عزاداری بدعت یا سنت (2) +سند

blog
ب ـ گريه يوسف‏ عليه السلام‌
نه تنها اين يعقوب پدر بود كه بر فراق فرزند اشك مي‌‏ريخت، بلكه متقابلاً يوسف نيز در رنج فراق پدر مي‌سوخت. از ابن عباس نقل شده است:
.... وَأَنَا أُرِيدُ أَنْ تَسْجُنَهُ، فَسَجَنَهُ فِي السِّجْنِ، فَكَانَ يُعَزِّي فِيهِ الْحَزِينَ، وَيَعُودُ فِيهِ الْمَرِيضَ، وَيُدَاوِي فِيهِ الْجَرِيحَ، وَيُصَلِّي اللَّيْلَ كُلَّهُ، وَيَبْكِي حَتَّى تَبْكِيَ مَعَهُ جُدُرُ الْبُيُوتِ وَسُقُفُهَا وَالْأَبْوَابُ، وَطُهِّرَ بِهِ السِّجْنُ، وَاسْتَأْنَسَ بِهِ أَهْلُ السِّجْنِ، فَكَانَ إِذَا خَرَجَ الرَّجُلُ مِنَ السِّجْنِ رَجَعَ حَتَّى يجلس في السجن....
يوسف‏ عليه السلام‌ وقتي كه به زندان افتاد با گريه‏ او در و ديوار و حتي سقف زندان هم با او گريه مي‌‏كرد.
تفسير قرطبي، ج 9، ص 188 المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد بن أبي بكر بن فرح الأنصاري الخزرجي شمس الدين القرطبي (المتوفى: 671هـ)، تحقيق: أحمد البردوني وإبراهيم أطفيش، الناشر: دار الكتب المصرية - القاهرة، الطبعة: الثانية، 1384هـ - 1964 م، عدد الأجزاء: 20 جزءا (في 10 مجلدات)
و در حديثي ديگر از امام صادق عليه السلام‌ آمده است:
البكّائون خمسه، آدم، و يعقوب و... و أمّا يوسف فبكي علي يعقوب حتّي تأذّي به أهل السجن، وقالوا: إمّا أن تبكي نهاراً وتسكت الليل، وإمّا أن تبكي الليل وتسكت النهار، فصالحهم علي واحد منهما.
كساني كه زياد گريه مي‌‏كردند پنج نفر بودند، آدم عليه السلام‌ كه در فراق بهشت و دوري از آن مدام گريه مي‌‏كرد، و يعقوب،... و يوسف بر فراق پدر و جدائي از آغوش پر مهر پدر شب و روز اشك مي‌ريخت تا آنجا كه بقيّه افراد زندان از گريه‏ او به ستوه آمدند، و مجبور شدند تا به وي پيشنهاد كنند كه قسمتي از شب و روز را بدون گريه سپري كند، يوسف ناچار شد پيشنهادشان را بپذيرد.
كشف الغمه، ابن أبي الفتح الإربلي، ج 2، ص 120ـ الخصال، صدوق، ص 272 ـ الأمالي، صدوق، ص 204 ـ روضه الواعظين، نيشابوري، ص 451 ـ المناقب، ابن شهرآشوب، ج 3، ص 104.
ج ـ گريه و اشك در سنت  رسول خدا صلّي الله عليه و آله وسلّم
 آرزوي داشتن چشماني اشك‌بار
در كتاب تفسير قرطبي به گوش ه‏اي از درخواست پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله هنگام مناجات با خداوند اشاره شده است كه آن حضرت عرض مي‌‏كند:
... قَالَ: اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ الْبَاكِينَ إِلَيْكَ، الْخَاشِعِينَ لَكَ ....
خداوندا مرا از گريه كنندگان و از خشوع گنندگان براي خود قرار ده.
تفسير قرطبي، ج11، ص121 المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد بن أبي بكر بن فرح الأنصاري الخزرجي شمس الدين القرطبي (المتوفى: 671هـ)، تحقيق: أحمد البردوني وإبراهيم أطفيش، الناشر: دار الكتب المصرية - القاهرة، الطبعة: الثانية، 1384هـ - 1964 م، عدد الأجزاء: 20 جزءا (في 10 مجلدات)
و در دعاي ديگري از آن حضرت نقل شده است كه عرض مي‌‏كرد:
اللهم ارزقني عينين هطالتين ....
خداوندا چشماني اشك ريز به من عنايت كن.
فيض القدير شرح الجامع الصغير ج2 ص143 المؤلف: زين الدين محمد المدعو بعبد الرؤوف بن تاج العارفين بن علي بن زين العابدين الحدادي ثم المناوي القاهري (المتوفى: 1031هـ)، الناشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر، الطبعة: الأولى، 1356، عدد الأجزاء: 6 .
در حقيقت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم در اين فقرات از دعا و مناجات آرزوي باطني خود را در كاري كه مورد رضايت الهي است طلب مي‌كند و اگر اين عمل مورد تأييد خداوند نبود هرگز آن را در مناجات خود با خداي خويش مطرح نمي‌نمود.
چشماني كه هرگز به آتش نمي‌سوزد
از رسول خدا صلّي الله عليه و آله وسلّم نقل است كه در ستايش از دو گروه فرمودند:
... سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: " عَيْنَانِ لَا تَمَسُّهُمَا النَّارُ: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ، وَعَيْنٌ بَاتَتْ تَحْرُسُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ "...
دو چشم از آتش جهنّم محفوظ مي‌‏ماند، چشمي كه از خشيت خداوند گريه كند، و چشمي كه شب‌ها براي خدا بيدار بماند تا از جان و ناموس و امنيت مردم محافظت نمايد.
سنن ترمذي، ج4 ص175 المؤلف: محمد بن عيسى بن سَوْرة بن موسى بن الضحاك، الترمذي، أبو عيسى (المتوفى: 279هـ)، تحقيق وتعليق: أحمد محمد شاكر (جـ 1، 2)، ومحمد فؤاد عبد الباقي (جـ 3)، وإبراهيم عطوة عوض المدرس في الأزهر الشريف (جـ 4، 5)، الناشر: شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي - مصر، الطبعة: الثانية، 1395 هـ - 1975 م، عدد الأجزاء: 5 أجزاء
گريه به خاطر ياد خدا
بخاري در صحيح خود از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم روايت مي‌كند:
... سَبْعَةٌ يُظِلُّهُمُ اللَّهُ ... وَرَجُلٌ ذَكَرَ اللَّهَ خَالِيًا فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ
هفت گروهند كه در قيامت سايه ابر رحمت الهي آنان را در بر مي‌‏گيرد،... كسي كه با ياد خدا اشك از چشمش جاري شود.
صحيح بخاري، ج1 ص133 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9 .
گريه از خشيت خدا
ترمذي در سنن خود اين‌گونه آورده است:
عن رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم: لا يلج النار رجل بكي من خشيه اللّه.
كسي كه از خشيت خدا گريه كند داخل جهنّم نمي‌‏شود.
سنن ترمذي، ج 3، ص 380.
گريه در دنيا مانع از گريه در آخرت
حافظ اصفهاني در كتاب خود از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم روايت كرده است:
من بكي علي ذنبه في الدنيا حرّم اللّه ديباجه وجهه علي جهنّم.
كسي كه در دنيا برگناهانش گريه كند، خداوند صورتش را بر جهنّم حرام كند.
حافظ اصبهاني، ذكر أخبار اصبهان، ج2، ص171.
بخش سوم: جايگاه گريه و اشك درسيره نبوي
گريه در سيره نبي اكرم صلي الله عليه وآله وسلم
1 ـ  گريه پيامبر در شهادت حضرت حمزه‏
حمزه فرزند عبدالمطلب، از چهره‏هاى برجسته و قهرمان اسلام بود كه در نبرد اُحد به شهادت رسيد. رسول خدا صلّي الله عليه و آله وسلّم در شهادت عموى خويش بسيار غمگين شد و او را سيدالشهداء ناميد و در فراقش گريست.
در جنگ اُحد خبر شهادت حمزه عموي رسول خدا صلّي الله عليه و آله وسلّم تأثيري شگرف بر قلب و روح آن حضرت گذاشت، زيرا يكي از بزرگ‌ترين مدافعان مكتب توحيد و حاميان راستين خويش را از دست داده بود.
 بنابراين، عكس العمل فرستاده‏ حق و پيامبر بزرگ الهي در مقابل اين حادثه‏ دردناك سرمشقي جاودانه براي پيروان او خواهد شد.
حلبي در سيره خود مي‌نويسد:
لما رأى النبى حمزه قتيلا، بكى فلما راى ما مثّل به شهق
پيامبر چون پيكر خونين حمزه را يافت گريست و چون از مثله كردن او آگاهى يافت با صداى بلند گريه سر داد.
السيره الحلبيه، ج 2، ص 247.
 اين گريه و ناله از سوي آن حضرت براي عزاي عمويش حمزه آن‌قدر شديد بوده است كه ابن مسعود مي‌‏گويد:
ما رأينا رسول اللّه‏ صلّي الله عليه و آله وسلّم باكياً أشدّ من بكائه علي حمزه، وضعه في القبله، ثمّ وقف علي جنازته، وانتحب حتّي بلغ به الغشي، يقول: يا عمّ رسول اللّه! يا حمزه! يا أسد اللّه! وأسد رسوله! يا حمزه! يا فاعل الخيرات! يا حمزه! يا كاشف الكربات! يا حمزه! يا ذابّ عن وجه رسول اللّه!.
نديديم پيامبر بر كسي گريه كند، آن‌گونه كه با شدّت در شهادت عمويش حمزه اشك مي‏ريخت، بدن حمزه را به طرف قبله قرار داد، سپس كنار آن قرار گرفته و با صداي بلند گريه كرد تا حال غش به آن حضرت دست داد، و خطاب به جسد عمويش مي‌‏فرمود: اي عموي پيامبر خدا، اي حمزه! اي شير خدا و شير پيامبر خدا، اي حمزه! اي كسي كه كارهاي نيكو انجام مي‌‏دادي، اي حمزه! اي كسي كه سختي‌ها و مشكلات را برطرف مي‌‏كردي، اي حمزه! اي كسي كه سختي‌ها را از رسول خدا دور مي‌‏كردي.
ذخائر العقبي، ص 181.
اما اصل جريان گريه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم بر حمزه از اين‌جا آغاز شد كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم  در بازگشت از اُحد صداي گريه را از خانه‏هاي مردم مدينه بر شهدا شنيد:
ومر رسول الله صلى الله عليه وسلم بدار من دور الأنصار من بنى عبد الأشهل وبنى ظفر فسمع البكاء والنوائح على قتلاهم فذرفت عينا رسول الله صلى الله عليه وسلم فبكى ثم قال لكن حمزه لا بواكي له فلما رجع سعد بن معاذ وأسيد بن حضير إلى دار بنى عبد الأشهل أمرا نساءهم أن يتحزمن ثم يذهبن فيبكين على عم رسول الله صلى الله عليه وسلم
رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم از كنار خانه‌هايي از أنصار (بنى عبد الأشهل وبنى ظفر) عبور مي‌كردند كه صداي بكاء و نوحه بر كشته‌گان خودشان را شنيدند. چشمان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم پر از اشك شد و فرمود: عمويم حمزه گريه كن ندارد. و چون سعد بن معاذ و أسيد بن حضير به خانه‌هاي بنى عبد الأشهل بازگشتند زنانشان را أمر كردند تا غم و اندوه‌ خود را در سينه‌ها حبس كنند و ابتدا براي عموي رسول خدا صلى الله عليه وسلم عزاداري كنند.
تاريخ طبري، ج 2، ص 210 ـ السيره النبويه لابن هشام، ج 3، ص 613 ـ الثقات، ج 1، ص 234 ـ  البدايه والنهايه، ج 4، ص 54 و 55.
