استناد شيعه به منابع اهل سنت

چندی پیش در یکی از شبکه های وهابی شخصی که اسم او را کارشناس! گذاشته اند مطلبی را بیان کرد که شک ما نسبت به اینکه این شخص از اصول اوليه در مباحث اسلامي بيخبر است را به يقين تبديل کرد.
يکي از کارشناسان! وهابي شبکه کلمه که متاسفانه خود را نماينده اهل سنت معرفي نموده بيان داشته است که :چرا شیعیان حدیث قرطاس و امثالهم را از منابع اهل سنت سند می دهند. چرا برای بحث با اهل سنت از منابع خود شیعه سند نمی دهند؟
پاسخ اجمالي:
جدل در منطق چیست؟
قیاسی که بتواند طرف را وادار به تسلیم کند باید از موادی تشکیل شود که مقبول طرف است، اعم از آنکه یقینی باشد یا نباشد مقبول عموم باشد یا نباشد، این نوع قیاس را « جدل» میخوانند. مانند اینکه شخصی اقوال یک حکیم یا فقیه را قبول دارد، به استناد قول این حکیم یا فقیه که مورد قبول آن شخص است او را محکوم میکنیم در صورتی که خود ما ممکن است قول آن حکیم یا فقیه یا مطالب مورد اعتراف او را قبول نداشته باشیم. امثله فراوانی برای این مطالب میتوان ذکر کرد، ما به ذکر یک داستان که مشتمل بر مثالی است میپردازیم.
در مجلس مباحثهای که مامون برای علمای مذاهب و ادیان تشکیل داده بود و حضرت رضا(ع) نماینده مسلمانان بود. بین حضرت رضا و عالم مسیحی درباره الوهیت یا عبودیت عیسی(ع) بحث درگرفت عالم مسیحی برای عیسی مسیح مقام الوهیت و فوق بشری قائل بود. حضرت رضا(ع) فرمود: عیسی مسیح همه چیزش خوب بود جز یک چیز و آن اینکه بر خلاف سایر پیامبران به عبادت علاقهای نداشت؟ عالم مسیحی گفت: از تو این چنین سخن عجیب است، او از همه مردم عابدتر بود.همین که حضرت رضا اعتراف عبادت عیسی را از عالم مسیحی گرفت، فرمود: عیسی چه کسی را عبادت میکرد؟ آیا عبادت دلیل عبودیت نیست؟ آیا عبودیت دلیل عدم الوهیت(مقام خدايي) نیست؟به این ترتیب امام(ع) با استفاده از امری که مقبول طرف بود، البته مقبول خود امام هم بود، او را قانع کرد.
جالب اینجاست اگر این دوست پرسشگر و شبهه کننده قران را مطالعه کنند قطعا با نمونه های متعددی از جدال احسن در قران برخورد خواهند کرد.
آیات ۷۶ الی ۷۹ سوره انعام بیانگر جدال ابراهیم نبی با مشرکین هست.به راستی اگر حرف این منتقد درست بوده باشد. چرا ابراهیم از طریق اندیشه و چیزی که مشرکین قبول داشتند با آنها حرف زد. چرا از همان اول نرفت سر اصل مطلب رو بگوید:ای مردم خدای من خدای یکتاست و….؟
جالب اینجاست در قران نمونه هایی به این سبک فراوان است. نمونه دیگر:قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْراةِ فَاتْلُوها إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ  آل عمران۹۳
اگر سخن اين شخص تا آشنا به علوم اسلامي را قبول کنيم!!!نعوذوبالله به خدا و حضرت ابراهیم هم اشکال وارد ميشود!
در راستاي آموزش به اين شخص نا آشنا به مباني اوليه قاعده الزام را به وي آموزش مي دهيم:
الزموهم بما الزمو به انفسهم:یکى از قواعد مسلّمه عقلائیه است که در تمام محاکم دنیا اعتبار داشته و بر اساس آن حکم می‌شود.
به این شکل که اگر شخصى بر حسب ضوابط و مطالب معین و مورد قبول خودش به چیزی ملتزم شد ، شخص دیگرى که آن ضابطه از نظر او صحیح نیست ، می‌تواند علیه کسى که به آن ضابطه ملتزم است ، استناد کند و طرف مقابل هم ملزم به پذیرش این قاعده عقلائى است. و الّا نزد عقلاء عالم محکوم خواهد بود. و اگر طرف مخالف برخلاف نظر خود اعتراف کرده باشد به سخن او استناد می شود ولی اگر در کنار آن مطلبی که به نفع او باشد بیان کند توجه نمی شود.
به عنوان مثال اگر کسی در دادگاه بگوید: این لباسی که بر تن من است از آن آقای زید است و لباسی که بر تن آقای زید است متعلق به من می باشد، قاضی  باتوجه به اعتراف او  قضاوت می کند و لباس تن او را به زید بر می‌گرداند ولی نسبت به ادعای وی که لباس تن زید مال من می باشد از وی شاهد مطالبه می‌کند و در صورت عدم اقامه شاهد در آن رابطه حکم نمی‌کند.
لذا علّت این که می‌بینید در بسیاری از موارد از جمله موضوع مورد بحث (حدیث قرطاس) علمای ما به روایات وارده در کتب اهل سنّت استناد نموده‌اند همین بوده است.
 شما اگر به آنچه که از مطاعن و مثالب خلفاء و بسیاری از دشمنان اهل بیت علیهم السّلام در کتب شیعه آمده دقت بفرمائید ملاحظه خواهید نمود که تمامی آنها با استناد به کتب اهل سنّت است و به ندرت موردی می‌توان پیدا نمود که به امام معصوم علیه السّلام ختم شود. و اگر هم مورد نادری یافت شد آنقدر در لفّافه و کنایه و استفاده از رموز بیان شده است که اگر وجود شواهد و قرائن کتب اهل سنت نباشد قابل حمل و توجیه نیست.
جالب اینجاست خود بزرگان اهل سنت هم به این مسئله اقرار دارند.
ابن حزم اندلسی می گوید:
لا معنی لاحتجاج الشیعه علینا بکتبهم و نحن لا نصدقوها و لا معنی لاستدلالنا بکتبنا وهم لا یصدقونها.معنی ندارد که شیعه بیاید برای حقانیت خود و بطلان مذهب ما اهل سنت، با کتاب های خودشان بر ما استدلال کنند و معنا ندارد ما اهل سنت، برای نقد عقائد شیعه، بخواهیم به کتاب های خودمان استدلال کنیم(الفصل فی الاهواء والملل والنحل ۴ / ۱۵۹٫)
قطعا اگر اين فرد وهابي اندکي با این دو اصل علمی آشنا بود. چنین سخنانی را بیان نمی کرد که باعث به سخره گرفتن خودش و علم ناقصش شود.پس روشن است که اگر شیعه در کتب خویش برای اثبات حدیث قرطاس و امثالهم به منابع صحیح نزد اهل سنت اشاره می کند دقیقا بر اساس قواعد علمی است.  و شيعيان از باب استدلال (وَ جادِلهُم بالتی هِی احسنُ) و براي اتمام حجت اين احاديث را از منابع انها مي اورند( چون اهل سنت ملزم به قبول آن هستند)  و  اين به آن معني نيست که  تمام مدارک  و منابع اهل سنت مورد وثوق و تاييد شيعه  مي باشد.
به راستی آیا برای شما شبیه شوخی نیست اگر یک بودا طبق تفکرات خودش نعوذبالله رسول الله را متهم به شرب خمر کند. سپس که از او سوال کنیم سند ادعایت چیست. بگوید در کتب بزرگان ما چنین نوشته شده است؟؟!!
امیدوارم این جناب کارشناس!!!ابتدا کمی قواعد بحث علمی را مطالعه کرده سپس به اسم کارشناس در یک شبکه حاضر شوند و به نقد شیعه و اهل بیت بپردازند.
حسین احمدی
دیدگاه کاربران

در حال حاضر دیدگاهی برای این مطلب ارسال نشده است. اولین نفری باشید که دیدگاه خود را ثبت می کند.

ارسال دیدگاه

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید: فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. نظراتی که شامل فحش، ناسزا و توهین به افراد، گروه، دین و مذاهب باشد حذف می شوند.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *