پرتال جامع سنت | شبهات آیه ولایت 5 + سند

پرتال جامع سنت

شرحی بر تاریخ تحلیل نشده اسلام

شبهات آیه ولایت 5 + سند

لطفا برای دیدن ادامه مقاله به لینک های زیر رجوع کنید:
شبهات آیه ولایت 1 + سند
شبهات آیه ولایت 2 + سند
شبهات آیه ولایت 3 + سند
شبهات آیه ولایت 4 + سند
شبهه هشتم : زکات بر صدقه مستحب اطلاق نمی گردد
طرح شبهه

یکی از شبهات آیه ولایت که در منابع اهل سنت مطرح گردیده است این است که کلمه «زکات» در اصطلاح، بر زکات واجب اطلاق می‏شود ، نه صدقه مستحب و از آنجا که قضیه‏ای که در شأن نزول آیه ذکر شده ، موردش صدقه مستحب است علاوه بر این اطلاق زکات بر انگشتر جای تأمل است ، قرطبی در این باره می نویسد :
وَحَمْلُ لَفْظِ الزَّكَاةِ عَلَى التَّصَدُّقِ بِالْخَاتَمِ فِيهِ بُعْدٌ، لِأَنَّ الزَّكَاةَ لَا تَأْتِي إِلَّا بِلَفْظِهَا الْمُخْتَصِّ بِهَا وَهُوَ الزَّكَاةُ الْمَفْرُوضَةُ عَلَى مَا تَقَدَّمَ
الأنصاری القرطبی ، أبو عبد الله محمد بن أحمد (متوفای671هـ) ، الجامع لأحکام القرآن ، ج 6، ص 222 ، ناشر : دار الشعب – القاهرة ؛
آیه ولایت
نقد وبررسی
معناى اصطلاحى زکات در نزد متشرعین ، معناى مستحدثى است ؛ ولى زکات در اصطلاح قرآن به هر انفاقى که در راه خدا باشد ، اطلاق شده است ؛ مال باشد یا تلاش و کردار و عمل ؛ واجب باشد یا مستحب .
قرآن مجید در مواردى زکات را در مواردی غیر از زکات واجب به کار برده است.
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إیتاءَ الزَّکاةِ وَ کانُوا لَنا عابِدین‏ انبیاء آیه 73. و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت مى ‏کردند، و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند .
پس بدون شک مراد از زکات ، انفاق در راه خدا و به خاطر اوست و صدقه دادن على علیه السلام در داستان نزول آیه ، از بارزترین مصادیق آن است.
قرطبی در تفسیر خود در جواب اشکال می‏گوید :
يَدُلُّ عَلَى أَنَّ صَدَقَةَ التَّطَوُّعِ تُسَمَّى زَكَاةً.، فَإِنَّ عَلِيًّا تَصَدَّقَ بِخَاتَمِهِ فِي الرُّكُوعِ، وَهُوَ نَظِيرُ قَوْلِهِ تَعَالَى:" وَما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ"
از این آیه استفاده می‏شود که بر صدقه مستحب نیز کلمه زکات اطلاق می‏گردد ؛ زیرا علی علیه السلام انگشتر خود را در حال رکوع صدقه داد .
الجامع لأحكام القرآن = تفسير القرطبي ج6 ص221 المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد بن أبي بكر بن فرح الأنصاري الخزرجي شمس الدين القرطبي (المتوفى: 671هـ)، تحقيق: أحمد البردوني وإبراهيم أطفيش، الناشر: دار الكتب المصرية - القاهرة، الطبعة: الثانية، 1384هـ - 1964 م، عدد الأجزاء: 20 جزءا (في 10 مجلدات)
ابو بکر جصاص در باره این مطلب که به صدقه مستحبی نیز زکات گفته می‌شود ، می‌نویسد:
وقوله تعالى وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ يَدُلُّ عَلَى أَنَّ صَدَقَةَ التَّطَوُّعِ تُسَمَّى زَكَاةً لِأَنَّ عَلِيًّا تَصَدَّقَ بِخَاتَمِهِ تَطَوُّعًا
الجصاص ، أحمد بن علی الرازی أبو بکر (متوفای370هـ) ، أحکام القرآن ، ج4 ص102 ، تحقیق : محمد الصادق قمحاوی ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت – 1405هـ.
آیه ولایت
در لغت ، زکات به رشد و نمو نیز آمده است ، ابن ادریس در این باره می‌نویسد :
زَکاةُ المالِ : تَطْهِیْرُه ،... وزَکا الزَّرْعُ یَزْکو زَکَاءً : إذا ازْدَادَ ونَمَا ... زَکَأتِ الناقَةُ بوَلَدِها ... وزَکَأْتُ الرَّجُلَ مالَهُ زُکْاةً وزُکُوْءاً : أی قَضَیْتَه إیّاه ...
زکات مال به معنای پاک کردن آن است ، زکات زرع ، به معنای ازدیاد و رشد است ؛ زکات ناقه به آمدن فرزندش است ، زکات مال انسان آن است که آن را ادا نماید .
الطالقانی ، الصاحب أبو القاسم إسماعیل ابن عباد بن العباس (متوفای385هـ) ، المحیط فی اللغة ، ج 6 ص 300 ، تحقیق : الشیخ محمد حسن آل یاسین ، دار النشر : عالم الکتب - بیروت / لبنان ، الطبعة : الأولى ، 1414هـ-1994م .
حاصل آنکه : واژه زکات در لغت به معنای نمو و طهارت است ، و اگر آنچه را که انسان از مال خود به نیازمندان می‏دهد ، زکات گفته می‏شود به این دلیل است که این کار مایه برکت و نمو مال و نیز پالایش نفس و یا مایه نمو مال و پالایش نفس هر دو می‏باشد . بنابراین بر هر دو نوع صدقه ؛ چه واجب و چه مستحب ، زکات اطلاق می‏شود . اطلاق زکات بر زکات مستحبّ در قرآن مجید فراوان است ، در بسیارى از سوره هاى مکى کلمه «زکات» آمده که منظور از آن همان زکات مستحبّ است ؛ زیرا وجوب زکات مسلما بعد از هجرت پیامبر صلی الله علیه وآله به مدینه ، بوده است . آیات : ( 3 سوره نمل و آیه 39 سوره روم و 4 سوره لقمان و 7 سوره فصلت ) مکی است زکات در این آیات مستحبی است .
شبهه دهم : رکوع ، به معنای «خضوع» است
طرح شبهه

برخی علما و مفسرین اهل سنت گفته‌اند که جمله «وَهُمْ راکِعُونَ» را هم می‏توان حال‏ گرفت و هم وصفی مستقل برای «الَّذِینَ آمَنُوا» . به عبارت دیگر کلمه « واو» در اینجا بیان‏گر عطف است نه حالیّت .
بر این اساس ، مقصود از رکوع ، فعل و حالت خاصی که از ارکان نماز به شمار نمی‏رود ؛ بلکه به معنای خضوع است ؛ یعنی مؤمنانی که دارای ولایتند سه ویژگی دارند : 1. نماز برپا می‏دارند ؛ 2 . زکات می‏پردازند ؛  3 . خاضع و فروتن می‏باشند .
این ویژگی‏ ها همه مؤمنان راستین را شامل می‏شود و وجه تمایز آن‌ها از منافقان است ؛ از این رو اختصاص به یک عده و افراد خاصی ندارد تا موجب امتیاز و برتری آن‌ها گردد .
فخر رازی در این باره چند معنا را برای « وَهُمْ راکِعُونَ » مطرح نموده و می‌نویسد :
بنابر این نظر نسبت به معنای « هم راکعون » چند وجه است :
  وَأَمَّا قَوْلُهُ وَهُمْ راكِعُونَ فَفِيهِ عَلَى هَذَا الْقَوْلِ وُجُوهٌ: الْأَوَّلُ: قَالَ أَبُو مُسْلِمٍ: الْمُرَادُ مِنَ الرُّكُوعِ الْخُضُوعُ، يَعْنِي أَنَّهُمْ يُصَلُّونَ وَيُزَكُّونَ وَهُمْ مُنْقَادُونَ خَاضِعُونَ لِجَمِيعِ أَوَامِرِ اللَّه وَنَوَاهِيهِ وَالثَّانِي: أَنْ يَكُونَ الْمُرَادُ: مِنْ شَأْنِهِمْ إِقَامَةُ الصَّلَاةِ، وَخُصَّ الرُّكُوعُ بِالذِّكْرِ تَشْرِيفًا لَهُ كَمَا فِي قَوْلِهِ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ [الْبَقَرَةِ: 43] وَالثَّالِثُ: قَالَ بَعْضُهُمْ: إِنَّ أَصْحَابَهُ كَانُوا عِنْدَ نُزُولِ هَذِهِ الْآيَةِ مُخْتَلِفُونَ فِي هَذِهِ الصِّفَاتِ، مِنْهُمْ مَنْ قَدْ أَتَمَّ الصَّلَاةَ، وَمِنْهُمْ مَنْ دَفَعَ الْمَالَ إِلَى الْفَقِيرِ، وَمِنْهُمْ مَنْ كَانَ بَعْدُ فِي الصَّلَاةِ وَكَانَ رَاكِعًا، فَلَمَّا كَانُوا مُخْتَلِفِينَ فِي هَذِهِ الصِّفَاتِ لَا جَرَمَ ذَكَرَ اللَّه تَعَالَى كُلَّ هَذِهِ الصِّفَاتِ.
1. ابو مسلم گفته است که مراد از رکوع خضوع است ؛ یعنی آنها نماز می‌خوانند ، زکات میدهند و انسان‌های فرمان پذیر و خاضع هستند ؛ 2. از شأن آن‌ها برپا کردن نماز است ، اختصاص رکوع به نماز از باب شرافت است ؛ 3 . مراد این است که در حال نزول آیه ، مردم چند دسته بودند ، برخی نماز را تمام نموده بودند ، برخی در حال قیام بودند ، برخی در حال رکوع به فقیر مال می‌دادند ، و برخی بعد از نماز در حال رکوع هستند . و چون مردم در حالت‌های مختلف بودند ، خداوند همه آن‌ها را ذکر کرده است .
الرازی الشافعی ، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای604هـ) ، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب ، ج12 ص23 ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1421هـ - 2000م ، الطبعة : الأولى.
آیه ولایت
و آلوسی می‌نویسد :
لیست الآیة نصا فى کون التصدق واقعا حال رکوع الصلاة لجواز أن یکون لرکوع بمعنى التخشع والتذلل لا بالمعنى المعروف فی عرف أهل الشرع... .
الآلوسی البغدادی ، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (متوفای1270هـ) ، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ، ج 6، ص168 ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت.
نقد وبررسی
1 . در این‏که واژه «رکوع » در معنای خضوع به کار رفته است ، سخنی نیست ، سخن در این است که «خضوع» معنای مجازی رکوع است نه معنای حقیقی آن . معنای حقیقی رکوع، همان حالت انحناء است که نوع خاصی از آن به عنوان یکی از ارکان نماز شناخته شده است .
خلیل بن احمد فراهیدی در باره معنای « رکوع » می‏نویسد :
وكلُّ شيءٍ ينكبُّ لوجهه فتمسُ ركبته الأرض أولا تمس [ها] بعد أن يطأطىء رأسَه فهو راكع.
هر چیزی که با صورت به سوی زمین روی آورد، خواه زانوهایش به زمین برسد یا نرسد در حالی که سر را به زیر انداخته است راکع خوانده می‏شود
الفراهیدی ، الخلیل بن أحمد (متوفای170هـ) ، کتاب العین، ج1 ص 200، تحقیق : د مهدی المخزومی / د إبراهیم السامرائی ، ناشر : دار ومکتبة الهلال .
آیه ولایت
ابن درید در این باره می نویسد :
والرّاكع: الَّذِي يكبو على وَجهه، وَمِنْه الرُّكُوع فِي الصَّلَاة
راکع کسی است که با صورت به جانب زمین روی آورد ، و رکوع در نماز گونه‏ای از این حالت است.
ابن درید ، جمهرة اللغة، ج 2 ص 770 ، تحقیق : رمزی منیر بعلبکی ، الطبعة : الأولى .
ابن فارس می‏نویسد :
(رَكَعَ) الرَّاءُ وَالْكَافُ وَالْعَيْنُ أَصْلٌ وَاحِدٌ يَدُلُّ عَلَى انْحِنَاءٍ فِي الْإِنْسَانِ وَغَيْرِهِ. يُقَالُ رَكَعَ الرَّجُلُ، إِذَا انْحَنَى. وَكُلُّ مُنْحَنٍ رَاكِعٌ.
رکوع ، یک اصل است و بر انحناء در انسان و غیر انسان دلالت دارد .
إبن فارس، أبی الحسین أحمد بن فارس بن زکریا (متوفای395هـ)، معجم مقاییس اللغة ، ج 2 ص 434 ، تحقیق : عبد السلام محمد هارون ، ناشر : دار الجیل - بیروت - لبنان ، الطبعة : الثانیة ، 1420هـ - 1999م .
روایاتی که اهل سنت در ذیل آیه نقل نموده‌اند رکوع به معنای آن عمل که از ارکان نماز محسوب می‌گردد به کار رفته است .
سیوطی در در الدرُّ المنثور آورده است :
أنّ النبی صلى اللّه علیه وآله سأل السائل ، سأل ذلک المسکین الّذی أعطاه الإمام خاتمه، سأله قائلاً : «على أیّ حال أعطاکه» ـ أى الخاتم ـ ؟ قال : أعطانی وهو راکع.
پیامبر صلی الله علیه وآله از فقیرى که امام انگشترش را به او بخشیده بود ، پرسید : « در چه حالى انگشتر را به تو داد ؟» گفت : در حال رکوع آن را به من داد .
السیوطی ، عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین (متوفای911هـ) ، الدر المنثور ، ج3، ص105 ناشر : دار الفکر - بیروت – 1993 .
اگر رکوع به معنای خضوع باشد . این امر نیاز به سوال ند اشت ؛ زیرا در نماز دو حال وجود ندارد یک حالت خضوع و یک حالت غیر خضوع .
حاصل آنکه : جمله « وَهُمْ راکِعُونَ » در آیه ولایت به معنای خضوع ، و نماز خواندن و گروه دیگری غیر از نمازگزاران ـ زکات دهنده‌گان ـ نیست ؛ بلکه جمله حالیه است .
شبهه یازدهم : تعارض بین آیه (55 - 54)
فخر رازی در باره آیه ولایت شبهه ای دیگری را مطرح نموده است که با این شبهه شأن نزول آیه را در باره علی علیه سلام‌ زیر سوأل قرار می دهد . شبهه ای که ایشان طرح نموده است این است که اگر آیه ولایت دلالت بر ولایت علی علیه سلام‌ نماید تعارض بین آیه مزبور وآیه 54 مائده واقع می شود زیرا آیه مائده دلالت بر امامت ابو بکر می کند ؛ اگر بنا شود که این آیه دلالت بر امامت علی علیه سلام‌ نماید تعارض بر قرار می گردد .
أَنَّا قَدْ بَيَّنَّا بِالْبُرْهَانِ الْبَيِّنِ أن الآية المتقدمة وهي قوله يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ [المائدة: 54] إِلَى آخِرِ الْآيَةِ مِنْ أَقْوَى الدَّلَائِلِ عَلَى صِحَّةِ إِمَامَةِ أَبِي بَكْرٍ، فَلَوْ دَلَّتْ هَذِهِ الْآيَةُ عَلَى صِحَّةِ إِمَامَةِ عَلِيٍّ بَعْدَ الرَّسُولِ لَزِمَ التَّنَاقُضُ بَيْنَ الْآيَتَيْنِ، وَذَلِكَ بَاطِلٌ، فَوَجَبَ الْقَطْعُ بِأَنَّ هَذِهِ الْآيَةَ لَا دَلَالَةَ فِيهَا عَلَى أَنَّ عَلِيًّا هُوَ الْإِمَامُ بَعْدَ الرَّسُولِ.
ما ثابت کردیم که آیه 54 سوره مائده از قوی ترین دلایل بر صحت ابی بکر است . اگر چنانچه آیه ولایت دلالت بر امامت علی نماید تناقض بین دو آیه بوجود می آید این تناقض باطل است پس بطور قطع این آیه دلالت بر امامت علی علیه السلام بعد از پیامبر نمی کند .
الرازی الشافعی ، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی ، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب ، ج12 ص18، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1421هـ - 2000م ، الطبعة : الأولى.
شبهات ایه ولایت
نقد و بررسی
از نظر علمای اهل سنت، امامت مقام الهی نیست ؛ بلکه مقام عرفی است که از طریق مراجعه به آراءمردم انتخاب و گزنیش می شود ، اعتقاد اهل سنت بر این است که هیچ نصی نه در قرآن و نه در لسان رسول خدا در باره خلافت بعد از خودش وارد نشده است .
عمر منکر نص بر خلافت ابوبکر است
7218 - حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يُوسُفَ، أَخْبَرَنَا سُفْيَانُ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: قِيلَ لِعُمَرَ أَلاَ تَسْتَخْلِفُ؟ قَالَ: «إِنْ أَسْتَخْلِفْ فَقَدِ اسْتَخْلَفَ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي أَبُو بَكْرٍ، وَإِنْ أَتْرُكْ فَقَدْ تَرَكَ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي، رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ»
بخاری ازعبدالله بن عمر نقل می کند که عمر درباره جانشین سوأل شد که آیا برای خود جانشین قرار می دهی ؟ گفت : اگر جانشین انتخاب کنم کاری کردم که کسی که از من بهتر بود یعنی ابو بکر انجام داد ه است . واگر ترک کنم بدرستی کاری کردم که کسی که بهتر از من بود یعنی رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ترک کرده نموده است .
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج4، ص 2256 ح 7218، کتاب الأحکام، باب الاستخلاف ،تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ،ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987. النیسابوری، مسلم بن الحجاج ابوالحسین القشیری (متوفای261هـ)، صحیح مسلم، ج 3، ص 1454 ح 1823، کتاب الإمارة، باب الاستخلاف وترکه، ،تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت. الترمذی السلمی، محمد بن عیسی ابوعیسی (متوفای 279هـ)، سنن الترمذی، ج 4، ص 502 ح 2225 ،تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت. قال الترمذی : وهذا حدیث صحیح، صححّه الألبانی فی صحیح
عمر و خلافت ابوبکر
نووی در شرح این حدیث گفته است : این حدیث دلالت دارد بر این که پیامبر نص بر جانیشین نکرده است .
وَفِي هَذَا الْحَدِيثِ دَلِيلٌ أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَمْ يَنُصَّ عَلَى خَلِيفَةٍ وَهُوَ إِجْمَاعُ أَهْلِ السُّنَّةِ وَغَيْرِهِمْ
النووی، ابوزکریا یحیی بن شرف بن مری، (متوفای676 هـ) ، شرح النووی علی صحیح مسلم، ج12، ص250،ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، الطبعة الثانیة، 1392 هـ.
علمای اهل سنت منکر نص بر خلافت هستند
عبد القاهر بغدادی می نویسد : علما گفتند : از رسول خدا نصی بر امامة فرد معین وجود ندارد بر خلاف نظر کسی مثل رافضة که معتقد به نص قطعی وصحیح بر امامة امام علی هستند .
وَقَالُوا بِأَن طَرِيق عقد الامامة للامام فى هَذِه الامة الِاخْتِيَار بِالِاجْتِهَادِ وَقَالُوا لَيْسَ من النبى صلى الله عَلَيْهِ وَسلم نَص على امامة وَاحِد بِعَيْنِه خلاف قَول من زعم من الرافضة انه نَص على امامة على رضى الله عَنهُ نصا مَقْطُوعًا بِصِحَّتِهِ
أبو منصور البغدادی ، عبد القاهر بن طاهر بن محمد (الوفاة: 429) ، الفرق بین الفرق وبیان الفرقة الناجیة ، ج 1 ص 340،دار النشر : دار الآفاق الجدیدة - بیروت - 1977 ، الطبعة : الثانیة
غزالی در این باره می نویسد :
رَضِي الله عَنْهُم وَلم يكن نَص رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم على إِمَام أصلا إِذْ لَو كَانَ لَكَانَ أولى بالظهور من نَصبه آحَاد الْوُلَاة والأمراء على الْجنُود فِي الْبِلَاد وَلم يخف ذَلِك فَكيف خَفِي هَذَا وَإِن ظهر فَكيف اندرس حَتَّى لم ينْتَقل إِلَيْنَا فَلم يكن أَبُو بكر إِمَامًا إِلَّا بِالِاخْتِيَارِ والبيعة
اصلا نصی از پیامبر بر امام وجود ندارد ، زیرا اگر نص وجود د اشت لازم بود که ظاهر گردد از نصب فردی ولی وأمرای بر لشکر درشهر ها ، هر گز مخفی نمی ماند چه گونه پوشیده مانده است واگر ظاهر بوده چه گونه از بین رفته است حتی به ما نرسیده است ، ابو بکر فقد با اختیار وبیعة اما شده است .
أبو حامد الغزالی (الوفاة: 505هـ) ، قواعد العقائد، ج 1 ص 226 ق : 226،دار النشر : عالم الکتب - لبنان - 1405هـ - 1985م ، الطبعة : الثانیة ، تحقیق : موسى محمد علی
ایجی می گوید : دراین باره یابیده نشد .
... أمّا النص فلم یوجد لما سیأتی.
الإیجی، عضد الدین (متوفای756هـ)، کتاب المواقف، صلی علیه وآله 400،تحقیق: عبد الرحمن عمیرة، ناشر: دار الجیل، لبنان، بیروت، الطبعة: الأولى، 1417هـ، 1997م.
تفتازانى می گوید : نص نسبت به ابی بکر منتفی است با این که ایشان بالاجماع امام است.
والنص منتف فی حق أبی بکر، مع کونه إماما بالإجماع.
التفتازانی ،سعد الدین مسعود بن عمر بن عبد الله ( الوفاة: 791هـ) ، شرح المقاصد فی علم الکلام ، ج 2 ص 281 ،دار النشر : دار المعارف النعمانیة - باکستان - 1401هـ - 1981م ، الطبعة : الأولى
ابن كثير گوید:
إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَمْ يَنُصَّ عَلَى الْخِلَافَةِ عَيْنًا لِأَحَدٍ مِنَ النَّاس، لَا لِأَبِي بَكْرٍ كَمَا قَدْ زَعَمَهُ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ السُّنَّةِ، وَلَا لَعَلِّي كما يقوله طائفة من الرَّافِضَةِ.
ابن کثیر می نویسد : پیامبر نصی بر خلافت احدی مشخصا ندارد نه برای ابوبکر کما این که برخی اهل سنت پنداشتند نه نه برای امام علی کما این که رافضه می گویند.
القرشی الدمشقی، إسماعیل بن عمر بن کثیر ابوالفداء (متوفای774هـ)، البدایة والنهایة، ، ج5 ، ص219، ناشر: مکتبة المعارف – بیروت
نووي گوید: 
أَنَّ الْمُسْلِمِينَ أجمعوا على أن الْخَلِيفَةَ إِذَا حَضَرَتْهُ مُقَدِّمَاتُ الْمَوْتِ وَقَبْلَ ذَلِكَ يَجُوزُ لَهُ الِاسْتِخْلَافُ وَيَجُوزُ لَهُ تَرْكُهُ فَإِنْ تَرَكَهُ فَقَدِ اقْتَدَى بِالنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي هَذَا وَإِلَّا فَقَدِ اقْتَدَى بِأَبِي بَكْرٍ
مسلمانان اجماع دارند بر این که خلیفه وقتی مقدمات فوتش فرارسد ، قبل ازاین برای او جائز است که جانشین قرار دهد ویا ترک نماید اگر ترک نماید پیروی از پیامبر نموده است اگر جانشین انتخاب نماید اقتدای به ابوبکر کرده است.
النووی، ابوزکریا یحیی بن شرف بن مری، (متوفای676 هـ) ، شرح النووی علی صحیح مسلم، ج12، ص250،ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، الطبعة الثانیة، 1392 هـ.
بنابراین استدلال به آیه قرآن برای اثبات امامت ابوبکر با مبنای اهل سنت سازگاری ندارد و اصل مبنای آن‌ها و در نتیجه اصل مشروعیت خلافت خلفای سه گانه را زیر سؤال می‌برد .
عائشه منکر نزول آیه بر خاندان خویش است
ادعای نزول آیه 54 سوره مائده در حق ابوبکر ، با روایت صحیح بخاری که عائشه اعتراف می‌کند هیچ آیه‌ای در قرآن کریم در باره خاندان او نازل نشده است‌ ، در تعارض است .
بخاری در صحیح خود به نقل از عائشه می‌نویسد :
ما أَنْزَلَ الله فِینَا شیئا من الْقُرْآنِ إلا أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ عُذْرِی.
هیچ آیه‌ای در قرآن کریم در حق ما نازل نشده است ؛ مگر آیه برائت مرا از تهمت .
البخارى الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4 ص 1827 ، ح4550‌، کتاب التفسیر ، بَاب وَالَّذِی قال لِوَالِدَیْهِ أُفٍّ لَکُمَا ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.
ابوبكر و قرأن
البته ما این آیه را در مقاله ادله خلافت ابوبکر به صورت مفصل بررسی کرده‌ایم که دوستان عزیز می‌تواند به آن مقاله مراجعه بفرمایند .
شبهه دوازدهم : دادن زکات در نماز دارای چه عنوانی است ؟
این تیمیه می گوید :
وَمِنْهَا: أَنَّ الْمَدْحَ إِنَّمَا يَكُونُ بِعَمَلٍ وَاجِبٍ أَوْ مُسْتَحَبٍّ، وَإِيتَاءُ. الزَّكَاةِ فِي نَفْسِ الصَّلَاةِ لَيْسَ وَاجِبًا وَلَا مُسْتَحَبًّا [بِاتِّفَاقِ عُلَمَاءِ الْمِلَّةِ]. فَإِنَّ فِي الصَّلَاةِ شُغْلًا.
مدح وتمجید یا نسبت به عمل واجب است ویا نسبت به عمل مستحب ؛ دادن زکات در نماز؛ نه واجب است و نه مستحب به اجماع علمای تمام ملت ؛ زیرا این در نماز یک عمل به حساب می آید .
منهاج السنة النبوية ج2 ص31 المؤلف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي (المتوفى: 728هـ)، المحقق: محمد رشاد سالم، الناشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية، الطبعة: الأولى، 1406 هـ - 1986 م، عدد المجلدات: 9.
نقد و بررسی
اولا : دادن زکات در هنگام نماز از سوی امام علی علیه السلام مورد مدح و ستایش قرآن قرار گرفته ؛ اگر دادن زکات مدح نمی داشت ، خداوند آن را ستایش نمی‌کرد .
پیش از این ثابت کردیم که برخی از علمای اهل سنت ادعای اجماع کرده‌اند که این آیه در باره امیر مؤمنان علیه السلام نازل شده است ؛ بنابراین انکار ابن تیمیه فاقد مبنای علمی است .
ثانیا : دادن زکات در هنگام نماز توسط امام علی علیه السلام ، به عنوان فعل مباح نه واجب و مستحب مورد مدح قرآ ن قرار گرفته است .
از این گذشته ، پیش از این گذشت که رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز اعمالی را در حال نماز انجام داده است که بر مبنای ابن تیمیه نه واجب است و نه مستحب ؛ مثل منگوش گرفتن عائشه ، سوار کردن امامة بنت أبی العاص بر شانه و ... .
شبهه وحدت سیاق بین آیات51 و55
از جمله شواهدى که براى نزول آیه درباره عباده گفته اند , وحدت سیاق آیات است . برخى گفته اند چون آیات پیشین درباره عبادة بن صامت نازل شده است و آیه ولایت نیز در سیاق آن آیات است , پس این آیه هم درباره عباده نازل شده است . فخر رازی در این باره می نویسد :
 أَنَّ الْمُرَادَ عَامَّةُ الْمُؤْمِنِينَ، وَذَلِكَ لِأَنَّ عُبَادَةَ بْنَ الصَّامِتِ لَمَّا تَبَرَّأَ مِنَ الْيَهُودِ وَقَالَ: أَنَا بَرِيءٌ إِلَى اللَّه مِنْ حِلْفِ قُرَيْظَةَ وَالنَّضِيرِ، وَأَتَوَلَّى اللَّه وَرَسُولَهُ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ عَلَى وَفْقِ قَوْلِهِ.
منظور از این آیه تمام مردم است ، زیرا عبادة بن صامت از یهود بیزاری جست گفت : من از تعهد وپیمان با قریضه ونضیر بیزارم ولایت خدا ورسول اورا قبول دارم ، این آیه مثل آیات سابق نازل شده است .
الرازی الشافعی ، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای604هـ) ، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب ، ج12 ص22 ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1421هـ -2000م .
نقد و بررسی
در آیات یاد شده, سیاق واحدى به چشم نمى خورد , زیرا مضامین آیات , گوناگون و است.
بر فرض این که میان چند آیه از نظر مضمون , هماهنگى باشد , این هماهنگى دلیل بر یکى بودن سبب نزول آنها نیست , زیرا نظم و شکل چیده شدن آیات یک سوره دلیل بر نزول آن آیات به همان صورت نیست .
بر فرض وجود وحدت سیاق در مورد بحث و دلیل بودن آن بر وحدت سبب نزول آیات این فراز , باز هم مى بینیم نزول همان آیات پیشین درباره عبادة بن صامت, ثابت و مسلّم نیست.
با توجه به این، روشن است که این آیه، سبب نزولش یا أحد است یا ابو لبابه و یا عباده و إبن أبیّ. شما که می‌گوئید وحدت سیاق دارد ، کدام وحدت سیاق؟ آیه 51 مائده در یک قضیه نازل شده، و آیه 55 مائده سبب نزولش چیز دیگری است. و این دو ثابت می‌کند که هیچ ارتباطی میان این دو آیه نیست و وقتی ارتباط نباشد، امکان سیاق‌گیری هم نیست .

1- رعایت ادب اسلامی و رسم الخط فارسی ضروری است
2-برای استفاده از مزایای خاص سایت پیشنهاد میشود وارد شوید و نظر خود را ارسال نمایید