از آن به بعد كساني كه سخن پيامبر را شنيده بودند قبل از گريه بر هر شهيدي اوّل براي حمزه عزاداري مي‌كردند:
فلم تبك امرأه من الأنصار علي ميّت بعد قول رسول اللّه صلّي الله عليه و آله وسلّم لكنّ حمزه لابواكي له إلي اليوم إلّا بدأت البكاء علي حمزه.
هيچ زني از انصار بعد از شنيدن فرمايش رسول خدا كه عمويم حمزه گريه‏كن ندارد، بر مرده‏اي گريه نمي‌‏كرد، مگر اين‌كه اوّل براي حمزه عزاداري مي‌‏كرد.
مجمع الزوائد، ج 6، ص 126.
استمرار گريه براى حمزه در تمام عزاها:
ابن كثير مى‏گويد: تا به امروز زنان انصار پيش از گريه بر مردگان خويش، نخست بر حمزه مى‏گريند.
أحمد بن حنبل عن ابن عمر أن رسول الله صلى الله عليه وسلم لما رجع من اُحد فجعلت نساء الأنصار يبكين على من قتل من أزواجهن قال فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم ولكن حمزه لا بواكي له قال ثم نام فاستنبه وهن يبكين.
ابن عمر روايت نموده رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم چون از اُحد بازگشت زنان أنصار را مشاهده نمود كه بر كشته‌هاي خود گريه مي‌كنند. رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: حمزه گريه كن ندارد. رسول خدا صلّي الله عليه وآله بعد از مقداري استراحت متوجه شدند كه زن‌ها براي حمزه گريه مي‌كنند.
قال فهن اليوم إذا يبكين يندبن بحمزه.
از آن روز تاكنون زنان ابتدا براي حمزه و سپس براي كشته‌هاي خود عزاداري مي‌كنند.
البدايه والنهايه، ابن كثير، ج 4، ص 55.
ابن كثير بعد از نقل اين خبر اين‌گونه نظر مي‌دهد:
وهذا على شرط مسلم.
اين روايت شرط صحت را بر اساس قواعد مسلم را دارد.
البدايه والنهايه، ج 4، ص 55.
واقدي نيز مي‌گويد تا زمان ما اين رويه ادامه دارد كه ابتدا براي حمزه و سپس براي كشته‌هاي خود عزاداري مي‌كنند:
قال الواقدي فلم يزلن يبدأن بالندب لحمزه حتى الآن.
از آن زمان تاكنون زنان ابتدا براي حمزه گريه و عزاداري مي‌كنند.
 أسد الغابه، ج 2، ص 48.
ابن سعد هم همين مطلب را گفته است:
فهن إلى اليوم إذا مات الميت من الأنصار بدأ النساء فبكين على حمزه ثم بكين على ميتهن.
از آن روز به بعد است كه انصار ابتدا براي حمزه وسپس براي كشته خود گريه مي‌كنند.
 الطبقات الكبرى، ج 2، ص 44.
آيا اين عمل رسول خدا صلّي الله عليه و آله وسلّم دليل بر مشروعيّت ندبه و گريه و عزاداري نيست؟
اهل ايمان و پيروان راستين پيامبر اكرم‏ صلّي الله عليه و آله وسلّم سنّت عملي آن حضرت را ملاك اعمال دين مي‌‏دانند، بنابراين، سيره عملي آن حضرت در اقامه‏ عزاداري و گريه در شهادت عمويش حمزه مي‌‏تواند ملاك مشروعيّت عزاداري در مرگ و شهادت بزرگان دين و اولياء الهي باشد.
حسین احمدی
دیدگاه کاربران

در حال حاضر دیدگاهی برای این مطلب ارسال نشده است. اولین نفری باشید که دیدگاه خود را ثبت می کند.

ارسال دیدگاه

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید: فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. نظراتی که شامل فحش، ناسزا و توهین به افراد، گروه، دین و مذاهب باشد حذف می شوند.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *