيْنه («بحينه» مادر عبداللّه‏ و همسر مالك و دختر حارث بن عبد المطلب بود و عبداللّه‏ بن مالك را به نام ابن بُحَيْنه نيز مي‏شناسند.) كه مي‏گويند چند صباحي در خدمت رسول خدا(ص) بود(1) آن را نقل كرد و يا كساني اين گونه روايات را نقل كردند، كه به هر عنواني مي‏خواستند براي توجيه اشتباهات خود، رسول خدا(ص)را متّهم كنند.
7ـ سهو در نماز:
«رسول خدا در نماز سهو كرد. آن گاه دو سجده سهو به جا آورد و بعد از آن تشهد و سلام را گفت.»(2)
 1 ـ در «الاصابة في تمييز الصحابة» آمده است كه ابن بحينة در سي ميلي مدينه در محلي به نام «بطن ريم» زندگي مي‏كرد و در همان جا از دنيا رفت.
2 ـ الف: سنن ترمذي، ج 2، ص 241، ابواب الصلاة، باب ما جاء في التشهد في سجدتي السهو.
ب: سنن ابي‏داود، ج 1، ص 273، كتاب الصلاة، باب سجدتي السهو فيهما تشهد و تسليم.
ـ شكّ در نماز از شيطان است.
مسلم در ج 1 صحيح، ص147 ـ كتاب الايمان، باب74 آورده:
«انس مي‏گويد كه رسول خدا آنگاه كه با كودكان بازي مي‏كرد، جبرئيل را ديد كه نزدش حاضر شده و او را گرفت و بر زمين انداخت و سينه‏اش را شكافت و قلبش را خارج كرد و از آن علقه ا‏ي بيرون آورد و گفت: اين بهره شيطان است از تو. سپس آن را در طشتي از طلا با آب زمزم شست و آن گاه آن را جمع كرد و سر جايش گذاشت. كودكان ديگر نزد مادرش (يعني دايه‏اش حليمه) رفته و گفتند محمد كشته شد ولي وقتي نزدش رفتند او را رنگ پريده ديدند (نه آن كه مرده باشد) انس مي‏گويد كه من اثر سوزني كه با آن سينه‏اش دوخته شد را ملاحظه كردم.»
ما درباره صحت و سقم حديث فوق از ديدگاه شيعه و نيز از نظر سند و دلالت كاري نداريم. فقط مي‏خواهيم نتيجه بگيريم كه مطابق اين حديث ـ كه چون مسلم در صحيحش آن را نقل كرده پس صحيح است ـ شيطان بهره‏ اي از آن حضرت ندارد.
حال به رواياتي كه در آن شك در نماز را از شيطان مي‏داند، نظري مي‏افكنيم:
«شيطان، هنگام نماز، انسان را به شك مي‏اندازد و مسائلي را به ياد او مي‏اندازد كه در غير نماز به ياد نداشت.»(1)
 1 ـ الف: صحيح بخاري، ج 1، ص 158، باب بدء الاذان از كتاب الصلاة، باب فضل التأذين؛ و ج 2، ص 84، باب استعانة اليد في الصلاة اذا كان من امر الصلاة از كتاب الجمعه، باب يفكّر الرّجل الشي في الصلاة (جالب است بدانيد كه در عنوان اين باب از قول عمر مي‏نويسد كه گفت: من در نماز تجهيز لشگر مي‏كنم و از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم نقل مي‏كند كه در نماز به يادش آمد كه نزدش اندكي طلا است! آري، وقتي رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم در نماز به ياد غير خدا باشد كسي كه جي او عهده دار امور مردم است بايد در نماز به فكر لشگر كشي باشد!) و ص 87 از همان كتاب، باب اذا لم يدر كم صلي... ؛ و ج 4، ص 151ـ كتاب بدء الخلق، باب صفة ابليس و جنوده.
ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 2-291، كتاب الصلاة، باب فضل الاذان و هرب الشيطان عند سماعه ؛ و نيز ص 9-398، كتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب السهو في الصلاة و السجود له ؛ و ج 4، ص 9-1728، كتاب السلام، باب التعوّذ من شيطان الوسوسه في الصلاة.
ج: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 384، كتاب اقامة الصلاة و السنة فيها، باب ما جاء]
في سجدتي السهو قبل السلام.
د: سنن نسائي، ج 2، ص 24، كتاب الاذان، باب فضل التأذين ؛ و ج 3، ص 32، كتاب السهو، باب التّحرّي ؛ و نيز ص 74 همان كتاب، باب عدد التسبيح بعد التسليم.
روايت فوق را كه به صورت گسترده و با عبارات مختلف در صحاح نقل شده، با حديث شق صدر كه از مسلم نقل كرديم، مقايسه كنيد و قضاوت كنيد كه آيا رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم ـ همچون ديگران ـ هنگام نماز از شيطان پيروي كرده و آن چنان حواسش پرت مي‏شود كه يقين مي‏كند نمازش را صحيح خوانده و بقيه نمازگزاران حواسشان به نمازشان است؟ مرحبا به اين پيامبر كه در مدت كمي پيروانش از او جلو زدند!
با توجه به اين توضيحات و دقت در آن چه كه گذشت، آيا انسان يقين پيدا نمي‏كند كه همه اينها براي توجيه سهوهاي امثال معاويه است؟
نسائي در ج 3 سنن، ص 35 كتاب السهو، باب ما يفعل من نسي شيئا من صلاته، مي‏نويسد كه معاويه در نمازي سهو كرد و جايي كه بايد بنشيند برخاست.
ترمذي در ج 2 سنن ص 198 ابواب الصلاة، باب ما جاء في الامام ينهض في الركعتين ناسيا مي‏نويسد كه مغيرة بن شعبه در ركعت دوم برخاست و بعد از نماز گفت كه پيامبر اكرم(ص) نيز چنين كرد! آري او اين جريان را موقعي به ياد آورد كه خود اشتباه كرده بود!
ابن ماجه در ج 1 سنن ص 385 كتاب اقامة الصلاة و السنة فيها، باب 136 از علقمه نقل مي‏كند كه ابن مسعود در نماز سهو كرد و سپس از قول او روايت مي‏كند كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم نيز سهو كرده بود.
از امام باقر(ع) پرسيده شد آيا هرگز رسول خدا(ص) سجده سهو به جا آورد؟ فرمود: نه،...(1) .
اهل سنت، آن گاه كه مي‏خواهند آيه ولايت(2) را تضعيف كنند مي‏گويند: چگونه ممكن است كه علي عليه‏السلام هنگام ركوع، به سائلي انگشتر بدهد در حالي كه هنگام نماز، تير از پايش كشيدند و او متوجه نشد! و چون به رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم و نماز او مي‏رسند ـ كسي كه از نظر همه مسلمين امام و مقتدي علي عليه‏السلام است ـ مي‏گويند كه در نماز حواسش پرت مي‏شود، آن هم نه يكبار و نه دو بار كه... .
يا آن كه مي‏نويسند كه لباس نشان دار او را به خود مشغول و حواسش را پرت مي‏كند.(3)
1 ـ تهذيب الاحكام، ج 2، ص 377، باب احكام السهو ؛ و بحارالانوار، ج 88، ص 219.
2 ـ منظور از آيه ولايت، آيه 55 از سوره مائده است كه مي‏فرمايد: «منحصرا ولي شما خدا و رسول او و مؤمناني هستند كه نماز بپا مي‏دارند و در حال ركوع، زكات مي‏دهند» يعني علي عليه‏السلام كه در حال ركوع نماز، انگشترش را به گدايي بخشيد.
يا آن كه مي‏گويند كه پيامبر(ص) در حال نماز، التفات به درّه داشت. چه آن كه كسي را براي نگهباني به آن جا فرستاده بود.(1) در حالي كه در روايات متعدّدي آمده است كه التفات در نماز از شيطان است.(2)
پيامبري كه مي‏گويد نماز و خشوع نمازگزاران بر من مخفي نيست(3)، آيا او از آنها خشوع مي‏خواهد و خود را معاف مي‏كند؟ آري، پيامبري كه اينان معرفي مي‏كنند نه تنها در نماز حواسش پرت است، يادش مي‏رود كه غسل كند و با حالت جنابت وارد مسجد مي‏شود سپس قبل از گفتن تكبيرة الاحرام يادش مي‏آيد و مي‏رود غسل مي‏كند! و بنا به نقلي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم تكبيرة الاحرام را گفت آن گاه به آنها اشاره كرد كه صبر كنيد و...(4).
 1 ـ الف: صحيح بخاري، ج 7، ص 190، كتاب اللباس، باب الالبسه و الخمائص.
ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 2-391، كتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب كراهة اللباس في ثوب له اعلام.
ج: سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1176، كتاب اللباس، باب اول.
د: سنن ابي‏داود، ج 1، ص 240، كتاب الصلاة، باب النظر في الصلاة ؛ و ج 4، ص 49، كتاب اللباس، باب من كرهه.
ه: سنن نسائي، ج 2، ص 79، كتاب القبله، باب الرخصة في الصلاة في خميصة لها اعلام.
2 ـ سنن ابي‏داود، ج 1، ص 241، كتاب الصلاة، باب الرّخصة في ذلك.
3 ـ كافي است كه به ج 4 صحيح بخاري، ص 152، و ج 1 سنن ابي‏داود ص 239 رجوع فرماييد.
4 ـ صحيح بخاري، ج 1، ص 114، كتاب الصلاة باب عظة الامام الناس في اتمام الصلاة و ذكر القبلة.
5 ـ الف: صحيح بخاري، ج 1، ص 77، كتاب الغسل، باب اذا ذكر في المسجد انه جنب يخرج كما هو و لا يتيمم؛ ونيز ص 164، كتاب الصلاة، باب هل يخرج من المسجد لعلّة.
ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 3-422، كتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب متي يقوم الناس للصلاة.
ج: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 385، كتاب اقامة الصلاة و السنة فيها، باب [
ما جاء في البناء علي الصلاة.
د: سنن ابي‏داود، ج 1، ص 60 و 61، كتاب الطهارة، باب في الجنب يصلّي بالقوم و هو ناس.
ه : سنن نسايي، ج 2، ص 89 و 97، كتاب الامامة، بابهي 14 و 24.
آيا ابو هريرة كه نوع اين روايات از او نقل شده، حاضر است اين نسبت را به خود بدهد؟

1- رعایت ادب اسلامی و رسم الخط فارسی ضروری است
2-برای استفاده از مزایای خاص سایت پیشنهاد میشود وارد شوید و نظر خود را ارسال نمایید