تفضيل شیخین بر علی(ع)در اندیشه ابن عربی

قسمتی از عقاید ابن عربی نه مطابق با تشیع است و نه اهل سنت بلکه منحصر به فرد است، از آن جمله مقاماتی است که ایشان برای ابوبکر و عمر و عثمان و متوکل و... قائل است، شخصیتهایی که مکتب تشیع آنها را دشمن خدا و پیغمبر واولاد ایشان معرفی می کند و اهل سنت اشتباهات و انحرافات زیادی برای آنها نقل کرده اند، ابن عربی تصریح می دارند به منزه بودن،بلکه معصوم بودن عمر بن خطاب،و اینگونه عبارتها به وضوح در آثار ایشان مشاهده می شود.ایشان مکرر در آثارشان خواستند مقام ابوبکر و عمر را فوق مقام امیر المومنین علیه السلام معرفی کنند ، در صورتی که خیلی از بزرگان اهل سنت تصریح داشتند و روایاتی نقل کردند که امیر المومنین علیه السلام افضل مردم زمان خود در علم و شجاعت و مردانگی و حسن خلق و سخاوت و علم و عفو و زهد و عبادت و فصاحت و بلاغت و...  بوده است.اکنون لازم می بینم که قلیلی از این مدارک را متذکر شوم . میر سید علی همدانی عالم عارف فقیه شافعی در کتاب موده القربی اخبار بسیاری در این باب نقل نموده که افضلیت حضرت علی علیه السلام را با دلایل و براهین و احادیث صحیحه ثابت می نماید از جمله در مودت از ابن عباس (حبر امت) نقل می کند که رسول اکرم صل الله و آله و سلم فرمود : افضل رجال عالمین فی زمانی هذا علی علیه السلام .( افضل مردان عالمیان در زمان من علی علیه السلام می باشد.)
و عقیده اکثر علمای منصف اهل سنت بر افضلیت علی علیه السلام بوده ، چنانچه ابن ابی الحدید در صفحه 40 جلد 3 شرح نهج البلاغه آورده که کتابی از شیخ معتزله ابوجعفر اسکافی به دستم رسید و در آنجا نوشته بود مذهب بشربن معتمر و ابوموسی و جعفربن مبشر و سایر قدما علماء بغداد این بود که ان افضّل المسلمین علی ابن ابیطالب ثم الحسن ثم ابنه الحسین ثم همزه بن عبدالمطلب ثم جعفربن ابیطالب الخ .( افضل و برتر از همه مسلمین علی بن ابیطالب علیه السلام و پس از آن فرزندش حسن و پس از آن فرزندش حسین و پس از آن همزه و پس از آن جعفربن ابیطالب (معروف به طیار) بودند .
حال لازم می بینم که شواهدی از کتب جناب ابن عربی مظهر عرفان مصطلح، ارائه دهم .
او در کتاب فتوحات مکیه به صحت خلافت ابوبکر(فتوحات،ج4،ص78-و هذا مما یدلک علی صحة خلافة ابی بکر صدیق و منزلة علی رضی الله عنهما)،و استحقاقش به امامت و برتری ابوبکر بر جماعت تاکید کرده است(فتوحات،ج3،ص372-و عرف الناس حینئذ فضل ابی بکر علی الجماعة فاستحق الامامة والتقدیم).
و نیز در همان کتاب(فتوحات،ج2،ص125) روایت ترمذی را بدین ترتیب آورده:
انه یکون فی امة محمد صلی اله علیه و اله و سلم من هو افضل من ابی بکر الصدیق عند ما یری  انه افضل الناس بعد رسول الله صلی اله علیه و اله و سلم من المسلمین فانه معلوم ان عیسی علیه السلام افضل من ابی بکرو هو من امة محمد محمد صلی اله علیه و اله و سلم و متبیعه.
و پذیرفته است که بعد از پیامبر،افضل مردمان در میان مسلمانان ابوبکر بوده است و در عین حال عیسی علیه السلام را نیز از امت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و از پیروان وی به شمار آورده و افضل از همه امت، حتی از ابوبکر دانسته است.
و در جای دیگر از همین کتاب،ضمن اینکه می گوید:صدیقین به وسیله ابوبکر فضیلت یافتند،می نویسد: فلیس بین ابی بکر و رسول الله صلی اله علیه و اله و سلم رجل لانه صاحب صدیقیه و صاحب سر فهو من کونه صاحب سر بین الصدیقیة و النبوة التشریع و یشارک فیه فلا یفضل علیه من یشارکه فیه بل هو مساو له فی حقیقته فانهم ذلک.
یعنی : بین ابوبکر و رسول الله صلی اله علیه و اله و سلم کسی نیست و تنها او صاحب سر رسول الله می باشد.
و نیز در فتوحات،ج2،ص260 می نویسد:
الباب الحادی والستون و مأة فی المقام الذی بین الصدیقیة و النّبوة و هو مقام القربة.
سپس اشعاری نقل می کند تا این که به این ابیات منتهی می شود:
فلیس بین ابی بکر و صاحبه                                        اذا نظرت الی ما قلته رجل
هذا الصحیح الذی دلت دلائله                                      فی الکشف عند رجال الله اذ عملوا
یعنی:
پس بین ابوبکر و یار او-پیامبر اکرم-اگر نظر کنی در آنچه را که من گفتم کسی را نمی یابی،و این مطلب صحیحی است که دلالت دارد بر آن دلائل خودش در حال کشف نزد رجال الله به هنگام عمل کشف.
به این معنی ابن عربی در مکاشفات و تحقیقاتش در تشخیص رجال الله و اولیاء الهی و اقطاب معرفت و مقربین حق متعال به این نتیجه رسیده است که ابوبکر اولین رجل الهی بعد از پیامبر و صاحب مقام  ِسّر و قربت و مقام صدیقیت و قطبیت می باشد.
ابن عربی می گوید:
قطب که او را {غوث} گویند،محل نظر حق تعالی است و آن در هر زمان یک شخص است و هو من المقربین و هو سید الجماعة فی زمانه و منهم من یکون ظاهر الحکم و یحوز الخلافة الظاهرة کما حاز الخلافة الباطنیة من جهة المقام کأبی بکر و عمر و عثمان و علی و الحسن و معاویة بن یزید و عمربن عبد العزیز و المتوکل  ومنهم من له الخلافة الباطنة خاصة و لا حکم له فی الظاهر کأحمد بن هارون الرشید السبتی و کأبی یزید البسطامی و أکثر الأقطاب لا حکم لهم فی الظاهر...فتوحات،ج2،ص6.
و او از مقربین است و سرور جماعت زمان خود می باشد از آنها کسی است هم خلافت ظاهری دارد و هم خلافت باطنی مانند ابوبکر، عمر،عثمان،علی،حسن،معاویة بن یزید و عمربن عبد العزیز و متوکل عباسی.و بعضی تنها حائز مقام خلافت باطنی هستند مانند : احمد بن هارون رشید سبتی و ابو یزید بسطامی و اکثر قطبها این چنین هستند. 
و بعد ازنقل این اسناد جالب می بینم که نظر دو نفر از علمای شیعه را در همین باب در مورد جناب ابن عربی ذکر نمایم .
مرحوم آیت الله حاج میرزا حسین نوری محدث و فقیه متبحّر ( استاد شیخ عباس قمی "ره") می فرماید : ابن عربی در میان علما و نواصب اهل سنت بیشتر از همه با شیعه خصومت ورزیده است . چرا که در فتوحاتش در جایی که از احوال اقطاب سخن گفته ، ابوبکر، عمر، عثمان ، علی و امام حسن علیهما السلام، عمربن عبد العزیز و حتی متوکل را در یک ردیف قرار داده و آنان را از اقطابی شمرده است که هم صاحب خلافت ظاهری بودند و هم حائز خلافت باطنی ، در صورتی که متوکل همان کسی است که دستور داد تا قبر امام حسین علیه السلام را ویران سازند و مردم را از زیارت آن قبر شریف باز دارند . (مستدرک الوسایل جلد 3 صفحه 422 چاپ قدیم)
علامه طباطبایی (ره) صاحب تفسیر المیزان می فرماید : چطور می شود ابن عربی را اهل طریق دانست با وجودی که متوکل را از اولیای خدا می داند . (روح مجرد صفحه 436 پاورقی)
حال ای روشنفکر متعقل فکر کن و بیاب که :
آیا می شود چنین شخصیتی را به عنوان بزرگترین مرد عرفان و شناخت حقایق معرفی کرد ؟!!!
آیا می توان به سخنان کسی که دشمنان خدا را از بزرگترین اولیای خدا معرفی می کند اعتماد کرد ؟!!!
آیا می توان به کشف و شهودی که منجر به استخفاف امیر المومنین علیه السلام می شود اعتماد کرد ؟
پس بیایم پرده ی تعصب و شخصیت زدگی را کنار زده ، تا هر چه بیشتر از نور عقل و وحی استفاده نماییم. 
حسین احمدی
دیدگاه کاربران

در حال حاضر دیدگاهی برای این مطلب ارسال نشده است. اولین نفری باشید که دیدگاه خود را ثبت می کند.

ارسال دیدگاه

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید: فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. نظراتی که شامل فحش، ناسزا و توهین به افراد، گروه، دین و مذاهب باشد حذف می شوند.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *