بدعت عمر در اذان (2) + سند

برای مطالعه مطالب قبلی لطفا به لینک روبه رو مراجعه کنید: بدعت عمر بن خطاب در اذان (1)
خواب عمر بن خطاب و نحوه تشریع اذان
روايت چهارم روايتي بود كه از سنن أبي داود نقل گردیده است كه جناب عبد الله بن زيد خواب ديد اذان و اقامه را در خواب به او آموختند و آمد خدمت نبي مكرم اسلام صلي الله عليه وآله وسلم و پيامبر گفت تو صداي خوبي نداري ولي آقاي بلال صداي قشنگي دارد، اذان به او آموزش بده برود بالاي مأذنه يا بالاي بلنديي كه از ريگ بود كه بلند‌تر از آن در مدينه نبود بايستد و اذان بگويد. اين آقا رفت بالاي مأذنه مشغول اذان گفتن شد، بعد مي‌گويد:
498 - حَدَّثَنَا عَبَّادُ بْنُ مُوسَى الْخُتَّلِيُّ، وَزِيَادُ بْنُ أَيُّوبَ، وَحَدِيثُ عَبَّادٍ أَتَمُّ، قَالَا: حَدَّثَنَا هُشَيْمٌ، عَنْ أَبِي بِشْرٍ، قَالَ زِيَادٌ: أَخْبَرَنَا أَبُو بِشْرٍ، عَنْ أَبِي عُمَيْرِ بْنِ أَنَسٍ، عَنْ عُمُومَةٍ لَهُ مِنَ الْأَنْصَارِ، قَالَ: اهْتَمَّ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِلصَّلَاةِ كَيْفَ يَجْمَعُ النَّاسَ لَهَا، فَقِيلَ لَهُ: انْصِبْ رَايَةً عِنْدَ حُضُورِ الصَّلَاةِ فَإِذَا رَأَوْهَا آذَنَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا، فَلَمْ يُعْجِبْهُ ذَلِكَ، قَالَ: فَذُكِرَ لَهُ الْقُنْعُ - يَعْنِي الشَّبُّورَ وَقَالَ زِيَادٌ: شَبُّورُ الْيَهُودِ - فَلَمْ يُعْجِبْهُ ذَلِكَ، وَقَالَ: «هُوَ مِنْ أَمْرِ الْيَهُودِ» قَالَ: فَذُكِرَ لَهُ النَّاقُوسُ، فَقَالَ: «هُوَ مِنْ أَمْرِ النَّصَارَى» فَانْصَرَفَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ زَيْدِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ وَهُوَ مُهْتَمٌّ لِهَمِّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَأُرِيَ الْأَذَانَ فِي مَنَامِهِ، قَالَ: فَغَدَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَأَخْبَرَهُ، فَقَالَ لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي لَبَيْنَ نَائِمٍ وَيَقْظَانَ، إِذْ أَتَانِي آتٍ فَأَرَانِي الْأَذَانَ، قَالَ: وَكَانَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَدْ رَآهُ قَبْلَ ذَلِكَ فَكَتَمَهُ عِشْرِينَ يَوْمًا، قَالَ: ثُمَّ أَخْبَرَ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ لَهُ: «مَا مَنَعَكَ أَنْ تُخْبِرَنِي؟»، فَقَالَ: سَبَقَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ زَيْدٍ، فَاسْتَحْيَيْتُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «يَا بِلَالُ، قُمْ فَانْظُرْ [ص:135] مَا يَأْمُرُكَ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ زَيْدٍ، فَافْعَلْهُ» قَالَ: فَأَذَّنَ بِلَالٌ، قَالَ أَبُو بِشْرٍ: فَأَخْبَرَنِي أَبُو عُمَيْرٍ، أَنَّ الْأَنْصَارَ تَزْعُمُ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ زَيْدٍ، لَوْلَا أَنَّهُ كَانَ يَوْمَئِذٍ مَرِيضًا لَجَعَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مُؤَذِّنًا
پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم سعي داشت تا راهي براي جمع نمودن مردم بيابد؛ از اين رو به حضرت‌ گفته شد: به هنگام فرا رسيدن وقت نماز پرچمي را [بر فراز مسجد] برافراز. تا به هنگام ديدن آن مردم يكديگر را خبر سازند؛ پيامبر از اين پيشنهاد خشنود نشد، لذا به حضرت‌ پيشنهاد دادند تا از وسيله‌اي شبيه شيپور يهودي‌ها استفاده كنند اما اين پيشنهاد نيز مورد خوشايند رسول خدا واقع نگرديد. بعد از آن پيشنهاد ساخت ناقوسي براي اين كار را دادند اما حضرت اين دو پيشنهاد را كار يهود و نصارا دانست و آن را نپذيرفت. تا اين كه عبدالله بن زيد بن عبد ربه كه براي اهتمام حضرت‌ اهميت فراواني قائل بود اذان را در خواب به او نشان دادند تا اين كه صبحگاهان به محضر رسول خدا صلّي الله عليه وآله رسيد و عرض كرد: يا رسول الله! من در حالتي بين خواب و بيدار بودم كه شخصي نزد من آمد و اذان را به من آموخت. راوي مي‌گويد: عمر بن خطاب نيز همين خواب را ديده بود ولي بيست روز آن را مخفي نمود و چون رسول خدا صلّي الله عليه وآله را از اين موضوع با خبر ساخت حضرت‌ فرمود: چه چيزي باعث شد تا مرا از آن با خبر نسازي؟ گفت: عبد اللَّهِ بن زيد در اين باره از من سبقت گرفته بود لذا از بيان آن حيا نمودم رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم بلال را فرا خواند و فرمود: دقت كن و هر چه را عبد اللَّه بن زيد به تو گفت در اذان بگو. بلال نيز به همان شكل اذان گفت...
