پرتال جامع سنت

شرحی بر تاریخ تحلیل نشده اسلام

رد سيره ابوبكر و عمر+سند

در قضيه شوراى شش نفره، سه بار به حضرت پيشنهاد قبول خلافت به شرط عمل به سيره شيخين مطرح مى‏شود ولى حضرت با قاطعيت تمام رد نموده واعلام مى‏دارد معيار و ملاك حكومت من فقط كتاب خدا و سنّت پيامبر است و با وجود اين دو نيازى به ضميمه كردن سيره ديگرى نيست:
«وخلا (عبد الرحمن بن عوف) بعلي بن أبي طالب ، فقال : لنا اللّه عليك ، إن وليّت هذا الأمر ، أن تسير فينا بكتاب اللّه وسنّة نبيّه وسيرة أبي بكر وعمر.  فقال : أسير فيكم بكتاب اللّه وسنّة نبيّه ما استطعت. فخلا بعثمان فقال له : لنا اللّه عليك ، إن وليّت هذا الأمر ، أن تسير فينا بكتاب اللّه وسنّة نبيّه وسيرة أبي بكر وعمر . فقال : لكم أن أسير فيكم بكتاب اللّه وسنة نبيه وسيرة أبي بكر وعمر.
ثمّ خلا بعلي، فقال له مثل مقالته الأولى ، فأجابه مثل الجواب الأوّل ، ثمّ خلا بعثمان، فقال له مثل المقالة الأولى ، فأجابه مثل ما كان أجابه ، ثمّ خلا بعلي فقال له مثل المقالة الأولى ، فقال : إنّ كتاب اللّه وسنّة نبيه لا يحتاج معهما إلى إجيرى أحد. أنت مجتهد أن تزوي هذا الأمر عنّي . فخلا بعثمان فأعاد عليه القول ، فأجابه بذلك الجواب ، وصفق على يده».
تاريخ اليعقوبي ج 2 ص 162. ورجوع شود به: شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد ج 1 ص 188، ج 9 ص 53، ج 10 ص 245 زج 12 ص 263، الفصول في الأصول از جصّاص، ج 4 ص 55، أسد الغابة ج 4 ص 32، السقيفة وفدك از جوهري ص 86، تاريخ المدينة از ابن شبة النميري ج 3 ص 930، تاريخ الطبري ج 3 ص 297، تاريخ ابن خلدون ق‏1، ابن خلدون ج 2 ص 126 والشافي في الامامة ج 4 ص 209.
عبد الرحمن بن عوف با حضرت به طور خصوصي به گفتگو نشست ؛ پس گفت تو را در مورد خودمان به خدا قسم مي دهم که آيا در بين ما به کتاب خدا و سنت رسول او و روش ابو بکر و عمر عمل مي کني ؛ پس حضرت فرمودند : کتاب خدا و سنت پيامبر او تا مي توانم .پس با عثمان خلوت کرده و به او نيز همين را گفت اما او پاسخ داد : براي شما تضمين مي کنم که به کتاب خدا و سنت پيامبر او و روش ابو بکر و عمر عمل نمايم !!دوباره با علي خلوت کرده و کلام اول را تکرار کرد اما حضرت مانند همان دفعه به او پاسخ گفتند ؛ و سپس فرمودند : با کتاب خدا و سنت پيامبرش به نظر هيچ کس احتياج پيدا نمي کنيم . تو مي کوشي که خلافت را از من دور کني ( و گرنه سيره ابوبکر و عمر را شرط نمي کردي ) .پس دوباره به نزد عثمان رفته وهمان کلام را تکرار کرد ؛ پس همان جواب اول را داد ؛ او نيز با عثمان بيعت نمود .
و نكته جالب اينجاست كه حضرت به عبد الرحمان مى‏گويد: تو با طرح اين پيشنهاد، تلاش می‏كنى كه مرا از خلافت محروم سازى؛ چون بخوبى مى‏دانى كه سيره شيخين مورد تأييد من نيست. «أنت مجتهد أن تزوي هذا الأمر عنّي».
و عاص بن وائل گويد:
557 - حَدَّثَنَا عَبْدُ اللهِ، حَدَّثَنِي سُفْيَانُ بْنُ وَكِيعٍ، حَدَّثَنِي قَبِيصَةُ، عَنْ أَبِي بَكْرِ بْنِ عَيَّاشٍ، عَنْ عَاصِمٍ عَنْ أَبِي وَائِلٍ، قَالَ: قُلْتُ لِعَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ: كَيْفَ بَايَعْتُمْ عُثْمَانَ وَتَرَكْتُمْ عَلِيًّا؟ قَالَ: مَا ذَنْبِي؟ قَدْ بَدَأْتُ بِعَلِيٍّ، فَقُلْتُ: أُبَايِعُكَ عَلَى كِتَابِ اللهِ وَسُنَّةِ رَسُولِهِ، وَسِيرَةِ أَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ. قَالَ: فَقَالَ: فِيمَا اسْتَطَعْتُ. قَالَ: ثُمَّ عَرَضْتُهَا عَلَى عُثْمَانَ، فَقَبِلَهَا
به عبد الرحمان گفتم: چگونه با وجود شخصيتى مانند على با عثمان بيعت كرديد؟ پاسخ می‏دهد: گناه من چيست كه سه مرتبه به على پيشنهاد كردم كه خلافت را به شرط عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر و سيره ابوبكر وعمر بپذيرد ولى قبول نكرد. ولى عثمان زير بار اين پيشنهاد رفت.
مسند الإمام أحمد بن حنبل ج1 ص560 المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م

1- رعایت ادب اسلامی و رسم الخط فارسی ضروری است
2-برای استفاده از مزایای خاص سایت پیشنهاد میشود وارد شوید و نظر خود را ارسال نمایید