سنن أبي داود، ج 1، ص 134، اسم المؤلف:  سليمان بن الأشعث أبو داود السجستاني الأزدي الوفاة: 275، دار النشر: دار الفكر، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد
فتح الباري شرح صحيح البخاري ج2 ص66 المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، الناشر: دار المعرفة - بيروت، 1379 ، رقم كتبه وأبوابه وأحاديثه: محمد فؤاد عبد الباقي، قام بإخراجه وصححه وأشرف على طبعه: محب الدين الخطيب، عليه تعليقات العلامة: عبد العزيز بن عبد الله بن باز، عدد الأجزاء: 13 .
عمدة القاري شرح صحيح البخاري ج5 ص107 المؤلف: أبو محمد محمود بن أحمد بن موسى بن أحمد بن حسين الغيتابى الحنفى بدر الدين العينى (المتوفى: 855هـ)، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، عدد الأجزاء: 25  .
سبل الهدى والرشاد، في سيرة خير العباد ج3 ص357 المؤلف: محمد بن يوسف الصالحي الشامي (المتوفى: 942هـ)، تحقيق وتعليق: الشيخ عادل أحمد عبد الموجود، الشيخ علي محمد معوض، الناشر: دار الكتب العلمية بيروت - لبنان، الطبعة: الأولى، 1414 هـ - 1993 م، عدد الأجزاء: 12 .
بدعت عمر بن خطاب در اذان
ما مي‌خواهيم اين روايات را در كنار هم بگذاريم تا ثابت كنيم كه بحث تشريع اذان نيست؛ بلكه بحث اين است كه يك مقام منيعي براي خليفه از اين كانال ساخته شود. بعد وقتي كه آقاي عبد الله بن زيد خبر داد كه من چنين خوابي ديده‌ام جناب عمر هم آن‌جا نشسته بود و گفت من هم چنين خوابي ديده‌ام،‌ حضرت فرمود:«مَا مَنَعَكَ أَنْ تُخْبِرَنِي؟»، فَقَالَ: سَبَقَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ زَيْدٍ، فَاسْتَحْيَيْتُ
خواب عمر بن خطاب و تثبیت عمل پیامبر صلی الله علیه واله
پنجمين دسته از روايات اين است كه اصلا عبد الله بن زيد آمد و خبر داد به نبي مكرم كه من چنين خوابي ديده‌ام، آقاي بلال رفت بالاي مأذنه و شروع كرد به اذان گفتن. جناب عمر بن خطاب در خانه‌اش خوابيده و بلند شد با عجله در حالي كه فرصت نكرد عبايش را روي دوشش بيندازد، عبايش كشيده مي‌شد و‌ آمد خدمت پيامبر صلی الله علیه وآله و گفت:
... فَلَمَّا أخُبِّرَ بِهَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «إِنَّهَا لَرُؤْيَا حَقٌّ إِنْ شَاءَ اللَّهُ، فَقُمْ مَعَ بِلَالٍ فَأَلْقِهَا عَلَيْهِ، فَإِنَّهُ أَنْدَى صَوْتًا مِنْكَ». فَلَمَّا أَذَّنَ بِلَالٌ، سَمِعَهَا عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ، وَهُوَ فِي بَيْتِهِ، فَخَرَجَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَهُوَ يَجُرُّ إِزَارَهُ وَهُوَ يَقُولُ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ، وَالَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ لَقَدْ رَأَيْتُ مِثْلَ مَا رَأَى. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «فَلِلَّهِ الْحَمْدُ، فَذَاكَ أَثْبَتُ» 
اي نبي خدا قسم به آن خدايي كه تو را به حق مبعوث نمود من هم همان چيزي را كه عبدالله ديد ديدم. رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: شكر خدا كه با [آنچه تو ديدي] اين موضوع بهتر تثبيت شد.
سنن الدارمي، ج 1، ص 286، عبدالله بن عبدالرحمن أبو محمد الدارمي الوفاة: 255، دار النشر: دار الكتاب العربي - بيروت - 1407، الطبعة: الأولى، تحقيق: فواز أحمد زمرلي, خالد السبع العلمي
خواب عمر بن خطاب درباره اذان
عمر كه داخل خانه‌اش بود و خبر نداشت كه چنين قضيه‌اي بوده و فقط از بالاي مأذنه صداي بلال را شنيد، از كجا فهميد كه اين بلال متعقب بر خواب عبد الله بن زيد بوده و اين قضيه را كي نقل كرده است؟ روايت اين است كه آقاي عبد الله بن زيد آمد خدمت نبي مكرم اسلام و گفت چنين خوابي ديده‌ام،‌ همان لحظه هم كه وقت اذان بود، پيامبر در همان مجلس دستور داد به بلال كه اذان را از آقاي عبد الله بن زيد ياد بگير و برو اذان بگو و رفت كه اذان بگويد. شايد جناب عمر بن خطاب علم غيب داشته و يا وحي اي بر او نازل شده كه اذان بلال پيگرد خواب عبد الله بن زيد است... حتي قضيه عبد الله بن زيد را درست مي‌كنند، پاي بلال را وسط مي‌كشند تا بتوانند اين مجموعه احاديث جعلي و دروغين را به كرسي بنشانند. كسي كه مي‌خواهد دروغ بگويد مثلاً‌ مي‌گويد: من ده هزار 195 تومان و پنج ريال خرج كرده‌ام، دقيقاً آن تكه‌هايش را هم مي‌گويد تا طرف شبهه نكند كه دروغ است. تمام اين قضايا كنار هم كه قرار مي‌گيرد ما فقط همين را استفاده مي‌كنيم كه اينها دروغ‌هايي است كه كنار هم چيده شده تا براي جناب عمر بن خطاب فضيلتي و منقبتي درست كنند. مثل همان رواياتي كه در صحيح بخاري نيز نقل شده كه پيامبر فرمود: در ميان بني اسرائيل افرادي بودند محدَّث، يعني ملائكه با آنها سخن مي‌گفتند،‌ اگر بنا باشد در امت من محدثي باشد، فقط جناب عمر بن الخطاب است و هيچ يك از صحابه من به چنين مقامي نمي‌رسند. ذيل اين روايت را در شرح فتح الباري مراجعه كنيد كه معناي محدَّث؛ يعني يحدثه الملائكه. اينها همه نشانگر اين است كه اين روايات همگي جعلي هستند و هدف از جعل روايات تأسيس يك مقام آن‌چناني براي عمر بن خطاب است.
ابوبكر هم از فضايل ساختگي تشريع اذان بي نصيب نيست
البته يك روايتي هم ما خوانديم كه ابوبکر را هم نگذاشتند از اين قضيه بي بهره باشد. آنها كه طرفدار ابوبكر بودند گفتند كه عمر اين همه فضائل دارد و اگر براي عمر چنين چيزي درست كرديم، شايد كسي بگويد كه عمر از ابوبكر افضل بوده و با وجود ابو بكر چطور عمر خواب ديد و...، يك چيزي هم براي ابوبكر درست كردند.
.... عَنْ أَبِي حَنِيفَةَ، عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ مَرْثَدٍ، عَنِ ابْنِ بُرَيْدَةَ، عَنْ أَبِيهِ، أَنَّ رَجُلًا مِنَ الْأَنْصَارِ مَرَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَهُوَ.. . كَانَ الرَّجُلُ إِذَا.. . يَجْتَمِعُ إِلَيْهِ وَدَخَلَ مَسْجِدَهُ يُصَلِّي، فَبَيْنَمَا هُوَ كَذَلِكَ إِذْ نَعَسَ، فَأَتَاهُ آتٍ فِي النَّوْمِ، فَقَالَ: عَلِمْتُ مَا جَرَيْتُ لَهُ، فَذَكَرَ الْأَذَانَ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «قَدْ أَخْبَرَنَا بِذَلِكَ أَبُو بَكْرٍ، فَأَمَرُوا بِلَالًا أَنْ يُؤَذِّنَ بِذَلِكَ»
از بريده روايت شده كه مردي از انصار در حالي كه محزون و غمگين بود از كنار رسول خدا صلى الله عليه وسلم عبور ‌كرد و چون غذا و طعامي همراه داشت مردم به گرد او جمع شدند و بعد براي خواندن نماز وارد مسجد شد كه در اين حال او را خواب فرا گرفت كه در عالم خواب شخصي سراغ او آمد و به او گفت: من علت ناراحتي تو را مي‌دانم از اين رو قصه اذان را به او خبر داد و او هم پيامبر را از اين موضوع با خبر كرد و پيامبر هم فرمود: مثل همين مطلب را ابوبكر خبر داده بود برويد و بلال را بگوييد تا به اين شكل اذان بگويد.
مسند أبي حنيفة، ج 1، ص 148، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الله بن أحمد الأصبهاني أبو نعيم الوفاة: 430، دار النشر: مكتبة الكوثر - الرياض - 1415، الطبعة: الأولى، تحقيق: نظر محمد الفاريابي
المعجم الأوسط، ج 2، ص 293، اسم المؤلف: أبو القاسم سليمان بن أحمد الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: دار الحرمين - القاهرة - 1415، تحقيق: طارق بن عوض الله بن محمد, ‏عبد المحسن بن إبراهيم الحسيني
مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج 1، ص 329، اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي، الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي-  القاهرة , بيروت – 1407.
ابوبکر و خواب درباره اذان
اينها همه داد مي‌زنند كه روايت ساختگي است.
در سقيفه هيچ اثري از استدلال به اين روايات نيست
اگر واقعاً چنين چيزي براي ابوبكر ثابت بود و براي عمر بود و ده‌ها احاديثي كه جعل شده است، بايد در سقيفه بيان مي‌كردند. سقيفه‌اي كه انصار در برابر مهاجرين ايستادند. حتي سعد بن عباده گفت: من با شما مي‌جنگم و تا آخرين تيري كه در كمان دارم تمام نكنم از مبارزه با شما از پاي نمي‌نشينم. حباب بن منذر گفت: مهاجرين را از مدينه بيرون كنيد تا بروند به همان خانه‌هايشان و همان‌جايي كه همه‌شان فرمانبردار بودند نه فرمانده. سعد بن عباده ريش عمر را گرفت، عمر گفت: كه اگر يك دانه از ريش من كنده بشود، تمام دندان‌هاي تو را خرد مي‌كنم. تمام اين قضايا و درگيري‌ها در سقيفه بود و هر فضيلتي كه مي‌توانستند براي ابوبكر ذكر كردند. تاريخ طبري و صحيح مسلم را ملاحظه كنيد كه از قول عمر اين قضايا را مفصل نقل كرده‌اند. ما از قريش هستيم و شما انصار خويشاوندي با پيامبر نداريد، نمي‌توانيد خلافت پيامبر را تصاحب كنيد؛ چون ما فاميل پيامبر هستيم. خلافت بايد مادامي كه فاميل پيامبر هست به غير فاميل نمي‌رسد. ما از اهل بيت پيامبر هستيم و... ده‌ها از اين قضايا را كنار هم چيدند براي اين كه براي ابوبكر مقامي و منزلتي در برابر انصار درست كنند. اگر چنين قضاياي بود، حتماً در آن‌جا مطرح مي‌كردند. اگر تشريع اذان توسط ابوبكر و عمر بود، آنها را در سقيفه كه نياز مبرم و شديد داشتند، حتماً بيان مي‌كردند. معلوم مي‌شود كه هيچ يك از اين مطالب حتي در زمان خود آنها نيز مطرح نبوده است. روزي كه ابوبكر مي‌خواست عمر را براي خلافت معين كند، كل مردم اعتراض مي‌كردند.
اعتراض مردم به ابوبكر براي جانشيني عمر
 در بعضي از مصادر دارد كه:
37056 - وَكِيعٌ , وَابْنُ إِدْرِيسَ , عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي خَالِدٍ , عَنْ زُبَيْدِ بْنِ الْحَارِثِ , أَنَّ أَبَا بَكْرٍ حِينَ حَضَرَهُ الْمَوْتُ أَرْسَلَ إِلَى عُمَرَ يَسْتَخْلِفُهُ , فَقَالَ النَّاسُ: تَسْتَخْلِفُ عَلَيْنَا فَظًّا غَلِيظًا , وَلَوْ قَدْ وَلِيَنَا كَانَ أَفَظَّ وَأَغْلَظَ , فَمَا تَقُولُ لِرَبِّكَ إِذَا لَقِيتَهُ وَقَدِ اسْتَخْلَفْتَ عَلَيْنَا عُمَرَ....

المصنف في الأحاديث والآثار ج7 ص434 المؤلف: أبو بكر بن أبي شيبة، عبد الله بن محمد بن إبراهيم بن عثمان بن خواستي العبسي (المتوفى: 235هـ)، المحقق: كمال يوسف الحوت، الناشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولى، 1409، عدد الأجزاء: 7 .
تاريخ المدينة لابن شبة ج2 ص671 المؤلف: عمر بن شبة (واسمه زيد) بن عبيدة بن ريطة النميري البصري، أبو زيد (المتوفى: 262هـ)، حققه: فهيم محمد شلتوت، طبع على نفقة: السيد حبيب محمود أحمد - جدة، عام النشر: 1399 هـ .

الملل والنحل، ج 1، ص 25، اسم المؤلف: محمد بن عبد الكريم بن أبي بكر أحمد الشهرستاني، الوفاة: 548، دار النشر: دار المعرفة - بيروت - 1404، تحقيق: محمد سيد كيلاني.

ابو بكر لحظه وفاتش كسي را نزد عمر فرستاد تا وي را جانشين خويش سازد، مردم اعتراض كردند وگفتند: آيا كسي را كه درشتخو وبد اخلاق است مي خواهي بر ما حاكم كني؟ او اگر بر ما حاكم شود بد اخلاق تر وخشن تر خواهد شد، چه جوابي فرداي قيامت براي پروردگارت هنگام ملاقات آماده كرده اي؟
خلافت عمر
اگر چنين قضايايي بود، بلا فاصله ابو بكر مي‌گفت: عمر كسي است كه با ديدن خواب او اذان تشريع شده است، كسي است كه صداي جبرئيل را در آسمان‌ها شنيد، كدام يك از شما چنين مقام و موقيعتي نزد خدا داريد؟ مشخص است كه حتي در زمان حيات ابو بكر و عمر چنين قضايايي نبوده و چنين رواياتي به گوش هيچ كس نخورده است. معمولا رسم است كه اگر بنا باشد براي يك خليفه‌اي و لو فضائل خيلي ريز هم باشد، معمولا در زمان خود ايشان از زبان شعراء و يا بعضي از مداحان و... شنيده مي‌شد. اما حتي يك گزارش هم در اين باره نداريم. البته تناقضات ديگري هم هست؛ ولي همين يك مورد كفايت مي‌كند كه انسان بساط تمام اين روايات را جمع كند و بندازد كنار.
تكذيب امام صادق عليه السلام نسبت به تشريع اذان به واسطه خواب
ما مي‌بينيم كه از خود ائمه عليهم السلام رواياتي داريم با سندهاي صحيح و محكم كه اين قضيه را كاملاً نفي كرده‌اند. روايت با سند صحيح از عمر بن اذينه از امام صادق عليه السلام است كه سؤال كردند: حضرت فرمودند:
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ مَا تَرْوِي هَذِهِ النَّاصِبَةُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فِيمَا ذَا فَقَالَ فِي أَذَانِهِمْ وَ رُكُوعِهِمْ وَ سُجُودِهِمْ فَقُلْتُ إِنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّ أُبَيَّ بْنَ كَعْبٍ رَآهُ فِي النَّوْمِ فَقَالَ كَذَبُوا فَإِنَّ دِينَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعَزُّ مِنْ أَنْ يُرَى فِي النَّوْمِ قَالَ فَقَالَ لَهُ سَدِيرٌ الصَّيْرَفِي جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأَحْدِثْ لَنَا مِنْ ذَلِكَ ذِكْراً فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا عَرَجَ بِنَبِيِّهِ ص إِلَى سَمَاوَاتِهِ السَّبْعِ أَمَّا أُولَاهُنَّ فَبَارَكَ عَلَيْهِ وَ الثَّانِيَةَ عَلَّمَهُ فَرْضَهُ فَأَنْزَلَ اللَّه‏
امام صادق عليه السلام از اين اذينه سؤال نمود: اين ناصبي‌ها چه مي‌گويند؟ عرض كردم: فدايتان شوم در چه رابطه‌اي؟ فرمود: در اذان و ركوع و سجودشان، عرض كردم: آنها مي‌گويند: ابي بن كعب اذان را در خواب ديده است، حضرت‌ فرمود: دروغ گفته‌اند دين خداوند عز وجل عزيز‌تر از آن است كه با خواب و رؤيا تشريع شود، راوي مي‌گويد: سدير صيرفي عرض كرد: فدايتان شوم براي ما در اين باره حديثي بيان فرماييد، حضرت‌ فرمود: خداوند عز وجل هنگامي‌ كه پيامبرش را به آسمان‌هاي هفت‌گانه عروج داد، پيامبر را در آسمان اول مبارك گردانيد و درآسمان دوم واجباتش را به او آموزش داد و بر او نازل فرمود...
الكافي، شيخ كليني، ج 3، ص 482 و 486.
تا آن‌جا كه دارد جبرئيل اذان گفت كه قبلا آن را خوانديم.
لعن امام صادق به كساني كه اذان را برگرفته از خواب مي‌دانند
روايت ديگر، روايتي است كه مرحوم شهيد در ذكري از امام صادق عليه السلام نقل كرده است:
روي عن امام الصادق عليه السلام‌ انه لعن قوما زعموا ان النبي اخذ الأذان من عبد الله بن زيد فقال ينزل الوحي علي نبيكم فتزعمون أنه اخذ الأذان من عبد الله بن زيد.
از امام صادق عليه السلام‌ روايت شده است كه فرمودند: خداوند لعنت كند اقوامي را كه گمان مي‌برند پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم اذان را از عبد الله بن زيد گرفته است. سپس حضرت‌ فرمود: وحي بر پيامبرتان نازل مي‌شود آنگاه گمان مي‌بريد كه اذان را از عبد الله بن زيد گرفته است؟!
ذكرى الشيعة في أحكام الشريعة، شهيد اول، ج 3، ص 196.
از آنجا كه «اهل اللبيت ادري بما في البيت.» (اهل خانه از هر كس ديگر نسبت به آنچه در خانه مي‌‌گذرد آگاه‌ترند) نظر احد الثقلين در رابطه با اذان اين است.
نظر امام حسن علیه السلام در مورد اذان
جالب اين است كه خود حاكم نيشابوري از امام مجتبي سلام الله عليه نقل مي‌كند:
4798 - وَحَدَّثَنِي نَصْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَدْلُ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ الْحَافِظُ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى الْبَجَلِيُّ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ الْبَلْخِيُّ، ثنا نُوحُ بْنُ دَرَّاجٍ، عَنِ الْأَجْلَحِ، عَنِ الْبَهِيِّ، عَنْ سُفْيَانَ بْنِ اللَّيْلِ، قَالَ: لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ وَمُعَاوِيَةَ مَا كَانَ قَدِمْتُ عَلَيْهِ الْمَدِينَةَ وَهُوَ جَالِسٌ فِي أَصْحَابِهِ، - فَذَكَرَ الْحَدِيثَ بِطُولِهِ - قَالَ: فَتَذَاكَرْنَا عِنْدَهُ الْأَذَانَ فَقَالَ بَعْضُنَا: إِنَّمَا كَانَ بَدْءُ الْأَذَانِ رُؤْيَا عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زَيْدِ بْنِ عَاصِمٍ، فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ: «إِنَّ شَأْنَ الْأَذَانِ أَعْظَمُ مِنْ ذَاكَ، أَذَّنَ جِبْرِيلُ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي السَّمَاءِ مَثْنَى مَثْنَى، وَعَلَّمَهُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَأَقَامُ مَرَّةً مَرَّةً فَعَلَّمَهُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَأَذَّنَ الْحَسَنُ حِينَ وَلِيَ»
زماني بود كه بين حسن بن علي و معاويه اتفاقاتي افتاده بود كه من وارد مدينه شدم كه او در ميان يارانش نشسته بود و حديث ذكر مي‌نمود. راوي مي‌گويد: ما هم نزد حسن بن علي از موضوع اذان سخن به ميان آورديم كه بعضي از ما گفت: ابتداي اذان به واسطه خوابي بود كه عبدالله بن زيد بن عاصم ديده بود آغاز شد. در اين هنگام حسن بن علي گفت: شأن و جايگاه اذان بالا‌تر از آن است كه با خواب آغاز شده باشد. بلكه تشريع اذان به اين شكل بود كه جبرئيل در آسمان دوتا دوتا اذان گفت و آن را به رسول خدا هم آموزش داد و اقامه را نيز يكي يكي گفت و به رسول خدا صلّي الله عليه وآله هم ياد داد و زماني كه حسن بن علي به حكومت رسيد اذان گفت.
المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 4797، اسم المؤلف:  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا.
بدعت عمر در اذان
پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله در معراج اذان را فرا گرفت
و متقي هندي در كنز العمال نقل مي‌كند كه:
35354- عن زيد بن علي عن آبائه عن علي أن رسول الله صلى الله عليه وسلم علم الأذان ليلة أسرى به وفرضت عليه الصلاة. "ابن مردويه".
از زيد بن علي از پدرانش از امير المؤمنين عليه السّلام‌ روايت شده است كه رسول خدا صلّي الله عليه وآله در شبي كه به معراج برده شد اذان را به او تعليم دادند و نماز را بر او واجب نمودند.    
كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، ج 12، ص 350، اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي، الوفاة: 975هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي
فرا گرفتن اذان در معراج
محمد بن حنفيه نيز اذان را به وحي الهي و از شب معراج مي‌داند
روايت سوم را حلبي نقل مي‌كند كه:
روي عن محمد بن الحنفية وعن أبي العلاء قال قلت لمحمد ابن الحنفية إنا لنتحدث أن بدء هذا الآذان كان من رؤيا رآها رجل من الأنصار في منامه قال ففزع لذلك محمدا بن الحنفية فزعا شديدا وقال عمدتم إلى ما هو الأصل في شرائع الإسلام ومعالم دينكم فزعمتم أنه إنما كان من رؤيا رآها رجل من الأنصار في منامه تحتمل الصدق والكذب وقد تكون أضغاث أحلام قال فقلت له هذا الحديث قد استفاض في الناس قال هذا والله هو الباطل ثم قال وانما أخبرني أبي أن جبريل عليه الصلاة والسلام أذن في بيت المقدس ليلة الإسراء وأقام ثم أعاد جبريل الأذان لما عرج بالنبي صلى الله عليه وسلم إلى السماء فسمعه عبد الله بن زيد وعمر بن الخطاب.
از محمد بن حنفيه و از ابوالعلاء روايت شده است كه به محمد بن حنفيه گفتم: ما مي‌گفتيم كه ابتداي اذان با خوابي بود كه يكي از انصار ديده است. محمد بن حنفيه از اين سخن به شدت متعجب شد و گفت: چيزي را هدف قرار داده‌ايد كه اصل همه شريعت اسلام و معلومات دين شماست و گمان برده‌ايد كه اذان از خوابي نشأت گرفته است كه امكان راست و دروغ دارد و مي‌تواند از انواع خواب‌هاي پريشان وغير واقعي باشد. راوي مي‌گويد گفتم: اين حديثي است كه در ميان مردم (اهل سنت) مشهور شده است. فرمود: به خدا قسم اين سخن دروغ است. سپس گفت: پدرم به من فرمود: در شب معراج جبرئيل عليه الصلاه و السلام در بيت المقدس اذان و اقامه گفت سپس بار ديگر جبرئيل اذان گفت و چون پيامبر اكرم به معراج رفت و اين اتفاق افتاد عبد الله بن زيد و عمر بن خطاب آن را از حضرت‌ شنيدند.
السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون، ج 2، ص 300، اسم المؤلف: علي بن برهان الدين الحلبي الوفاة: 1044، دار النشر: دار المعرفة - بيروت – 1400.
اذان و وحی در آسمان
«تثويب» (الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ) در اذان
«تثويب» از ثاب يثوب يا ثوّبَ يُثَوِّبُ است. در حقيقت «تثويب» عبارت ديگر «الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ» است.
وجه تسميه تثويب
اين كه چرا به اين موضوع «تثويب» مي‌گويند، خود اهل سنت در پاسخش مانده‌اند. معناي تثويب يعني «رجوع»، از باب اين كه بعد از آن كه مي‌گويند: حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ، حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ دوباره مي‌گويند: الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ، در حقيقت رجوعي است به دعوت به نماز و عبارتٌ أخراي حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ است. روي اين جهت، وقتي مؤذن مي‌گويد: حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ و بعد دوباره برمي‌گردد و مي‌گويد: الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ، يعني رجوعٌ إلي الدعوة المجدّدة الي الصلوة. لكن برخي در كتاب‌هاي لغت مثل فيروز آبادي و جوهري و غيره مي‌گويند: تثويب يعني الصلوة خير من النوم، يعني معناي تثويب مصطلح شده در الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ. چه اين كه اين الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ در وسط اذان باشد يعني بعد از حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ، يا بين اذان و اقامه باشد، چون اهل سنت بر هر دو اعتقاد هستند. اينها همه نتيجه دور افتادن از اهل بيت و توصيه نبي مكرم به ثقلين است كه وقتي انسان شريعت را از منبع و سرچشمه اصلي كه متصل به وحي هستند نگيرد خالص‌ترين اعمال انسان هم كه نماز است، دستخوش تغيير مي‌شود.
بخاری در صحیح خود و همچنین زرقانی در کتاب شرح موطأ نقل مي‌كند كه:
" وَفِي الْبُخَارِيِّ عَنْ أَنَسٍ: " مَا «أَعْرِفُ شَيْئًا مِمَّا كَانَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ؟ قِيلَ: الصَّلَاةُ، قَالَ: أَلَيْسَ ضَيَّعْتُمْ مَا ضَيَّعْتُمْ فِيهَا؟» " وَفِيهِ أَيْضًا عَنِ الزُّهْرِيِّ: " دَخَلْتُ عَلَى أَنَسٍ بِدِمَشْقَ وَهُوَ يَبْكِي فَقُلْتُ لَهُ: مَا يُبْكِيكَ؟ فَقَالَ: لَا أَعْرِفُ شَيْئًا مِمَّا أَدْرَكْتُ إِلَّا هَذِهِ الصَّلَاةَ، وَهَذِهِ الصَّلَاةُ قَدْ ضُيِّعَتْ "
أنس بن مالك غلام و صحابه پيامبر اكرم را در شام ديدم در حالي كه گريه مي‌كند. گفتم: ما يُبكيكَ؟ چرا گريه مي‌كني؟ گفت: از شريعت پيامبر جز نماز چيزي نگذاشته بودند كه آن را هم تغيير دادند.
صحيح بخاري، ج1، ص112، ح530، كتاب مواقيت الصلاة، باب تضييع الصلاة عن وقتها المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.
شرح الزرقاني على موطأ الإمام مالك ج1 ص84 المؤلف: محمد بن عبد الباقي بن يوسف الزرقاني المصري الأزهري، تحقيق: طه عبد الرءوف سعد، الناشر: مكتبة الثقافة الدينية - القاهرة، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2003م، عدد الأجزاء: 4 .
 القبس في شرح موطأ مالك بن أنس ج1 ص255 المؤلف: القاضي محمد بن عبد الله أبو بكر بن العربي المعافري الاشبيلي المالكي (المتوفى: 543هـ)، المحقق: الدكتور محمد عبد الله ولد كريم، الناشر: دار الغرب الإسلامي، الطبعة: الأولى، 1992 م، عدد الأجزاء: 3 (في ترقيم مسلسل واحد)
از بین رفتن سنت پیامبر
از بین رفتن سنت پیامبر
حسن بصري (از فقهاء بنام أهل سنت) مي‌گويد:
2400 - قَالَ الْحَسَنُ الْبَصْرِيُّ: «لَوْ خَرَجَ عَلَيْكُمْ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَا عَرَفُوا مِنْكُمْ إِلَّا قِبْلَتَكُمْ»
اگر الآن صحابه رسول الله صلي الله عليه و سلم به ميان شما بيايند، غير از قبله، چيزي از سنت رسول الله صلي الله عليه و سلم را در ميان شما مشاهده نمي‌كنند.
جامع بيان العلم و فضله لإبن عبد البر، ج2، ص1221 المؤلف: أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر بن عاصم النمري القرطبي (المتوفى: 463هـ)، تحقيق: أبي الأشبال الزهيري، الناشر: دار ابن الجوزي، المملكة العربية السعودية، الطبعة: الأولى، 1414 هـ - 1994 م، عدد الأجزاء: 2.
از بین بردن سنت
نماز امير المؤمنين علی عليه السّلام‌ مردم را به ياد نماز پيامبر اكرم صلی الله علیه واله انداخت
در صحيح ابن ماجه دارد كه: وقتي اميرالمؤمنين بعد از پايان جنگ جمل در بصره نماز جماعت خواند، صحابه‌اي كه يه حضرت‌ اقتدا نموده بودند گفتند:
917 - حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَامِرِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ عَيَّاشٍ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ بُرَيْدِ بْنِ أَبِي مَرْيَمَ، عَنْ أَبِي مُوسَى، قَالَ: «صَلَّى بِنَا عَلِيٌّ، يَوْمَ الْجَمَلِ، صَلَاةً ذَكَّرَنَا صَلَاةَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَإِمَّا أَنْ نَكُونَ نَسِينَاهَا، وَإِمَّا أَنْ نَكُونَ تَرَكْنَاهَا، فَسَلَّمَ عَلَى يَمِينِهِ وَعَلَى شِمَالِهِ»
اين نماز خواندن علي [عليه السلام] ما را به ياد نماز‌هاي پيامبر انداخت.
سنن ابن ماجه، ج 1، ص 296، اسم المؤلف: محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني الوفاة: 275، دار النشر: دار الفكر - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي.
سنت از دست رفته پیامبر
يعني بعد از مدتي به يادشان آمد كه نماز پيغمبر چگونه بوده است. اين هم از مصائب روزگار است كه بعد از 20 يا 25 سال بعد از پيامبر اسلام آن قدر اينها در شريعت نبوي تحريفات و تغييرات انجام دادند، بدعت‌ها گذاردند كه آقا اميرالمؤمنين مي‌فرمايد: «اين دين در دست اشرار گرفتار بود به قدري تغيير دادند (كه حدود 40 بدعت را نام مي‌برد) كه اگر من بخواهم اين بدعت‌ها را تغيير دهم و به زمان پيامبر بازگردانم، همه حتي همين‌ها كه در اطرافم هستند از اطراف من پراكنده مي‌شوند». فَإِنَّ هَذَا الدِّينَ قَدْ كَانَ أَسِيراً فِي أَيْدِي الْأَشْرَارِ يُعْمَلُ فِيهِ بِالْهَوَى وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْيَا نهج البلاغه، نامه 53 .
حسین احمدی
دیدگاه کاربران

در حال حاضر دیدگاهی برای این مطلب ارسال نشده است. اولین نفری باشید که دیدگاه خود را ثبت می کند.

ارسال دیدگاه

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید: فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. نظراتی که شامل فحش، ناسزا و توهین به افراد، گروه، دین و مذاهب باشد حذف می شوند.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *